اردی جهانی دوقزلو
زندگینامه شهید
شهید اردی جهانی در نهم شهریور سال 1347 در آباده در خانواده ای عشایری از عشایر غیور و متدین میهن اسلامی چشم به جهان گشود. چهار سال بیشتر نداشت که از نعمت پدر محروم شد و پس از آن تحت سرپرستی مادر پاکدامنش قرار گرفت. مادر شهید می گوید از آن به بعد وضعیت زندگی ما بدتر شد و گاهی هم پیش می آمد که چیزی برای خوردن نداشتیم در همان ایام خواهر کوچک تر از وی یک ساله بود بر اثر گرسنگی فوت کرد که تاثیر بدی بر روحیه همه ی ما گذاشت. اردی که کوچکت رین فرزند خانواده بود همه جا همراه مادر دل شکسته و زحمت کش خود می رفت و می دید که مادر چگونه تا دیر وقت پشم می ریسد و قالی می بافد و در فصل جمع آوری کتیرا چگونه در صحرا به دنبال بوته های کمیاب کتیرا می گردد. مادر علی رغم تمام این زحمات و صدمات آرزو داشت تا فرزندانش در آینده به جایگاه و مرتبه ی بالایی برسند و با این که در هیچ مدرسه ای درس نخوانده بود اما به فراست دریافته بود که تنها راه ترقی فرزندان فقط و فقط تحصیل است. به همین سبب وقتی که اردی به شش سالگی رسید او را در مدرسه عشایری ثبت نام کرد و اردی در زیر چادر به فراگیری درس پرداخت. وی به تدریج که بزرگ تر می شد به سختی زندگی و تنهایی مادر بیشتر پی می برد و از آن جا که تنها پسر خانواده بود سعی داشت تا آن جا که از عهده اش بر می آید اموری را جهت کمک به مادر انجام دهد. او گاهی به صحرا می رفت گاهی نیز در کنار مادر پای دار قالی می نشست و تا آن جا که فرا گرفته بود به مادر کمک می کرد. اردی در مدرسه عشایری روز بروز مدارج تحصیلی را طی می کرد با این که بعضی روزها بجز نان غذایی برای خوردن نداشت اما درسش را می خواند و محرومیت ناشی از فضا و محیط زندگی کم ترین تاثیری بر روحیه و درس او وارد نساخت بلکه همیشه یکی از بهترین دانش آموزان محسوب می شد و معلم توجه ویژه ای به وی داشت. اردی در همان ایام به تدریج نماز را از مادر و معلم مدرسه فرا گرفت و هنگامی که پی می برد نماز تنها وسیله ی ارتباط با خداوند است با شور و شوق خاصی به نماز می ایستاد وی علاوه بر نماز به قرآن کریم نیز علاقه پیدا کرد و در صدد بر آمد تا از معلم مدرسه قرآن بیاموزد. پس از گذراندن امتحانات سوم ابتدایی تابستان همان که ایل به منطقه سردسیر کوچ کرده بود مادر به علت مشکلات زیاد زندگی عشایری و نیز تنها بودن تصمیم گرفت که در یکی از روستاهای سردسیر برای همیشه اسکان یابد او برای اینکار صغاد از توابع شهرستان آباده را در نظر گرفت و در همان جا ساکن شد. بدین ترتیب اردی کلاس چهارم ابتدایی را در بخش صغاد آغاز کرد. او به زودی با محیط جدید انس گرفت و دوستان تازه ای پیدا کرد. علاوه بر این به کارهای چاه کنی نیز می پرداخت از لحاظ درسی نیز مانند ایام تحصیل در مدرسه عشایری هوش و استعداد خود را به نمایش گذاشت و توانست جوایز متعددی به جهت شاگرد اول بودن دریافت نماید. اردی با این که وضعیت مالی مناسبی نداشت و بیشتر اوقات خود خانواده اش از بی غذایی و کم غذایی به شدت رنج می بردند در عین حال عزت نفس زیادی داشت و هیچ گاه نزد کسی حتی نزد عموهایش ابراز نیاز و احتیاج نمی نمود او همیشه مادر را سرمشق صبر و استقامت قرار می داد و همین باعث شده بود احترام زیادی برای مادر قائل باشد و در بسیاری از مواقع در مقام دلداری و امیدواری او بر آید. مادر شهید در این باره چنین می گوید: «اردی همیشه به من می گفت: سختی ما مدت زیادی ادامه نمی یابد بعد از اینکه بزرگ شدم اگر زنده ماندم زندگی خوبی برایت فراهم خواهم کرد.» پس از پایان دوران ابتدایی اردی مقطع راهنمایی را در صغاد آغاز کرد وی با اوج گیری انقلاب اسلامی همراه و توام شد. وی هنگامی که دریافت انقلاب پشتیبان محرومین و مستضعفین در برابر ظلم و ستم دستگاه حاکم است با قلبی امیدوار به جرگه ی مردم انقلابی پیوست و در تمام تظاهرات و راهپیمایی دوشادوش مردم صغاد حرکت کرد حتی گاهی که فرصتی بدست می آورد جهت شرکت در تظاهرات آباده به آن شهر می رفت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل بسیج بیست میلیونی اردی به عضویت بسیج در آمد و در گروه مقاومت مسجد صغاد به فعالیت پرداخت با آغاز جنگ تحمیلی و تجاوز دشمن در بسیج آباده و صغاد به فراگیری فنون و آموزش های نظامی مشغول شد تا در موقع ضرورت آمادگی رفتن به جبهه های دفاع مقدس را داشته باشد وی در طول تحصیل در دبیرستان به عضویت انجمن اسلامی در آمد و در قالب فعالیت های انجمن اقدامات موثری در جهت کمک به رزمندگان اسلام و جمع آوری و ارسال کمک های مردمی انجام داد. او با اینکه خیلی علاقه مند به حضور در جبهه بود اما بخاطر تنهایی مادر موفق به رفتن و حضور در بین سپاهیان اسلام نشد. پس از اتمام دوران متوسطه و اخذ دیپلم از آن جایی که به معلمی علاقه زیادی داشت در آزمون ورودی تربیت معلم شرکت کرد و موفق شد که در رشته ی علوم تجربی مرکز تربیت معلم آباده پذیرفته شود. اردی مهر ماه سال 1365 تحصیلاتش را در تربیت معلم آباده آغاز کرد و در آذر ماه همان سال برای نخستین مرتبه به جبهه های دفاع مقدس شتافت. وی در عملیات کربلای چهار شرکت داشت پس از آن عملیات زمانی که قصد مراجعت به آباده داشت اطلاع یافت که عملیات دیگری در پیش است به همین جهت در منطقه ماندگار شد و در عملیات کربلای پنج شرکت نمود. در حین عملیات و در مراحل آغازین اردی که آرزوی شهادت در دل داشت در 1365/10/20در عملیات کربلای پنج به آرزویش رسید.
وصیتنامه شهید
وصیتنامه ثبت نشده است.
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید