محمود جعفری اردکانی
زندگینامه شهید
شهید بزرگوار محمود جعفری در هفتم مرداد 1346 در اردکان دیده به جهان گشود. و دوران کودکی را با تحصیل در مدارس ابتدایی در اردکان طی نمود و آداب اسلامی و محبّت به ائمه(ع) را از خانواده و اطرافیان و نیز با شرکت در مراسم مذهبی و روضه خوانی ها آموخت. او 11 ساله بود که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. همزمان با تحصیل در دبیرستان عضو بسیج بود. وی پس از اخذ دیپلم به خدمت مقدّس سربازی اعزام شد و مدّتی از خدمتش نگذشته بود که در تربیت معلّم پذیرفته شد. بلافاصله از خدمت ترخیص و جهت ادامه تحصیل در کسوت معلّمی در مرکز تربیت معلم شهید پاکنژاد یزد ثبت نام نمود و این مصادف بود با اوج دفاع مقدّس ملّت ایران بر علیه متجاوزین بعثی؛ لذا با توجّه به روحیّه سلحشوری و عشق به ولایت تحصیل را رها کرد و از طریق بسیج راهی سرزمین های نور وکسب عزّت و شرف گردید. او سختی جبهه و سنگر نشینی عشق و همنشینی با قدسیان رابر کلاس درس وآغوش گرم خانواده ترجیح داده، راهی جبهه وجهاد شد. مدت 2 ماه و 20 روز در جبهه بود و بنا به اقوال، رشادت ها از خود بروز داد و پس از نبردی جانانه و خالصانه با بعثیان کور دل، در تاریخ 1365/10/19 در عملیّات کربلای 5 در منطقه شلمچه جان عزیزش را در طبق اخلاص نهاد و جان به جان آفرین تسلیم کرد و نام خود را در طومار شهدا و صلحا ثبت و ضبط نمود. پیکر پاکش پس از تشییع با شکوه در بهشت شهدای اردکان در جمع شهدای گلگون کفن انقلاب و جنگ تحمیلی به خاک سپرده شد.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محمود جعفری اردکانی
تاریخ: 1365/09/25
وصیت نامه شهید محمود جعفری اردکانی تاریخ : 1365/09/25 بسم رب الشهدا و الصدیقین «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ* ارْجِعِی إِلَی رَبِّکِ رَاضِیَهً مَرْضِیَّهً* فَادْخُلِی فِی عِبَادِی* وَادْخُلِی جَنَّتِی» با سلام و درود به پیشگاه منجی عالم بشریت حضرت محمد(ص) و فرزند بزرگوارش امام زمان(عج) و با سلام خدمت نائب بر حقش امام امت و با سلام به ارواح طیبه شهدا از صدر اسلام تا کنون و با سلام خدمت امت شهید پرور و خدمت پدر و مادر گرامی، برادر و خواهران عزیزم، وصیت را شروع می کنم. اول از هرچیز از پدر و مادر گرامی به خاطر زحمات زیادی که برای من کشیده اند تشکر می کنم و می دانم تا به حال نتوانسته ام که از زحمات بسیار آن ها قدردانی کنم و از آن ها می خواهم اگر از طرف من به آن ها رنجش یا زحمتی رسیده به بزرگواری خود از گناهان من گذرند و امیدوارم که بتوانم در آخرت جواب گوی زحمات آن ها باشم به خصوص از مادر گرامیم طلب عفو دارم و می خواهم که اگر خداوند شهادت را نصیب من کرد صبر پیشه سازد تا در قیامت جلوی فاطمه زهرا رو سفید باشم و از کلیه امت حزب الله می خواهم اگر از من بدی دیده اند حقیر را عفو کرده و بگذرند. از خانواده گرامیم می خواهم اگر شهادت نصیب من شد صبر کرده و اندوه زیاد به خود راه ندهند چون شهادت درجه ای است که نصیب هرکس نمی شود و بالاخره بایستی روزی از دنیا برویم چه بهتر که در راه خدا از دنیا برویم و اگر فرزند خود را از دست دادید آن امانتی بوده که از طرف خدا به شما داده شده که می بایستی به خدا که صاحب امانت است باز پس دادن می شود و همیشه در همه مشکلات صبر کنید که «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» . و از امت حزب الله می خواهم که همیشه در صحنه انقلاب باشند و هرگز صحنه را ترک نکنند تا به حول و قوه الهی بتوانند این انقلاب را به صاحب اصلی آن آقا امام زمان(عج) بسپارم و این وظیفه خطیری است و اگر ذره ای کوتاهی کنیم در مقابل خون شهداء و خداوند مسئول خواهیم شد و مبادا هرگز امام را تنها بگذارید که ما هر چه داریم از این پیر روشن ضمیر داریم. او بود که ما را از قعر ظلمات و فساد به اوج نورانیت و ایمان رسانید پس او را مانند جان خود دوست بدارید و هرگز دست از یاری او برندارید و از امت حزب الله می خواهم که هرگز صحنه های جنگ را خالی نگذارید و باید بدانند که جنگ ما با نابودی حزب بعث تمام نیست بلکه باید دست ابرقدرت ها را از ممالک اسلامی کوتاه کنیم که مهم تر از همه آزادی قدس است و ان شاءالله با آزادی کربلا به سوی قدس رهسپار خواهیم شد و دیگر مردم را به مهر و عطوفت به خانواده های شهداء، اسراء، مفقودین و معلولین سفارش می کنم که هر چه داریم از فداکاری های آن ها داریم و در آخر از پدر گرامیم می خواهم دو ماه روزه و چهار ماه نماز برایم بخوانند و اگر حقی بر گردنم داشت ادا نمائید. در مسلخ عشق جز نکو را نکشد روبه صفتان زشت خو را نکشد گر عاشق صادقی ز مردن مهراس مردار بود آن که او را نشکند برادر حقیر شما محمود جعفری اردکانی تاریخ 1365/9/25
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید