عبدالله شاه پسند
شهید

عبدالله شاه پسند

نام پدر: عبدالله
دانشگاه: آموزشکده فنی شهید محمد منتظری مشهد
مقطع: کاردانی
رشته: برق
تولد: بجنورد
تاریخ تولد: 1345/11/07
تاریخ شهادت: 1366/11/16
محل شهادت: جزیره مجنون — جزیره مجنون
عملیات:
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

هفتم بهمن سال 1345 در خانواده ای معتقد و مذهبی در شهر بجنورد به دنیا آمد. تولد ‏او شش ماه پس از شهادت پدر (پدرش در تیر ماه 1345 حین ماموریت و مبارزه با ‏قاچاق مواد مخدر در اطراف شهرستان بجنورد به شهادت رسید) نور امید را به ‏خانواده برگرداند بنا بر توصیه ی مادربزرگش جهت زنده کردن اسم پدر، نامش را ‏عبدالله نهادند. مادرش از همان ابتدای تولدش سعی کردند او را به صورتی تربیت ‏کند که نشانگر یک مرد آزاده و مسلمان باشد. استعداد و هوش سرشارش و علاقه ی ‏فراوانش به مجالس مذهبی از همان آغاز کودکی بارز بود و خوش روئی او نزد خاص ‏و عام زبانزد بود.‏ دوران کودکی خود را در شهرستان درگز در جمع بستگان مادر گذراند و در سال 57 ‏همزمان با شکل گرفتن انقلاب به شهر مقدس مشهد آمد. با وجود سن کمش در آن دوران ‏در تظاهرات شرکت فعال داشت. دوران راهنمائی و هنرستان خود را در این شهر ‏گذراند و فعالیت فرهنگی، سیاسی خود را با ورود به هنرستان در انجمن اسلامی آغاز ‏نمود. در این دوران نیز به علت فعالیت های علمی و فنی اش و به لحاظ سجایای اخلاقی ‏و معنوی زبانزد دوستان و دبیرانش بود. به علت سرپرستی خانواده ضمن تحصیل به کار ‏می پرداخت و از عهده ی کار و تحصیل اش تواما و به خوبی بر می آمد. برخلاف ‏همسالانش تمایل چندانی به تفریح و دنیای مادی نداشت و در همه حال در جستجوی ‏چیزی بود که در این جهان خاکی نمی توانست بیابد. چندین بار از او شنیده شد که ‏عمر طولانی نخواهد داشت، با وجود این از تلاش در خودسازی دست برنمی داشت. در ‏خرداد ماه سال 1364 موفق به اخذ دیپلم الکترونیک از هنرستان شهید چمران شد و در ‏همان سال موفق شد به دانشگاه راه یابد. سال اول تحصیلی اش را در انسیتو شهید چمران کرمان در رشته ماشین ابزار گذراند. با کوشش زیاد و با مشکلاتی که ضمن ‏انتقال و تغییر رشته مواجه شد، سال 65 به انسیتو شهید منتظری مشهد منتقل شد در ‏رشته ی برق- قدرت. با وجود علاقه وافرش به حضور در جبهه و نبرد با دشمن به ‏علت کفالت خانواده در سنگر دانشگاه به تحصیل مشغول شد و در ضمن تحصیل به ‏وظیفه ی خود در آگاهی دوستان نسبت به انقلاب و اسلام عمل می کرد و از کوچک ترین ‏فرصت ها سود می جست.‏ در آذر ماه 66 قبل از اعلام بسیج عمومی احساس کرد به وجودش در خط مقدم نیاز ‏بیش تری است با در دست داشتن کارت معافیت تکفل و معافیت تحصیلی به سپاه مراجعه ‏و ثبت نام کرد و از طریق واحد مهندسی رزمی کوثر جهت دوره 45 روزه به سوی ‏دریای نور، دانشگاه الهی روانه گشت.‏ این شهید بزرگوار پس از دوران هنرستان به علت علاقه ی وافرش به امور فنی و ‏تلاشش در یادگیری توانست نسبت به ساخت و تعمیر اکثر وسایل برقی و الکترونیکی ‏آشنایی کامل یابد و از او وسایل فنی و الکترونیکی بسیاری از قبیل رادیو، انواع گیرنده و ضبط صوت از وی به یادگار به جا مانده است. ‏ دوره ی اول(45 روزه) خود را در اهواز و فاو مشغول خدمت بود، پس از طی این ‏دوره به فاصله ی 5 روز مرخصی مجدداً عازم شد( طی دوره ی دوم45 روزه) در پایان ‏دوره ی دوم به جزیره ی مجنون رفت و بنا به گفته ی همرزمانش فعالیت گسترده ای ‏داشت و علاوه بر تخصص خود به کارهای دیگر از جمله ساختن خاکریز نیز ‏می پرداخت. در آخرین روز حیات مادی اش جهت خاکریز سازی چندین بار رفته و ‏برگشته بود. دوستانش می گفتند: بخدا قسم سه بار زیر آتش دشمن خاک برد و هر ‏بار که موفق برمی گشت لبخند بر چهره داشت و با وجود این که همرزمانش اصرار ‏داشتند که استراحت کند و ادامه کار را به آن ها محول کند اما این مرد خستگی ‏ناپذیر مجدداً پیش می رفت و کار را ادامه می داد. شوق او برای رسیدن به ملکوت ‏اعلاء بالاتر از آن بود که فرصت را از دست بدهد.‏ در تاریخ 1366/11/17 در حالی که بیست و یکمین سال تولدش را پشت سرگذاشته بود، ‏در جبهه جزیره ی مجنون حین رانندگی کامیونش مورد اصابت خمپاره قرار گرفت و ‏شهید شد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت‌نامه ثبت نشده است.

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.