سعید اعتدالی شهنی
زندگینامه شهید
زندگینامه ثبت نشده است.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید سعید اعتدالی
وصیت نامه شهید سعید اعتدالی بسم الله الرحمن الرحیم «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هَاجَرُوا وَ جَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ» «بَلى إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَهِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَهِ مُسَوِّمِینَ« با عرض سلام خدمت مهدی موعود (عج) و نائب بر حقش خمینی، این امید مستضعفان تمام جهان و با درود و سلام خدمت رزمندگان پر توان اسلام که با رزم خود، روز و شب را بر شرق و غرب تلخ کرده اند و با عرض سلام خدمت خانواده عزیز و گرامی. از این که بدون اطلاع به جبهه آمدم خیلی معذرت می خواهم و از مادرم که برای من خیلی زحمت کشیده و من فقط برای او ناراحتی و نگرانی و زحمت چیزی نکرده ام خیلی معذرت می خواهم و امیدوارم که مرا حلال کند. و با سلام خدمت دوستان و آشنایان. اگر از این بنده ناچیز ناراحتی دارید به بزرگی خودتان ببخشید. اکنون که این بنده حقیر در جبهه می باشم و شامل لطف و رحمت خداوندی شده ام خدا را شاکر و سپاس گزارم و از خدا می خواهم که عمل بنده عاصی و گناه کارش را قبول بفرماید. هدف من از جبهه آمدن عمل کردن به دستور رهبر پیامبرگونه امام خمینی و انجام دادن تکلیف شرعی می باشد و اگر در راه انجام وظیفه شرعی توفیق شهادت نصیب من شد دلتنگ و ناراحت نباشید، زیرا یک روزی همه باید برویم و چه بهتر که این رفتن مان با هدف و از روی میل باشد و ما هم که از امام حسین (علیه السلام) و یاران با وفایش بهتر نیستیم و شما هم از زینب کبری (سلام الله) بالاتر نیستید. پس در شهادت من بی تابی نکنید و مانند زینب (سلام الله) صبر و شکیبایی کنید که خداوند پاداش دهنده خوبی است. از دنیا و زیبایی های آن دوری کنید و همیشه در ذهن تان باشد که زیر نظر خداوند و همواره توسط خدا امتحان می شوید. مساجد را خالی نکنید و سعی کنید نمازهایتان را در مساجد به صورت جماعت بخوانید. از همسنگران دانشسرایی ام و دیگر دوستان و اقوام حلالیت می طلبم. بار خدایا! بنده ای هستم که به امید تو دل بسته ام، بنده ای هستم که کوه گناه بر دوشش است و جسم ناتوان او توانایی کشیدن این بار گران را ندارد. بارالها! فقط با سرمایه ای که آن را دعا می نامند و با چشمانی گریان در این زمان که روزهای آخر عمرم ممکن است باشد هر صبح و شام به درگاه تو دعا می کنم. معبودا! می دانم که اگر آن قدر رکوع ام را طولانی کنم که مهرهای کمرم به همان حالت خشک شوند، اگر سجده ام آن قدر طولانی شود که چشمانم کور گردند، زبانم آن قدر ذکر تو گوید تا که لال شود، گوش هایم آن قدر ذکر تو شنوند تا که کر بشوند باز مستحق نیستم که حتی یکی از گناهانم را ببخشایی. ولی خدایا تو خودت گفتی هیچ کس را از در خانه تان نا امید برمگردانید. بار خدایا! به در خانه پر شکوهت قدم گذاشتم امید بخشش دارم امیدوارم که مرا نا امید مگردانی. پروردگارا! هر چه فکر می کنم که در مقابل بخشش تو چه اهداء کنم چیزی ندارم، اگر جان را دهم تو خودت مالک آن هستی، اگر جسم را دهم که فقط امانتی است از تو در دستم ولی با این احوال این امانت هایت را همان طور که فرمودی در راهت فدا می کنم باشد که از رحمت بی کران ما را هم سیراب کنی. خواهران و برادر عزیز! شاید حالا پروین و آزاده و ... بگویند که چرا برادرشان دیگر نمی آید، شاید هر وقت از آن ها بپرسی بگویند در رامهرمز است، شاید نداند چرا عکس برادرشان را بزرگ کرده اند ولی شما حتما می دانید، آخر من اولی یا دومین نفری نیستم که در راه خدا شهید می شوم و شما می بینید بلکه شما شاهد خیل شهادت شهیدان بوده اید. پس می دانید که پیغام شهید چیست؟ (هر چند خودم را لایق نمی دانم ولی شاید خدا رحمتی به من بنمایند) من می خواهم که پیامم را در گوش آن هایی که ممکن است در دور و بر شما به خواب رفته باشند با صدای بلند برسانید، تا مگر بیدار شوند و از این سفره رحمت الهی که در ایران گسترده است چیزی بردارند. همیشه و در همه حال پشتیبان امام و ولایت فقیه باشید و ستونی محکم در پشت جبهه باشید. مبارزه با خائنین به ملک و مکتب را فراموش نکنید. به امید پیروزی کامل جنود رحمانی بر اولیان شیطانی و به امید این که هر چه زودتر در قدس نماز بگزاریم.
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید