رضا شیرزاده
زندگینامه شهید
هفتم بهمن ماه سال 1346، در شهرستان نیشابور و در خانهی علیاصغر و نصرت، یکی دیگر از یاران باوفای انقلاب دیده به جهان گشود که رضا نام گرفت. رضا کودکی خوش برخورد و مهربان بود. او بعد از پشت سر گذراندن دورهی ابتدایی و هنگامهی ورود به دورهی راهنمایی وارد بسیج دانشآموزی شد و در آنجا به فعالیت پرداخت. رضا ضمن تحصیل به پدرومادرش نیز کمک میکرد و در بسیج مسجد هم فعالیت داشت تا اینکه بعد از اتمام تحصیلات دبیرستان و شرکت در کنکور سراسری، در تربیت معلم قبول شد و برای ادامه تحصیل عازم قوچان گشت. رضا علاقهی زیادی به انقلاب اسلامی و میهن عزیزمان نشان میداد و تا آنجا که امکانش بود به قوانین و مقررات اسلامی و آئین مقدسش احترام میگذاشت و به آنها جامهی عمل میپوشاند. او مشکلگشای مردم و خانوادهاش بود و در نماز جمعه و جماعت شرکت میکرد و به نوافل اهمیت زیادی میداد و اکثراوقات در دعاها شرکت داشت. رضا از کودکی دارای عقاید باارزش روحانی و ایمانی بود و در همهی شرایط به فکر نیازمندان بود، او که وجودی سرشار از عشق و ایمان و خدمترسانی به مستضعفین جامعه داشت و بارها از آزمون خدمتگزاری به اقشار محروم، موفق و سرافراز بیرون آمده بود، پیوسته درصدد بود تا با حضور در میدانی وسیعتر، بتواند گامی به وسعت همت خویش برداشته و ضمن گرهگشایی از کار مردمی که به آنان عشق میورزید، روح ناآرام خویش را نیز تسکین بخشد و برای نیل به چنین مهمی، هیچ چشمانداز و مقصدی جز جبهههای نور علیه ظلمت نمیدید و احساس نمیکرد. رضا طی مدت تحصیل در دانشگاه بارها کوشید تا به نحوی در جبهههای دفاع مقدس حضور یابد اما چون اغلباوقات یکی از اعضای خانوادهاش در جبهه حضور داشت، چنین اجازهای از سمت خانواده نمییافت و میگفت:" بالاخره من هم به جبهه میروم، دیگر طاقتم تمام شده است و میخواهم بروم جبهه!" و همیشه دعایش این بود که خداوند توفیق چنین موهبتی را به او عنایت فرماید، تا اینکه نیایشهایش عاقبت به هدف اجابت مقرون آمد و آن دلاور سرانجام توانست درجبههی ماووت دست تقدیری را که قادر مطلق برایش رقم زده بود به دست گرفته و در عملیات بیتالمقدس، در تاریخ 2/2/1367، در جبهه ماووت، سرخوشانه راهی حجلهی با شکوه ملکوت گردد.
وصیتنامه شهید
قسمتی از وصیت نامه شهید رضا شیرزاده
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید