علی غلام پور
شهید

علی غلام پور

نام پدر: حسین
دانشگاه: علوم پزشکی شهید بهشتی
مقطع: کارشناسی
رشته: علوم تغذیه
تولد: تهران
تاریخ تولد:
تاریخ شهادت: 1361/02/20
محل شهادت: پاسگاه زید — پاسگاه زید
عملیات: آزادسازی خرمشهر(الی بیت المقدس)
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

پاسدار شهید علی غلام پور مقدم در سال 1337 در تهران متولد شد. 23 سال عمر کرد و در تمامی زندگی پر برکتش خیلی از مسائل عمقی را فهمید و بسیاری از موضوعات را درک می کرد و از همان سنین کودکی "آن طور که از یادداشت های او پیداست" در افکار شهادت طلبی غرق بوده که گویا چیزی را گم کرده و از سرنوشت خویش با خبر است .به طور مثال شعری در دفتر یادداشت او دیده می شود که در سال1355 به این مضمون نوشته که زندگی دنیوی ابدی نیست و مرگ هم فرا می رسد و چه خوبست که در این زمان از یکدیگر قدردانی کنیم ودر زمان مرگ چه سود دارد که روی سنگ قبرم دست گلی بیاوری و اشک بریزی و مطالب دیگری که نشان دهنده ی روح خدا جویانه و حق پرستانه اوست. وی از کودکی الگو بود و از لحاظ تقوی و پرهیز از مکروهات و محرمات به قدری وسواس نشان می داد که در آن زمان خانواده کلافه می شدند، ولی او با تمام مخالفت ها از پا نمی افتاد و با تمام مشکلات خانوادگی ومالی همچنان به راه هدف خود ادامه می داد. در بین دوستان واقوام بدون قرار باید بگوییم که او واقعا نمونه بود که شهادت او تعجبی نداشت و با ایمانی که در او بود از دو سال پیش دیگران خود را آماده ی شنیدن چنین خبری کرده بودند و هرگاه می گفتند علی شفاعت ما را بکن می خندید و می گفت: شما فکر می کنید هر کسی لیاقت شهادت را دارد؟! علی در سال 1359 با شوق و عشق فراوان پس از فعالیت در نهادهای مختلف وارد سپاه شد و در این نهاد که به راستی پاسدار تمامی مظلومین ومحرومین است خالصانه خدمت کرد و به محض رفتن او به جبهه همه فهمیدند شهادت او حتمی است و ناچارا دیگران او را با دلایل مختلف توجیه می کردند و از رفتن او ممانعت می کردند، ولی او را ه خود را یافته بود و حتی در روز خواستگاری خیلی خالصانه و بی ریا گفت :من شوهر موقتی هستم! و در تمام مدت زندگی مشترکش که هشت ماه بیش تر طول نکشید متذکر می شد که من شهید م یشوم و می خواهم بعد از من ناراحت نباشید تا این که در حماسه ی بیت المقدس شرکت کرد و داوطلبانه و شاید به زور و اجبار خودش ، مخالفت سپاه وهمسر و مادرش را رها کرد و بندها را پاره کرد و در حمله ی اول ودوم جان سالم به در برد. اوطی تلگرافی که فرستاد اعلام کرد که حالمان خوب است و دو نامه فرستاد و با همه وداع کرد.گویی به زودی شهید خواهد شد وسپس خودش آمد در حالی که روحش به لقاءا... پیوسته بود ودر واقع سالگرد ازدواج او مصادف هفتم شهادتش قرار گرفت. ثمره ی ازدواج کوتاهش فرزندی 4 ماهه است که هنوز چشم به جهان نگشوده، فرزندی که جنینی چند ماهه بیش نبود نام یتیم بر او نهادند. شهید غلام پور با مشکلات بسیار با تقوی و فروتنی برخورد می کرد. اطلاعات زیادی در مورد مسائل سیاسی و مذهبی روز داشت وهمه آشنایان و خانواده اش را به مطالعه ی مسائل سیاسی و احکام ایدئولوژی تشویق می کرد. او با اوضاع نا به سامان خانوادگی که داشت خود را به پایه ی سوم دانشگاه رساند و قرار بود آن سال درسش را تمام کند که البته فوق تمام مدارک دنیوی نصیبش شد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت‌نامه ثبت نشده است.

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.