جمشید فرجامی
زندگینامه شهید
ایشان در سال 1340 در خانواده ای متوسط چشم به جهان گشوده است و دوران کودکی را در آغوش گرم خانواده سپری نموده است. وارد مرحله نوین زندگی یعنی شروع به تحصیل می شود، دوران تحصیل را با علاقه و استعدادی که داشته است با موفقیت ادامه داده به گونه ای که تا اخذ مدرک دیپلم بدون وقفه یا تجدیدی ادامه می دهد و وارد دانشکده ی کشاورزی زنجان می شود. علاقه ی ایشان به مسائل دینی از زمان تحصیل در دبیرستان شدت پیدا میکند و در دانشگاه نیز عضو شورای اسلامی دانشگاه بوده است. با شروع جنگ تحمیلی دانشکده را رها می کند و در جهاد سازندگی و گروه هفت نفره کشاورزی مشغول به کار می شود، از اوایل جنگ از طریق جهاد سازندگی و آخرین مرحله که منجر به مفقود شدن ایشان شد از طریق سپاه پاسداران به جبهه اعزام می شد. ایشان در ماموریت آخر، مامور دیده بانی بوده است و در تیپ 21 امام رضا(علیه السلام) فعالیت داشته است. در یک مرحله نیز مختصر جراحاتی از ناحیه گردن (ترکش خمپاره) داشته است. نظر ایشان در مورد جنگ این بود که: مستکبران جهان فقط زبان زور را می فهمند و باید با آن ها با زبان خودشان صحبت نمود، یعنی تنها جنگ است که عزت و شرف ما را در پی خواهد داشت. ایشان مشوقی بود برای تمام فامیل و رفیقان. آخرین صحبت ایشان همزمان با آخر ماه مبارک رمضان به وسیله ی تلفن بود که از پدرش درخواست بازدید از جبهه را نموده است.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه جمشید فرجامی
تاریخ: 1361/04/26
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید