حاج عبدالحسین آقایی گواری
شهید

حاج عبدالحسین آقایی گواری

نام پدر: حسین
دانشگاه: صنعت نفت آبادان
مقطع: کارشناسی
رشته: مهندسی نفت
تولد: اهواز
تاریخ تولد: 1336/06/10
تاریخ شهادت: 1364/11/28
محل شهادت: فاو — فاو
عملیات: والفجر 8
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید عبدالحسین آقایی در دهم شهریور سال 1336 در اهواز دیده به جهان گشود. از آغاز کودکی و نیز در دوران نوجوانی علاقه وافری به مطالعه داشت و در دروس خود موفق بود. در سال 1355 با قبولی در رشته فیزیک به دانشگاه جندی شاپور اهواز(شهید چمران) راه یافت و تا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به تحصیل در دانشگاه و مبارزه هم زمان با رژیم شاه پرداخت. پس از پیروزی انقلاب به دلیل بالا بودن معدل تحصیلی توانست به دانشگاه نفت آبادان انتقالی بگیرد. با آغاز جنگ اما دوباره به اهواز آمد و با حضور در جبهه به کمک انقلاب شتافت. او در اکثر عملیات های جنوب در کنار دیگر برادران رزمنده اش شرکت کرد. سرانجام در عملیات غرور آفرین والفجر هشت در بیست و هشتم بهمن سال 1364 به شهادت رسید.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید عبدالحسین آقایی گواری

وصیت نامه شهید عبدالحسین آقایی گواری بسم الله الرحمن الرحیم شکر خداوند را که سعادتی نصیبم نمود که در آرزوی وصل محبوب خویش سر از پا نشناخته، اهل و دیار را پشت سر نهاده و راهی جبهه آن معبد بزرگ، آن مکان مقدس که در آن رنگ و بوی دنیوی نیست و هر آن چه هست معنویت است و عشق بشتابم. این چه سر و سودایی در وجود انسان است که تابع ظواهر فریبنده این دنیای فانی خواهد شد و همان دم که احساس رفتن از این مکان به آخرت را می کند شروع به ندامت می کند؟ «قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ» حال نمی دانم که این مهمان پر از غم و درد -که تحفه ای جز توبه و ندامت و شرمندگی از ارتکاب گناه را ندارم- را پذیرا خواهد؟ بارالها! پس از کوتاهی ورزیدن و اسراف بر نفس خود، عذرخواه، پشیمان و شکسته خاطر و اقرار کننده و توبه کننده به درگاهت آمده ام و از آن چه از من سرزه است پناهندگی نمی بینم. خداوندا! پس از عذرم را بپذیر و بر شدت پریشانیم رحمت فرست. حال که احساس می کنم تا چند روز دیگر در این دنیا نخواهم بود از پدر و مادرم طلب بخشش و مغفرت و از برادران و خواهرانم محمد حاجی، غلام حسین، غلام عباس، محمدرضا، قدرت الله، ملیحه، منیر و مریم التماس دعا دارم و دست و پیشانی تک تک شان را می بوسم. همچنین از خداوند برای همسرم سعیده و دخترم سارا طلب صبر و استقامت در مقابل مشکلات را می نمایم و از همسر می خواهم که با تمام توان جهت تربیت سارا بکوشد، به طوری که احساس یتیمی نکند و از تمام دوستان و فامیل و آشنایان به خصوص برادران دانشجو می خواهم که اگر گناهی حرفا و عملا از من دیده اند مرا مشمول سعه صدر و وسعت نظر خودشان قرار دهند. به امید آن که عزیزان اسلام در هنگامه های راز و نیاز با معبود، ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) ، طول عمر با عزت امام، پیروزی قریب الوقوع رزمندگان اسلام، شادی روح شهیدان، شفای معلولین و مجروحین، آزادی اسرای اسلام، صبر و استقامت خانواده شهدا و آمرزش گناهان، لغزش های خود و ما را از نظر دور ندارند. ضمنا مبلغ دوازده هزار تومان به برادرم غلام بدهکارم و مدتی نماز و روزه قضا دارم که سعیده(همسرم) در جریان است. کلیه دخل و تصرف در زندگی ام در اختیار پدرم می باشد. الاحقر عبدالحسین آقایی

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.