شهید سيدمهدي شريعتي
زندگینامه شهید
بیستوششمین روز از شهریورماه
1337
در شهرستان مذهبی نجف آباد و در خانوادۀ متدین شریعتی، از اولاد پیامبر عظیمالشأن، پسری پا به عرصۀ وجود نهاد که نامش را مهدی نهادند. از همان دوران کودکی در جو باایمان خانوادهاش با واجبات دین آشنا شد و بعدها در هرچه بهتر انجام دادن این مهم میکوشید. هفت ساله بود که برای فراگیری علم و دانش راهی مدرسه شد و با عشق و علاقه وافری که به درس خواندن داشت همیشه از شاگردان ممتاز محسوب میشد. هوش و ذکاوت والایی داشت. به جز مطالعۀ کتاب درسی، کتب مذهبی، سیاسی، علمی و دینی را نیز مطالعه میکرد. پس از گذراندن دورۀ دبیرستان، رشتۀ ریاضی در کنکور سراسری شرکت نموده و در دانشگاه اصفهان قبول شد. فرایض دینی را با عشق انجام میداد، به جز آن صبح به صبح با تلاوت قرآن با معبودش رازونیاز میکرد.
تمام کارهای شخصیاش را خودش انجام میداد و بسیار خندهرو و مهربان بود. برای خواهرانش کتب احکام دینی خریداری میکرد و آنها را در یادگیری این فرایض تشویق و ترغیب میکرد. در زمان بیداری مردم او نیز پابهپای دیگر مردم انقلابی در تظاهرات شرکت می کرد و در پخش اعلامیه حضوری فعال داشت. در همین راستا به دست رژیم منحوس ساواک دستگیر شد و دو ماه در زندان محبوس بود. پس از مقاومتهای بسیار بالاخره آزاد شد و به فعالیتهایش ادامه داد. آقامهدی برای اعتلای سطح فکر و اندیشهاش به گوش دادن نوارهای آیتالله مطهری و طباطبایی مبادرت میورزید. تا اینکه درخت مقاومت و همبستگی ملت آزادۀ ایران به بار نشست و در 22 بهمنماه 1357 جشن پیروزی انقلاب در کشور برپا شد. پس از مدتی دانشگاهها تعطیل شد و ایشان برای کسب علوم دینی راهی حوزۀ علمیۀ قم شد. دروس این مهم را به نحو احسن یاد میگرفت و عملکرد واقعی داشت، به طوری که به جز حضور در مساجد، در مراسم مذهبی، دینی و سوگواری حضور مییافت. همیشه کلامالله مجید و دعاهای معنوی را زمزمه میکرد.
زمانیکه دشمن بعثی به خاک کشورمان یورش آورد، بدون لحظهای درنگ پابهپای دیگر آزادیخواهان به عنوان مبلغ راهی جبههها شد. به خانوادهاش تأکید میکرد که با سادهاندیشی فریب استکبار و دشمنان قسم خوردۀ ملت را نخورند و وظیفۀ شرعی و دینی خود را به درستی انجام دهند. مجروحیت در جنگ هم نتوانست لحظهای او را از اهداف والایش که همانا دفاع از خاک وطن بود دور نماید. پس از بهبودی نسبی و با عزمیجزمتر با لشکر8 نجفاشرف در گردان پیادۀ انبیاء به شرق بصره شتافت تا در عملیات رمضان حضور یابد. پس از استقامتهای فراوان به تاریخ 23/4/1361 در بحبوحۀ عملیات از دیدهها پنهان شد. خانوادۀ غمپرورش سالهای سختی را به امید بازگشت ایشان پشت سر گذاشتند تا اینکه متوجه شدند فرزندشان به درجۀ رفیع شهادت نائل گشته اشت. آرامگاهی به یادبود از حماسههایش در کنار دیگر شهیدان نجف آباد در نظر گرفته شد و تا ابد جاودانه گردید
دیدگاه شما
برای صرفنظر کردن از پاسخگویی اینجا را کلیک نمایید.
متن دیدگاه شما
Δ
وصیتنامه شهید
وصیتنامه این شهید بزرگوار در حال گردآوری و تدوین است. از صبر و همکاری خانواده محترم شهید سپاسگزاریم.
گالری تصاویر
تصویری در گالری ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید