حیدرقلی نوروزی
شهید

حیدرقلی نوروزی

نام پدر: محمد
دانشگاه: مرکز تربیت معلم شهید باهنر دزفول
مقطع: کارشناسی
رشته: آموزش ابتدایی
تولد: روستای راسفند-ایذه
تاریخ تولد:
تاریخ شهادت: 1365/10/25
محل شهادت: بیمارستان شهید فیاض بخش — بیمارستان شهید فیاض بخش
عملیات: کربلای 5
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید حیدرقلی نوروزی در سال ۱۳۴۵ در روستای راسفند از توابع شهرستان ایذه در خانواده ای کشاورز و مسلمان چشم به جهان گشود. بعد از تولد هنوز دو سال از عمر نازنینش نگذشته بود که مادر آن دلبند زندگی اش را از دست داد. گویا این بی مادری را از پدرش به ارث برده بود چون پدرش نیز در اوان کودکی بی مادر شده بود. بعد از وفات مادر دیگر پدر نسبت به یگان فرزندش تنها وظیفه پدری نداشت بلکه هم پدر بود و هم می بایست جای خالی مهر مادری را پر نماید. بدین منظور بود که حتی موقعی که پدر جهت برداشت محصول کشاورزی به زراعت می رفت می بایست این جگرگوشه خود را نیز همراه خود به بیابان ببرد شبانگاه که به منزل برمی گشتند دوباره بر دفتر رنج و مشقت روزگارشان ورق تازه ای باز می شد. که در اینجا به دلیل نداشتن سرپرست خانگی نان جهت شام پدر و فرزند نبود و ‌می بایست با مشقتی دیگر از پیش نانی را گیر آورند تا تناول رفع گرسنگی و خستگی نمایند. در این رنج و مشقت، زندگی خود را سپری نمودند تا این که شهید حیدرقلی نوروزی پا به میدان علم و مدرسه گذاشت و با آن هوش و استعداد نابغه خدادادی که در او نهفته بود به زودی و با علاقه ای وافر کلاس های درس را پشت سر گذاشت. شهید نوروزی به دلیل استعداد و هوش سرشارشان در رابطه با فراگیری علم و مسائلی دیگر در میان دوستان ممتاز مدارس به شمار می رفت. شهید نوروزی علاقه زیادی به فراگیری علم و مطالعه داشتند به طوری که از کم ترین فرصت جهت مطالعه و کسب علم و فضایل اخلاقی بهره می جست. شهید نوروزی از شئونات بارز اخلاقی برخوردار بود، که اخلاق ایشان مورد توجه عام و خاص اهل محل بود و همه شیفته اخلاق نیکویش بودند. ایشان کم تر صحبت می کرد و بیش تر مورد عمل بودند.‌ نگاهش به دوستان اخلاق نیکویی آموخت و رفتار آرام و سر به زیر ایشان نشانگر تقوا و درسی برای دوستان بود. شهید در به جای آوردن عبادت اخلاص عجیبی داشتند، به طوری که یکی از دوستان شهید می گفت: دوست دارم موقعی که حیدرقلی وضو می گیرد حالت اخلاص ایشان را نظاره کنم و موقعی که در مسجد روستا او در میان دوستان به نماز می ایستاده حالتش با دیگران تفاوت داشت و با خضوع و خشوع خاصی نماز را به پا می داشت. شهید نوروزی در میان همسنگران دبیرستان خود در راه پیشبرد اهداف انقلاب کوشا و فعال بودند. و هنوز یادواره اش در انجمن اسلامی دبیرستان و صف های نماز جماعت در میان دوستانش زنده و به جا ماندنی است. شهید نوروزی پس از اخذ دیپلم در سال ۶۴ به دانشسرای تربیت معلم دزفول جهت ادامه تحصیلات روانه شدند. چون شهید شیفته امام و انقلاب بودند و عاشق حسین و کربلای حسینی بود در سال ۶۴ همراه کاروانیان کربلا به جبهه های نور عیله ظلمت عزیمت نمودند و‌ در عملیات پیروزمندانه والفجر هشت دلیرانه با کفار بعثی به رزم پرداختند. یکی از دوستان شهید می گفت: موقعی که ایشان را دو‌ روز‌ بعد از عملیات والفجر هشت در منطقه فاو دیدم با این که چند شب استراحت ننموده بودند و چهره خاک آلودی داشتند ولی با روحیه ی قوی و‌اراده ای مصمم ایستاده بود و از فتح رزمندگان اسلام با خوشحالی خاصی صحبت می نمود. در سال ۶۵ با عزیمت سپاهیان پیروز محمد (ص) به جبهه های حق علیه باطل، شهید نوروزی این پاسدار فداکار اسلام مشتاقانه به این کاروان پیوست و در عملیات کربلای چهار شرکت نمودند. پس از رزم در عملیات کربلای چهار هنگامی که به مرخصی آمده بودند و به آغوش خانواده و دوستان برگشته بود از چهره مظلوم و نورانی ایشان فریاد برمی خواست که این وادی آخر است. شهید نوروزی با علاقه به عشق به مولایش و با آرزوی شهادت در عملیات پیروزمند کربلای پنج به رزم بی امان خود با کفار بعثی ادامه داد، تا این که بر اثر بمباران شیمیایی رژیم ضد بشری صدام در تاریخ 65/11/25 در شرق بصره مجروح و به بیمارستان های تهران اعزام شد. چون خبر مجروحیت فرزند به پدر رسید پدرش به شوق دیدار جگرگوشه اش به تهران عزیمت نمود و هنگامی که به بیمارستان شهید فیاض بخش جهت دیدار فرزند رفته بود و سراغ فرزند را گرفت یکی از پرستارهای بیمارستان با آرامی و متانت خاصی در جواب پدر گفت که فرزندت دیشب در بیمارستان شهید و به لقاءالله پیوست. پدر با کمی تامل آیه (انالله و اناالیه راجعون) را بر سر زبان آورد و شکر خدا را به جای آورد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه دوم شهید حیدرقلی نوروزی

وصیت نامه اول شهید حیدرقلی نوروزی

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.