علی مردان موحد
زندگینامه شهید
"شهید علیمردان موحد" شهید علیمردان موحد در سال 1339 در زنجان تولد یافت .شهید در کودکی علاقه زیاد به خواندن قران و آموختن مسائل اسلام داشت. او دارای اخلاق پسندیده و بسیار مهربان بود و هرکسی را می دید ناتوان بود و قدرت حرکت نداشت با هر زحمتی بود به او کمک میکرد در سن 15 سالگی علاقه زیادی به کتب مذهبی و آموختن زبان عربی و به کتاب مفاتیح که تشکیل شده بود از دعاهای زیاد حتی معنی اکثر دعاها و سوره های قرآن را می دانست.تا شروع انقلاب چنان فعالیت میکرد که شبانه روز استراحت کافی نداشت چون قبل از انقلاب اعلامیه های امام را همه جا با چند نفر از دوستان خودشحتی به دورترین نقاط می رساند.به دستور امام جمعه اینها نگهبانی رادیو و تلویزیون و گاهی در قسمت پمپ بنزین و گاه کارخانه برق و آب بود. در آن زمان همه وقت با مامورین درگیر بود حتی چند شب در زندان منحوس پهلوی مانده و چون به او ظن پیدا کرده بودند گاهی چند روز به جاهای دیگر می رفت تا دستگیر نشود و بتواند به مبارزات خود ادامه دهد.در سال 1359 به عنوان معلم پیمانی به استخدام اداره آموزش و پرورش درآمد. خدمت صادقانه خود را در لباس مقدس معلمی که سال ها آرزوی آن را داشت از روستای سعید کندی، اوچ تپه، شهید مشتاقیان ، شهید اصغر حیدری و دبستان نقی بنایی زنجان شروع نمود. وی همچنین به زبان انگلیسی تسلط داشته است.معلم شهید که به خوبی پی به اعمال منحوس پهلوی برده بود بهترین شکل مبارزه خود را از منظر ورزش می دانست . با تاسیس باشگاه ورزشی ،جوانان را به گرد خود جمع کرد و در خلال آموزش ها و تمرینات ورزشی اهداف اسلامی خود را پیاده می نمود.او یکی از زحمتکش ترین ، مخلص ترین و دل سوز ترین مربی جامعه ورزش زنجان در رشته فوتبال بود . می توان اعتراف کرد که انسانی وارسته از تمامی جهات زندگی بود . او ورزش را در جهت اهداف انضباط نفسانی ، شکوفایی و نشاط روح ، مایه همکاری و خدمت به دیگران ، احترام به هستی انسان ها و انسانیت انسان ها ، گذشت و ایثار می دانست. او کسی بود که قهرمان پروری را نمی پسندید و همیشه قهرمان واقعی را جنبه خصوصیات والای انسانی ، همدلی و دوستی جستجو می کرد. ایشان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در کسوت مربی و سرپرست ، تیم فوتبال پاس را در خیابان سرچشمه سابق( طالقانی کنونی) تاسیس نمود. با توجه به مشکلات زمان و آگاهی کاملی که از جو موجود داشت جوانان را در آن باشگاه گرد هم آورده از هدر رفتن نیروی جوانی آنان در ان برهه زمان جلوگیری می کرد با درآمد باشگاه افراد مستضعف را کمک های مالی می نمود. به همین دلیل عوامل رژیم پهلوی او را شناسایی کرده باشگاه پاس را تعطیل نمودند. همین که جوانان و نوجوانان را از ورطه گناه و کارهای لوده دور می نمود بهترین خدمت را به جامه می کرد . تا اینکه عوامل نفوذی رژیم پی به اهداف شهید موحد برده در صدد تعطیلی فعالیت های ایشان برآمدند.البته باید اذعان داشت که تیم پاس او را در سطح استان جزء بهترین تیم ها محسوب می شد و در مسابقات مقام های خوبی را به خود اختصاص می داد. ایشان در سال 1360 مسئول هیئت فوتبال استان زنجان بوده که در این زمینه نیز خدمات شایسته ای به جوانان ورزش دوست زنجانی داشته است. شهید والا مقام در پیروزی انقلاب نقش فعالی داشت و اعلامیه های حضرت امام را همه جا حتی به دورترین نقاط می رساند و چون مردم دیگر در تمامی راهپیمایی ها شرکت می نمود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران از طرف امام جمعه زنجان حفاظت از مکان ها و ادارات حساس شهر زنجان همت گماشت. بعد از انقلاب دیگر به خانه کم میآمد همیشه در سخنرانی و تبلیغات در مسجدها فعالیت میکرد و برای هر چه شکوفایی انقلاب تلاش می نمود و خود نیز هم بعد از نمازهای مغرب و عشا در ماه رمضان سخنرانی میکرد چون علاقه زیاد به انقلاب داشت.شهید پس از گذراندن دوره های آموزش نظامی در تهران با دوستان خود به جبهه رفتند هنوز سپاه به صورت کامل به وجود نیامده بود که به عنوان داوطلب به جبهه رفتند 2 سال در خدمت دکتر چمران میجنگید. او چند بار به جبهه ها عزیمت نمود. سخنرانی های ایشان که از جبهه به صورت نوار کاست به یادگار مانده است نشان از ایمان ، شجاعت و صداقتش می باشد.شهید موحد مسئولیت گروه های آر پی جی 7 از گردان ذوالفقار تیپ محمد رسول الله را بر عهده داشت و مدت ها در گروه جنگ های نامنظم شهید چمران عاشقانه فعالیت می نمودو ایشان حتی در محاصره سوسنگرد 3 روز د رمحاصره رژیم بعث مانده بودند تا آزادی سوسنگرد آنجا بودند. چند مرتبه هم ماشینهای آنها را با توپ زدند که آتش گرفت حتی در آن چند تا اسیر گرفته بود. در آخرین مرتبه که به جبهه رفتند با سپاه تهران رفتند با دانشجویان دانشگاه تهران عازم جبهه شدند و با برادر کوچکش به قسمتهای سومار، سردشت رفته بودند معلوم بود کسی که همیشه از اسلام و میهن خود دفاع میکرد با ضد انقلاب همیشه ضد بود.آنطور که دوستانش و همسنگرانش میگفتند یک فرمانده دلسوز و با تجربه بود می گفتند در تاریخ 61/7/12 شبانه ما را یکجا فرستاده بودند که حتی ما سربازان خودمان را با سرباز عراقی نمیشناختیم چون در محاصره بودیم نزدیک بود همه گروهان کشته یا دستگیر شویم.شهید موحد در حالی که فرماندهی گروه را به عهده داشت در تنگه ای در سومار به مصاف دشمن بعثی می رود و وقتی که متوجه می شود که گروه به محاصره درآمده است. خودش می ماند و اعضای گروه را با اجرای آتش و مقاومت بی مثال از تنگه رد می کند "وقتی شهید موحد مورد اصابت گلوله های دشمن قرار گرفت زانو بر زمین زد و با خون خود وضو گرفت و سر بر سجده نهاد." پس از 12 روز تنگه از وجود دشمن پاکسازی شد. وقتی بر پیکر شهید موحد رسیدیم در کمال تعجب او را همچنان در حال سجده دیدیم در حالی که 12 روز از شهادتش می گذشت.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید علی مردان موحد
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید