محمد حسین دهقانی فیروزآبادی
زندگینامه شهید
محمدحسین در سال ۱۳۳۷ پا به جهان گشود. در سن ۷ سالگی به مدرسه رفته و تا کلاس سوم در دبیرستان شهید بهشتی و از آن جا به هنرستان شهید مطهری اردکان رفت و موفق به اخذ دیپلم گردید. از نظر اخلاق و رفتار شاید یکی از آرام ترین و مهربان ترین کودکان به حساب می آمد. شهید محمدحسین دهقانی شاید برای یک مرتبه هم با کسی نزاع و مشاجره ای نکرد به طوری که اهالی محل شیفته حُسن اخلاق او بودند. در بیش تر اوقات نماز را به جماعت می خواند. او علاقه خاصی به امام حسین علیه السلام داشت و در ایام محرم و عاشورا فعالیت خاصی در عزاداری امام حسین علیه السلام انجام می داد. با شروع انقلاب او یکی از افراد انگشت شماری بود که در جهت نابودی رژیم منحوس پهلوی و پیروزی اسلام کوشش می کرد. رسیدگی به افراد مستضعف و محروم جامعه یکی از برنامه های او بود. با پیروزی انقلاب او در تشکیل کمیته نظامی شهر نقش داشت و در جهت نگهبانی و حفاظت نقش اساسی داشت. با تشکیل سپاه به عضویت سپاه میبد در آمده و در اصفهان آموزش سیاسی و ایدئولوژی خود را کامل و مدت ۴ ماه در جبهه کردستان علیه مزدوران داخلی به جهاد برخاست. با بازگشت از کردستان و تشکیل بسیج سپاه در میبد یکی از بنیانگذاران آن بود و زحمات او در بسیج و تمام وقت در خدمت مردم بودن او بر همگان واضح بود. شاید هفته به هقته به خانه نمی رفت و هر وقت هم می رفت چند دقیقه بیش تر توقف نمی کرد. به روحانیت و امام علاقه خاصی داشت و به شهدا بیش از حد علاقه داشت. ۸ ماه قبل از سقوط بنی صدر خائن او تمام عکس های این مزدور را کنده و به زباله دانی می انداخت. پدر و مادر شهید از این که فرزندشان را در راه اسلام فدا کرده اند و چنین فرزندی را برای جامعه اسلامی دادند افتخار می کند. سرانجام در روز ۲۲ بهمن ماه سال ۶۰ عازم جبهه شوش گردید و با شروع حمله چنان بر دشمنان یورش برد که تعداد بی شماری از آن ها را به جهنم فرستاده و خود نیز به آرزوی دیرینه اش رسید.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محمدحسین دهقانی فیروزآبادی
تاریخ: 1363/11/11
وصیت نامه شهید محمدحسین دهقانی فیروزآبادی تاریخ : 1363/11/11 بسم الله الرحمن الرحیم «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ» «منحصرا مومنان واقعی کسانی هستند که به خدا و رسول او ایمان آورده و بعدههیچ گاه شک و ریبی به دل راه ندادند و در راه خدا با مال و جانشان جهاد کردند، اینان به حقیقت راستگویانند.» از آن جایی که قصد دارم عازم جبهه حق علیه باطل شوم چند کلمه را به عنوان نصیحت و وصیت برای شما امت حزب الله و خانواده محترم به روی کاغذ می آورم باشد تا این را سرلوحه کارتان قرار دهید. درود حق بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله و نائب بر حق امام زمان خمینی کبیر و درود بر روان پاک شهدای اسلام از صدر اسلام تا جنگ تحمیلی. تاریخ اسلام دوباره تکرار شده است و باید دست جنایتکاران را قطع نمود زیرا جنگیدن با دشمنان خدا و حق واجب است و سهل انگاری در این امر معصیت بزرگی می باشد. بر ما یقین است که شهادت حاصل ثمرات جهاد با نفس است که خون شهید به جامعه تزریق می شود و جامعه را به حرکت در می آورد. ما نباید منتظر باشیم که مرگ ما را بگیرد بلکه باید ما به سراغ مرگ رویم و او را در آغوش گیریم. مگر انسان بیش از یک بار می میرد؟! پس چه بهتر که در راه خدا باشد. همه بدانند من اگر به جبهه آمده ام از روی دشمنی با شخص یا گروهی یا حزبی نیست بلکه برای احیای دین و رضای خداست. از برادران دینی خود می خواهم راه شهیدان را ادامه دهند. مادیات را پلی قرار دهید برای رسیدن به معنویات چون مادیات سرچشمه ذلالت و فساد است. و شما دانش آموزان عزیز! وارد صحنه انقلاب و جنگ شوید و خود را برای مبارزه با ابرقدرت های شرق و غرب آماده کنید، مبادا دنبال گروهک های انحرافی بروید که سعادت را از شما خواهند گرفت. معلمین عزیز نیز بیش تر زحمت بکشند و دانش آموزان را به راه راست هدایت نمایند. و سخن آخرم با شما خانواده محترم خودم می باشد. خانواده گرامی! مرا حلال کنید و در شهادت من صبور باشید و از گریستن خودداری کنید که با گریه شما دشمن شاد می شود. پیرو راه خمینی بت شکن باشید که در شهادت حاج سیدمصطفی فرزندش خم به ابرو نیاورد! وقتی که خبر شهادت فرزندش را شنید به اطرافیانش گفت: مرگ مصطفی یکی از الطاف خفیه الهی است! و برای او فاتحه خواند و فرمود: "مصطفی عالم بود" و برای او فاتحه می خوانم که ثواب ببرم. با استقامت و صبر و بردباری در انجام دادن مسئولیت های اسلامی بکوشید و دعا کنید که شهادتم مورد قبول خداوند واقع شود. و شما خواهران عزیزم! در تربیت فرزندان صالح تلاش کنید. شما را توصیه می کنم که به حبل الله بپیوندید. و امروز امام امت "حبل الله" است، در این لحظات شما را به خدای احد می سپارم و از شما می خواهم با دعاهای خیر هم چون همیشه یادم کنید. در آخر از شما می خواهم که قبل از دفن، زیارت عاشورا را بر جنازه ام بخوانید. والسلام و علیکم و رحمت الله و برکاته. 1363/11/11 محمدحسین دهقانی
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید