عباس محمدورامینی
شهید

عباس محمدورامینی

نام پدر: محمد
دانشگاه: علامه طباطبایی تهران
مقطع: کارشناسی
رشته: خدمات اجتماعی
تولد: تهران
تاریخ تولد: 1333/11/05
تاریخ شهادت: 1362/08/28
محل شهادت: ارتفاعات کانی مانگا(پنجوین) — ارتفاعات کانی مانگا(پنجوین)
عملیات: والفجر 4
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

عباس ظهر پنجم مرداد ماه 1333 در خیابان خیام محله پاچنار در خانواده ای مستضعف چشم به جهان گشود. مادر و پدرش تمام سعی و تلاششان این بود که در تربیت عباس، از هیچ کوشش فرو گذار نباشند. او از کودکی شاد و با نشاط بود. دوره ابتدایی را در مدرسه "جعفری" پاچنار گذرانید. دوره متوسطه و دبیرستان را در مدرسه "علمیه" سپری کرد. عباس بچه ای مذهبی، فعال و زرنگ بود. از نوجوانی، وقتی که محرم می شد دوستان و همسالانش را در محل جمع می کرد و هیات تشکیل می داد و به سینه زنی و زنجیر زنی می پرداختند . ده روز اول محرم در خانه پیدایش نمی شد. عاشق سید الشهدا(ع) بود . در محل، به او عباس علمدار می گفتند. عباس پس از گرفتن مدرک دیپلم به سربازی رفت. به رغم میل باطنی وارد ارتش شد، چرا که اصلاً دوست نداشت به رژیم شاه خدمت کند، از این رو خاطرش افسرده بود. پس از گذرانیدن دوره سربازی، در کنکور شرکت کرد و در دانشگاه علامه رشته "خدمات اجتماعی(مددکاری اجتماعی)" پذیرفته شد. به رشته اش علاقه داشت. همزمان با تحصیل به پرورشگاه ها می رفت و همچون یک پدر مهربان به کودکان بی سر پرست خدمت می کرد. بیش تر شب ها در پرورشگاه بیدار می ماند و با مهربانی به تر و خشک کردن بچه ها می پرداخت. همزمان با اوج گیری انقلاب، با شور و اشتیاق زاید الوصف در راهپیمایی ها شرکت می کرد. آن روزهایی که قرار بود حضرت امام خمینی(ره) از پاریس تشریف آورد، عباس سراسر شب در سرمای زمستان، در بهشت زهرا، با چند نفر از دوستانش ، برای حفظ جان امام ماند. روز ورود حضرت امام به ایران، در بهشت زهرا به حفاظت مشغول بود در 13 آبان ماه 1358 که دانشجویان مسلمان پیرو خط امام سفارت امریکا را تسخیر کردند، عباس اولین کسی بود که وارد لانه جاسوسی شد. یک سال در آن جا فعالیت کرد. در همان لانه با یک دختر مسلمان و متعهد آشنا شد و ازدواج کرد و روز مبعث حضرت رسول اکرم(ص) خدمت حضرت امام رفتند و خطبه‌ عقدشان را ایشان خواندند. زندگی خیلی ساده ای را با هم شروع کردند، همسرش نیز زینب وار همواره در کنار او، در خدمت انقلاب و مردم مسلمان بود. پس از تحویل گروگان ها عباس به عضویت سپاه پاسداران در آمد و در مرکز آموزش سپاه منطقه 10 به فعالیت پرداخت. شبانه روز در سپاه کار می کرد، در دستگیری منافقین تلاش جدی داشت. چند بار منافقین می خواستند او را ترور کنند. جنگ تحمیلی که شروع شد، مشتاقانه به جبهه شتافت. در عملیات "بیت المقدس" فرمانده یکی از گردان های تیپ حضرت رسول(ص) بود. در آن عملیات از ناحیه صورت مجروح شد و مدتی در بیمارستان "بهارلو" بستری بود. کمی که حالش بهتر شد، دوباره راهی جبهه گردید. در سال 1362 از طرف سپاه نامش برای زیارت حج در آمد. عباس برای تبلیغ انقلاب اسلامی ، به حج رفت و در آن جا فعالیت های سیاسی داشت. شهید ورامینی پس از بازگشت از مکه عازم جبهه شد و پس از مدتی کوتاه، در عملیات "والفجر 4" در پنجوین بر اثر اصابت ترکش خمپاره، نیمه شب دوشنبه 28 آبان ماه سال 1362در ارتفاعات کانی مانگا به آرزوی دیرین خود رسید و شهد شهادت نوشید و در قطعه 24بهشت زهرا دفن شد. از وی دو فرزند پسر که یکی میثم و دیگری محمدحسین نام دارد به یادگار مانده که فرزند کوچک تر این شهید والامقام تنها خاطراتی را از پدر به همراه داشته و گرچه به چشم دنیوی پدر را ندیده است ولی با نام و یاد او گذران زندگی می‌کند. مسئولیت های شهید محمدورامینی: · مسئول آموزش نظامی دانشجویان پیرو خط امام · مسئول آموزش تاکتیکی بسیج تهران · فرمانده گروهان یک گردان حبیب · فرمانده ستاد لشگر 27 محمدرسول الله در عملیات رمضان، مسلم بن عقیل، والفجر مقدماتی و والفجر یک · معاون شهید وزوایی در عملیات بیت المقدس · مسئول سپاه قدر · مسئول قرارگاه 8 نجف اشرف · فرمانده ستاد لشگر 27 محمدرسول الله در سال 62 و والفجر4 · معاون شهید همت · مسئول وزارت خانه

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید عباس محمدورامینی

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.