عباسعلی جعفری فرد
شهید

عباسعلی جعفری فرد

نام پدر: حبیب الله
دانشگاه: دانشکده فنی و حرفه ای انقلاب اسلامی تهران
مقطع: کاردانی
رشته: تاسیسات آب و گاز رسانی
تولد: تفت - روستای اردان
تاریخ تولد: 1337/04/01
تاریخ شهادت: 1365/04/22
محل شهادت: فاو — فاو
عملیات: پدافندی
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید عباسعلی جعفری فرد فرزند حبیب الله در اولّین روز تیر ماه 1337 در خانواده ای مذهبی و کشاورز در روستای عطر آباد در 25 کیلومتری جاده اردکان ـ نائین چشم به جهان گشود. او دوّمین فرزند خانواده بود. در دامن مادری متدیّن و پر مهر و با دسترنج پدری زحمتکش و کشاورز تربیت شد. عشق به اهل بیت(ع)، والدینش را بر آن داشت تا نام عباسعلی را برایش انتخاب کنند. گویا از اوّل به آن ها الهام شده بود که این کودک ادامه دهنده راه امام علی -علیه السّلام- و حضرت ابوالفضل (ع) خواهد بود. در 6 سالگی وارد دبستان چند پایه روستای سروسفلی شد و پس از موفّقیّت در این دوره، چون در روستایش مدرسه راهنمایی نبود، جهت طی دورۀ راهنمایی به مدرسه مولوی عقدا که در 15 کیلومتری روستایش بود٬ رفت. پس از پایان دوره راهنمایی جهت ادامه تحصیل به یزد سفر کرد. پس از یک سال چون در یزد کسی را نداشت، جهت ادامه تحصیل به قم رفت. چون خواهرش ساکن قم بود. در ایّام تعطیل جهت کمک به پدر به روستا بر می گشت و به کار کشاورزی مشغول می شد. پس از اخذ دیپلم به خدمت سربازی رفت. بعد از سربازی وارد آموزش و پرورش شد و سه سال معلم روستای خودش بود. سپس استعفا داد و به طور روز مزد در ثبت احوال به کار مشغول شد. پس از 8 ماه آن کار را رها کرد و در جهاد سازندگی عقدا مشغول خدمت شد. ولی پس از 6 ماه مجدداًً به آموزش و پرورش بازگشت و در امور تربیتی به طور روز مزد مشغول خدمت شد. عباسعلی به سنت حسنه رسول الله نیز جامه عمل پوشاند و ازدواج کرد؛ امّا فرزندی از او به یادگار نمانده است. در طول انقلاب جزئی از دریای موّاج انقلاب بود و در جلسات مربوط به انقلاب، قرآن، نماز جمعه و جماعت حضوری فعّال داشت و مشوّق دیگران نیز بود. اخلاقی بسیار پسندیده و حسنه داشت و همه حتّی همکاران خصوصاً فرهنگیان او را دوست می داشتند. زمانی که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شروع شد از عاشقان دفاع از اسلام و جنگ و جهاد بود. حتی استخدام نشد تا با اعزام به جبهه اش مخالفت نشود. بارها به جبهه اعزام شد. در سال 1364 در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته مهندسی آب و گاز رسانی قبول شد. ولی پس از 4 ماه حضور در کلاس دانشگاه کلاس، درس را رها و راهی جبهه شد. عباسعلی با 6 دفعه حضور در جبهه 12 ماه و 22روز از عمر خود را در جهاد گذراند و سرانجام در تاریخ 1365/04/22 در منطقه فاو در عملیّات پدافندی به شهادت رسید و به آرزوی خویش دست یافت. پیکر پاکش پس از تشییع باشکوه در امام زاده سید نورالدّین اردکان در نزدیکی زادگاهش به خاک سپرده شد. روحش شاد و راهش پر رهرو باد .

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید عباسعلی جعفری فرد

وصیت نامه شهید عباسعلی جعفری فرد بسم الله الرحمن الرحیم با سلام به پیشگاه امام زمان منجی عالم بشریت و نائب بر حقش امام خمینی و با سلام به ارواح طیبه شهداء و اسرا و مفقودین. خداوندا! بسیار سپاسگزارم که مرا در این عصر از زمان خلق نمودی که در پناه انقلاب مقدس اسلامیت به رهبری مردی متقی و مقدس حیات دوباره خود را باز یافته و خودم را از منجلاب فساد و بی خبری و ظلم طاغوتیان زمان گذشته بیرون کشم. خدا! من هیچ بودم و امیدوارم حالا لااقل حلالم گردانی تا در قیامت در حضورت خجالت زده و شرمنده نباشم. پروردگارا! من ممنونم از تو که این قدر مهربانی و متأسفم که چرا بعضی این مهربانی ترا با کفر و شرک، ظلم و بیداد جواب می گویند. خداوند کریم، ارباب عزیز، مولای بزرگوار، همه چیز من! چگونه در قیامت در حضورت اظهار وجود توانم کرد در صورتی که جز وقت قلیلی از عمرم بقیه را در بی خبری و اغفال گذرانده ام ولی وصف تو را خیلی شنیده ام. می دانم خیلی بخشنده و رئوف هستی پس به بخشش تو امیدوارم و شکر می کنم ترا که مرا به این درجه لیاقت عطا فرمودی. اگر مادری ندارم که برایش پیغام و صحبتی ادا کنم ولی تمام زنان مومنه که مادران فرزندان رشید و متقی این جهانند، به جای مادر خود حساب کرده و می گویم: خوش به حال شما که چنین لیاقت هایی داشته و خداوند آن قدرشما را دوست داشته که چنین مقامی را به شما عطا کرده! امیدوارم همیشه موقعیت خود را حفظ کرده و قدر خود را بدانید. پدر گرامی! از این که در مدت زندگانی نتوانستم آن طور که باید و شاید حق فرزندی را ادا کنم امیدوارم مرا ببخشی. ان شاء الله در قیامت اگر در نزد پروردگار ارزشی داشتم بتواتم تلافی کنم. همسر گرامی و زحمتکش! از تو نهایت تشکر را داشته و امیدوارم مرا عفو فرمایی. حقا که برایم در زندگی زحمت ها کشیدی و دم برنیاوردی. چه شب هایی که تنها گذراندی و به خاطر خداوند حرف نزدی و آماده جبهه ام کردی! با چه کمبودها که ساختی و مرا مدیون خود قرار دادی! حقا که در این مدت زندگی هرگز رنگ خوشی و استراحت و آسایش ندیدی و دائم در هجران و نگرانی و زحمت بودی. من که دستم از چاره کوتاه است، امیدوارم خداوند تو را در آخرت فوز عظیم عطا نماید. و در پایان می خواهم همه بدی های مرا به لطف و مهربانی خود ببخشی. و اما شما برادران وخواهران! مدتی از انقلاب ما گذشته و خیلی ها فراموش کرده اند که برای چه انقلاب کردند برای که قیام کردند. دیگر غیر از این است که همه برای خداوند کریم بود. در راه خداوند زحمت زیاد است. خوش به حال کسی که به اتمام برساند و دم برنیاورد. مادران و خواهران! من بیش تر روی سخنم با شماست. می دانی چه چیزی برای شما هست که مقام تان را عالی کرده و به اعلی علیین می رساند، مگر چیزی جز عفت و پاکدامنی است؟ چیزی جز رعایت حجاب است؟ بروید زندگی بانوی اول اسلام فاطمه زهرا شافی روز جزا را مطالعه کنید و ببینید چه فرقی با او دارید. زن هست و حجابش، زن هست و عفتش، زن هست و پاکدامنیش و این ها هر کدام وسایلی دارد و وسائل آن روسری و چادر، دل پاک و صورت پوشیده از انحراف است. هر چه در آن افراط شود ثوابش بیش تر است. ما در این جا حد وسط نداریم. صورت های خود را بپوشانید تا در قیامت صورت تان از حرارت جهنم مصون باشد وگرنه در آن جا عذر موجهی سوق دهد. بدانید دنیا می گذرد و شما هم خواهید مرد، آن وقت چه کار می کنید؟! بیش تر نمی نویسم. خودتان بهتر می دانید فقط می خواهم از خودتان سوال کنید شما که می دانید چه چیز باعث آن می شود که عمل نکنید! و اما برادران و پدران! عمری از همه سپری می شود و آن چه را بنا هست که پیدا کنید چه می کنید تصمیم گیرندگان فرزندان شما هستند و جواب گویان قیامت شما. از همین حالا در پیدا کردن و خرج کردن آن تجدید نظر کنید که فردا دیر است. به خاطر متامع دنیوی آخرت خود را فنا نسازید. امیدوارم همدیگر را در بهشت معلی دیدار کنیم. امام، این اسوه پاکی و خلوص و تقوا، این مرد عظیم مقرب درگه پروردگار را هرگز تنها نگذارید که در قیامت رو سیاه محشور می شوید و اگر او را رهرو باشید سعادت خود را ضمانت کرده اید. من نمی توانم او را توصیف کنم. آن چه می توانم بگویم این است که او بر حق و اطاعتش واجب است. والسلام.

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.