حسین بیگلری
شهید

حسین بیگلری

نام پدر:
دانشگاه: مرکز تربیت معلم علامه طباطبایی ارومیه
مقطع: ------------------
رشته:
تولد: بخش سیه چشمه-ماکو
تاریخ تولد:
تاریخ شهادت: 1365/12/05
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 5
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید حسین بیگلری در سال 1344 در بخش سیه چشمه در یک خانواده مذهبی و متدین چشم به جهان گشود. دوران تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را به اتمام رسانید. ایشان از نظر اعتقادی بسیار قوی بود. با سن کم به اندازه یک روحانی عالم بود. علاوه بر نمازهای یومیه نماز شب نیز می خواند. بسیار متقی بود. از 9 سالگی نمازش را ترک نکرده بود. به قدری با تقوا و عالم بود که در مرکز تربیت معلم علامه طباطبایی او را به اجبار به امام جماعت انتخاب کردند. از نظر ولایت فقیه تمام کمال به آن اعتقاد داشت. امام را با جان و دل دوست می داشت و می گفت: او نماینده امامان است و او ما را از جهالت رهانیده و استقلال را به کشور بازگردانید و همیشه خدا را شکر گذار بود. او پشتیبان ولایت فقیه و جمهوری اسلامی بود. ایشان به خوبی درس می خواند و آن را یک تکلیف و وظیفه جدی می دانست و بی نهایت برای درس و نماز توأما اهمیت قائل بود. از نظر اخلاق در خانواده از همه بارزتر و نمونه یک انسان مخلص با صداقت و امین و تلاشگر بود. به جرأت می توان گفت هیچ کس را نمی توان یافت که از ایشان گله و یا ناراحتی داشته باشد. مقید به امور بود و درک بالایی داشت. در ایام تعطیلات کارگری می کرد و به خانواده و دیگران احسان و نیکی می کرد. در دوران انقلاب که ایشان محصل بودند، در خانواده اولین کسی بود که انقلاب و مردم را شناخت و تا آخر عمر پر برکت خود به آن ها وفادار ماند. در کلیه راهپیمایی ها و مراسمات نیز شرکت می جست. در مدرسه از اعضای دائمی و فعال انجمن های اسلامی بود و از هیچ تلاشی در این منطقه کوچک نسبت به انقلاب دریغ نمی کرد. با علاقه بسیاری که به امام امت عزیز داشت و غیرت بالایی که به خاک و ناموس داشت، او را وادار به اعزام به جبهه نمود. از روزی که جنگ شروع شد، تمام فکرش در جبهه ها بود. او دائماً از جبهه ها یاد می کرد و صحبت می نمود. همیشه می گفت امام را فراموش نکنید. تنها ناراحتی ایشان این بود که خدای نکرده نتواند مادرش را راضی کند که به جبهه اعزام شود. بالاخره رضایت پدر و مادر را جلب کرد و بعد از قبولی در تربیت معلم علامه طباطبایی ارومیه یک سال درس خواند و بعد به جبهه اعزام گردید. در مورد جبهه می گفت: می ترسم جنگ تمام شود، اما من نتوانم سهمی در آن داشته باشم. از ارومیه با سپاهیان دوم حضرت محمد(ص) به جبهه اعزام گردید. تمامی خانواده، ایشان را بدرقه می کردند. به علت شدت علاقه ای که خانواده به او داشتند، همگی گریه می کردند. همرزمانش می گفتند او نمونه کامل یک انسان با اخلاص بود. او در دوران آموزش به قدری مهربان و خاکی بود که در امورات جزیی بر همگان منت داشت و بیش از حد نیکی می کرد. ظروف غذای دوستانش را در دل شب می شست و آماده می کرد. در امورات دینی آگاهی بسیار داشت و بسیار گمنام و بی ریا بود. او کودکان را هم به درس خواندن تشویق می کرد. خیرخواه همه بود و همه را به جان و دل دوست داشت. درستکار، امین، باتقوا، راستگو و تمام جنبه های خوب اخلاقی در وجود او متجلی بود. همه برای او احترام خاصی قائل بودند و او همه را ارشاد می کرد که نماز را از یاد نبرید. سر انجام در تاریخ 1365/12/05 در منطقه شلمچه در عملیات کربلای پنج به شهادت نائل آمد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه ی شهید حسین بیگلری
تاریخ: 1365/02/06

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.