ودود روغنی زنجانی
زندگینامه شهید
ودود درسال 1347درخانواده ای مذهبی در شهرستان زنجان به دنیا آمد ،همیشه چون بزرگان رفتار می کرد.از سنین 10-11سالگی شع به خواندن نماز وگرفتن روزه نمود،از غیبت کردن ودروغگتن بسیار گریزان بودهنگام شروع حرکتهای اسلامی با اینکه 8سال بیشتر نداشت،همیشه جهت شرکت درراهپیماییها از مادر خود خواهش می نمود واجازه می خواست،عدم وابستگی به مادیات ودلبستگیهای دنیوی بسیار دروی چشمگیر بود.پس از آغاز جنگ تحمیلی ،مبلغ پولی که از بابت پول روزانه خود اندوخته بود ره دور از هرگونه هیاهو وریا به حساب جنگ واریز نمود وچون خانواده او متوجه مسأله شدند به آنها گفت: « یه هیچ وجا اجازه ندارید موضوع رادر جایی مطرح کنید» شهید ودود همانگونه که از نظر رفتاری ونحوه زندگی وساده زیستی وساده پوشی همیشه نمونه بود،از جهات درسی نیز پشتکار عجیبی داشت.بسیاردرخواندن درس وکسب معرفت مطالعه تلاش می کرد.از انسان یک بعدی بسیار گریزان بود،دقتومطالعهدرجریانات سیاسی جهان از مواردی بود که بسیار به آن علاقه داشت،لذادراین زمینه اطلاعات بسیاری داشت وصاحبنظربود،دوران تحصیل رادر زنجان سپری نمود وچونشدیدابه این امر معتقد بود که افراد مومن به انقلاب باید درامر تحصیل نیز پیشرفت داشته باشند،لذا جهت ورود به دانشگاه سالهای آخر تحصیل ،خود را در اتاقی محصور نموده وشبانه روز جدیت نمود تابه دانشگاه راه پیدا کند وهمیشه می گفت: « من باید دردانشگاه قبول شوم،سپس شهید شوم،چراکهیاوهسرایان می گویند: جبهه ها راافراد ناآگاه وبیسواد پر کرده اند .لذا شهید شدن یک دانشجو می تواند اثر تبلیغی بیشتری داشته باشد.« از این رو زحمات چندین ساله اش هم از برای مکتب ودرراه اسلام بودو حتی تأکید کرده بود که دراعلامیه شهادت وی کلمه «دانشجو»را حتما به کاربرند.پس از شرکت در کنکور،به پدر ومادرش اظهار داشت که دیگر مانعی جهت رفتن من به جبهه وجود ندارد ،لذا عازم جبهه های نبرد گردیدودر دو نوبت هر دفعه به مدت 3ماه درجبهه بود که همزمان نامش جزء قبولان کنکور اعلام شد.پس از بازگشت ،برای ثبت نام به دانشگاه مراجعه نمود که چون مدتی از آغاز ترم گذشته بود،برای مهر ماه 1366ثبت نام نمود.لازم به ذکر است که از لحظه ای که نامش جزء قبولان دانشگاه اعلام شده بود،مشغول خواندن زبان انگلیسی بود. چرا که گفت: «چون معتقد به این انقلابم،لذا در کلاس درس باید جزءدانشجویان ممتاز شوم تا خیال نکنند این امر با یکدیگر مغایرت دارد.«بنا به اظهار همرزمانش ،حتی درجبهه،اوقات بیکاری خود را به خواندن ومطالعه می گذراند.حدود اواخر تیر ماه بود که مجددا تصمیم گرفت به جبهه برود وهیچ امری نتوانست مانع رفتن او شود.حتیدرجواب یکی از اعضای خانواده که به او توصیه می کند که فعلا از رفتن به جبهه خودداری کند تا پس از گذراندن چند ترم ،بعنوان دانشجوی پزشکی (امدادگر)به جبهه اعزام شود،اظهار می دارد:« اینبار راهم می روم.چون اگر درسم را شرع کنم نیاز به مطالعه ودقت زیاد دارم ونمی توانم به جبهه بروم» از این رو به سپاه مراجعه نمود وچون مشخص نبود که بلافاصله به کردستان اعزام شود.با گرفتن نشانی گردان زنجان به تنهایی به سمت کردستان حرکت نمود وبه جمع رزمندگانپیوست،سرانجام درروز عید غدیرخم در 23/5/66 در منطقه عملیاتی نصر7(بوالفتح عراق)ودر حالی که تنها 10روز به پایان مأموریتش باقی مانده بود،به شهادت رسید.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید ودود روغنی زنجانی
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید