حسین پورامینی
زندگینامه شهید
شهید حسین پورامینی، در محله ی امامزاده ابراهیم قم در یکم شهریور سال 1343 به دنیا آمد. در کودکی و نوجوانی پسری کوشا، درسخوان و مذهبی بود. در مسجد و مراسمهای دینی شرکت میکرد و به پدر و مادر احترام میگذاشت. دوره ی ابتدائی را در مدرسه ی مصطفی خمینی (قاآنی)، دوره ی راهنمائی را در مدرسه ی راهنمائی علاّمه مجلسی (مهدوی) و دوره ی متوسطه را در دبیرستان آیت الله کاشانی به اتمام رسانید سپس چند ماهی در مرکز تربیت معلم سمنان و چند ماهی هم در مرکز تربیت معلم شهید مدنی قم در رشته ی دینی و عربی درس خواند. در همان هنگام و در کنار درس خواندن، به یاری رزمندگان اسلام شتافت و با جبهه و جنگ عقد اخوتی جاودانی بست. جبهه برایش محل اُنس و منزل و مأوای عشق و شوریدگی بود. او تا هنگام شهادت هشتبار به جبهه رفت. سه بار زخمی شد. یکبار دست چپش تیر خورد و بار دیگر دست راست و پای چپش دچار اصابت تیر و ترکش گردید. بار سّوم که در عملیّات بدر بود ترکش به دو پا و صورتش اصابت نمود و در تاریخ 63/12/25 در شرق رود دجله عراق به شهادت رسید. پیکر او را در امامزاده ابراهیم زادگاهش به خاک سپرده شد.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید حسین پورامینی
تاریخ: 1363/12/17
وصیت نامه شهید حسین پورامینی تاریخ : 1363/12/17 بسم الله الرحمن الرحیم "إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ" بنام خداوند یکتای بیهمتا و بنام خداوندی که خلق کرد آسمان و زمین را و انسان و هم او که مسئولیت عظیمی را که نه کوهها و نه دریاها قدرت تحمّل آنرا داشتند بر انسان نهاد و او را خلیفه خود در روی زمین نهاد و بنام او که پیامبران را برانگیخت تا انسان صراط مستقیم را گم نکند و گمراه نشود و هم بنام او که پیامبر خاتم را مبعوث کرد تا همچون خورشید تابان تا قیامت عالم مشعل فروزانی و چراغ هدایتی برای پاکدلان باشد و امامان را جانشینان بلافصل او معیّن کرد تا بمانند ستارگانی باشند در آسمان تابناک مکتب اسلام و ادامه دهندگان راستین او و بنام او که هم عادل است و هم غفّار و هم کریم و بنام او که از اوئیم و به سوی او "إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ" و بنام او که قیامت را برپا نخواهد کرد مگر بعد از ظهور امام عصر«عج» آخرین حجّت خداوند بر روی زمین این امید مستضعفان جهان و یار و یاور رزمندگان اسلام و فرمانده کلّ قوا و بنام او که بر ملّت مسلمان ایران منّت نهاد و رهبری عظیم الشأن از سلالۀ پاک رسولان و اولاد امیر المؤمنین را عطا فرمود تا در خواب فرورفتگان را بیدار کند و ظلمتکدۀ ایران را گلستانی نورانی مبدّل سازد که هزاران شهید مشعل نورافروز این گلستانند شهدائی چون مطهّریها و مفتّحها که با هر کلامشان یک فرد و شاید یک نسل را از گمراهی نجات دادند که اینان نیز خود از وجود آن رهبر بهرهمند شدند پس خدایا این چراغ هدایت را خاموش مگردان مگر تا ظهور امام عصر(عج) و بلکه او را حفظ کن تا در کنار امام عصر (عج) یار و یاور مولایش باشد. پدر بزرگوارم سلام علیکم و بعد از سلام از شما بخاطر زحمت هائی که برایم کشیدید چه از اینکه اسم نیکو برایم نهادید و چه اینکه در تمام مدّت عمرم مرا یک آن به خود وامنهادید و همیشه با سخنان خود و عمل خود مرا به خدایم و صراط مستقیم هدایت کردی و چه محبّت هائی که به من کردید و چه رنج هائی که در راه تربیت من کشیدید و مرا به این سن و سال رساندید منی که حتّی یک وقت هم نتوانستم شما را در زندگی یاری دهم تشکّر میکنم انشاء الله خداوند اجر شما را بدهد پدر جان سفارشی که به شما دارم این است که با توکّل بر خدا و صبر و بردباری همچنان به تربیت نیکوی فرزندان خود همّت بگمار و سربازانی دلیر برای جمهوری اسلامی، بزرگ کن که واجبات را انجام دهد و از محرّمات بپرهیزد و با استقامت از خداوند مواظب تزلزل هائی که شیاطین می دهند باش و با تکیه بر او در برابر مشکلات مقاومت کنید که پیروزی نزدیک است و پیروزی از آن مومنان است و بکوشید تا رضایت حق را جلب نمایید که رضایت او سعادتی بس بزرگ از برای ما بندگان ناچیز و درمانده است امیدوارم در زیارت های خود و نمازهایتان بخشش گناهانم را و آمرزش خطاهایم را با وساطت مقرّبین درگاهش و امام زمان (عج) از او بخواهید چرا که ما روسیاهان را اگر رحمت و بخشش او نباشد عذابی سخت در انتظارمان است پس از شما میخواهم که حتما برایم طلب آمرزش و مغفرت نمائید و امّا مادر جان نمیدانم چگونه و با چه کلماتی و با چه بیانی زحمت های شما را بنویسم قلم عاجز از آن است که بتواند تمام مشقّات طاقت فرسای یک مادر مهربان را بنگارد مادری که نه شب دارد و نه روز و در قلم طول عمر خود غمی جز گرمی خانواده خویش ندارد و از هیچ دردی بر خود باک ندارد ولیکن از کوچکترین مقدار ناراحتی برای فرزندانش دگرگون میشود و دست از پا نمیشناسد آری من قادر به تشکّر در مقابل بیست سال مزاحمت برای یک انسان نمی باشم و به همین جهت می باشد که خدای رحمان و رحیم بهشت را زیر پای مادران قرار میدهد. مادرم توکّل بر خدا کن و او را هیچ گاه فراموش مکن که سرمنشاء هستی اوست و ما همه از او هستیم پس بر نفس خود چیره شو و انجام دستورات او از یاد او غافل مشو مبادا عشق بیحدّ تو نسبت به بستگانت تو را از یاد او دور کند تو خود شاهد مرگ کسانت بودهای و دیدهای که در هنگام مرگ هیچ کس و هیچ چیز به یاری انسان نمیآیند و انسان در غربت و تنهائی درخانه ابدی خویش میآرامد مگر با عمال خود که مونس او هستند و این اعمال نیکوست که رضای حق تعالی را جلب می کند و یکی از اعمال نیک صبر و بردباری در مصائب است و صبر در مشکلات در راه خداست همچنانکه خداوند در قرآن کریم در سوره و العصر می فرماید که انسان در زیان است مگر آنهائی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و سفارش کردند به حق و سفارش کردند به صبر. پس مادر صبور و بردبار باش و با یاد خدا که "أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ" تا مشتی محکم به دهان منافقان بکوبی و دیگر اینکه مادرم بیش از حد تلاش مکن و خود را به زحمت های بیهوده میفکن چرا که خداوند روزی دهنده است و در زندگی و در آنچه که نداری به فقرا بنگر و غبطه مخور و از آنچه که دارید به مؤمنانی بنگر که در راه خدا انفاق میکنند و آخرین سفارشم به شما این است که بعد از من مبادا توقعّی از دولت جمهوری اسلامی ایران داشته باشید بلکه باید توقّع خود را پائین بیاورید و از کمبودها مهراسید و نگران مباشید و ببینید که این دولت در حال جنگ چگونه با ایثارگری هم جنگ را میگرداند و هم مملکت را البتّه این یاری امام عصر(عج) است چون صاحب اصلی این کشور و این مملکت اوست پس مبادا با انتظارهای خود امام زمان(عج) را نارحت کنید پس بسازید با همانچه هست و شکر کنید خدا را که استقلال و آزادی داریم و میتوانیم اسلام عزیز را حفظ کنیم اگر چه گرسنگی بکشیم. که بحمد الله نعمات خداوند در این کشور زیاد است. و خدمت برادر بزرگوارم حسن آقا. سلام علیکم و از شما هم بخاطر ارشادهائی که در طول زندگی مرا روشن مینمودی و با برخوردهای مهربانت که انسان را بخود جلب میکردی و زحمتهائی که به شما تا بحال دادهام مرا ببخشید و اما حرفی که با شما دارم برادرم شما که داعی حزب الله هستید و جوان هستید و خدمتگزاری میکنید و اما اینکه معلّم هستید معلّم. شما بعنوان کسیکه در جامعه مطرح می باشید که اولّین بار خداوند بر پیامبر بیاموخت و بعد پیامبران به ...هم چنانکه امام عزیزمان فرمودند معلّمی شغل انبیاء است، یعنی معلّم یک الگوست یک راهنماست و با روح و جسم انسان سر و کار دارد و پرروش دهندۀ روح است و شما ای برادر بدان که در مرحلهای از مراحل پرورش انسانها قرار داری که انسان یک کودک است و یک مقلّد او هر چیزی را میتواند الگو قرار دهد لیکن معلّم خود را الگوی خود میداند و دیگر هیچ پس بهوش باش که اگر انسانی را صحیح راهنمائی کنی جامعهای را صحیح تربیت کردهای و اگر انسانی را بد تربیت و راهنمائی کنی جامعهای را در معرض خطر قرار دادهای پس به تهذیب خود بپرداز تا بتوانی کودکان را نیز پاک تعلیم و تربیت بدهید و بدان که مسئولیت شما فقط یاد دادن چند عدد الفباء نیست و چند عدد ریاضی. بلکه مهمتر از اینها تزکیه آنها هم است چنانکه خداوند میفرماید تزکیه قبل از تعلیم است آری انسان بیتقوای عالم ضررش بیشتر از جاهل است مگر نه اینکه خدا فرمود اگر عالِمی خراب شود عالَمی را خراب میکند. حال باید خود را بسازید تا بتوانید دیگران را هم بسازید و اما سفارش مهمّی که به شم دارم اینست که در کنار اینها مواظب منافقین هم باشید چرا که حال که میبینید از راه جنگ و تروریسم نمیتوانند کاری بکنند از راه دیگری وارد شدهاند. یکی از راههای آنها نفوذ در آموزش و پرورش است و این نیز مسئولیّت شما است که اینها را شناسائی کنید تا مبادا کودکان پاک و معصوم انقلاب را به انحراف بکشانند و این نیز مسئولیّتی بس بزرگ است که بر دوش همه بخصوص تمامی فرهنگیان میباشد. و نیز خدمت برادر عزیزم علی آقا. سلام علیکم. علی جان اگرچه کوچکتر از شما هستم و دوران کوچکی شما را ندیدهام ولکن شنیدهام که از کودکی از زمانیکه خود ر اشناختی و به خود آمدی در دریای مشکلات غرق شدی و شنیدم که در زمستانهای سرد و تابستانهای گرم کار میکردی تا رفع مشکلات خانواده خود را بنمائی و از بهره علم و دانش و دیگر نعمات الهی با آن هوش و استعداد خدادادی زیاد محروم شدی و اینها را همه به جان خریدی تا اینکه کانون خانهامان گرم بشد بنده به سهم خودم از شما شرمنده هستم و از خدای متعال میخواهم که سعادت را و ایمان را و تقوا را و صبر و زهد را به شما عنایت فرماید ولی سفارشی که به شما دارم این است که ای برادرم شما کاسب هستی و معاملهگر مبادا در معاملات خدای را از یاد ببری و حقایق را پنهان کنی و بندگان خدا را مغمون سازی مبادا مال و منال چشمهای شما را کور و گوشهایتان را کر کند. قرآن را بخوانید و ببینید دربارۀ معاملات چه گفته است چند بار «ویل...» گفته است. مبادا در فکر این باشی که شما هم مانند دیگران کاخی بسازی بر روی کوخهای دیگران و با ضایع کردن حقّ دیگران فقط در فکر خود باشی و در این لحظات حسّاس انقلاب بمانند دیگران که از خداوند و قیامت و همه چیز غافلند و همچون چهارپایانند و فقط بفکر شهوت و شهرت و مال و منال خویش هستند و با سوء استفادههای ناشایسته و ناروا حق دیگران را میبلعند آری برادر بزرگوارم به کودک یتیمی که پدرش را در راه جبهه از دست میدهد و خود با مادر فداکارش روزها روزه میگیرند و کار میکند تا بتوانند به جبههها کمک کنند اقتداء کنید و از آنها رمز ایثار و انفاق را بیاموزید که چگونه با این کار خود قلب انسان را آتش میزنند و انسان با شنیدن و دیدن این ایثارها خود را بسی مفلوک و بیچیز میبیند. کودک یتیمی آنچنان ایثار میکند و برای رزمندگان پیام می دهد راستی که اینجانب شرم دارم چرا که نان اینها را می خورد و از خدا طلب مغفرت می کنم و نیز برادرم در زندگی در هیج کاری اسراف مکن اگر میخوری و میآشامی بیاد کودکان مسلمان بیگناه و معصوم کشورهای آفریقائی و آسیائی و آمریکای لاتین و در قسمت هائی از کشورهای غارتگران که از فقر جان شیرین خود را از دست می دهند و در زیر پای جنایتکاران غرب و شرق پایمال می شوند باشید و بدانید که مرگ را مانعی نیست و قیامت در پیش است و انسان باید با کفنی بر خاک سپرده شود و در آن خانه هیچ چیزی نیست نه پول و نه فرزند و نه همسر و اگر چیزی هم باشد آن چیز را کاری نیست و بی فایده است در آنجا انسان منتظر است منتظر قیامت وای بر حال ظالمین وای بر ما اگر خدای نکرده حقّ کسی را پایمال کنیم و او راضی نشود و طاعت خدا را نکرده باشیم که در زیر خاک خدا میداند چه بر انسان میآید پس بخود آئیم و توشهای برگیریم تا در راه به کارمان آید. و شما ای خواهران عزیز سلام علیکم. و در آخر از شما و از دیگر برادران کوچکم بخاطر زحماتی که برای اینجانب کشیدهاند بخصوص شما خواهرانم که همیشه باعث مزاحمت شا بودهام معذرت میخواهم و از شما طلب بخشش میکنم ولی سفارشی به شما دارم و آن اینکه: ای خواهرانم ایمان خود را حفظ کنید و عفّت خود را مواظب باشید و بدانید که چادر تو و عفّت تو سلاح توست و جنگ با نفس است بخصوص در محدوده عفّت و بدانید که اگر زن عفّت و حیای خود را نگهدارد مانعی در رسیدن به سعادت در پیش ندارد و به شما بگویم که اگر خداوند متعال این بنده حقیر را ببخشد و شهادت را این کمال انسانیت را نصیب من کرد بنده شما را سفارش به صبر میکنم به صبری که زینب (س) گونه و از او صبر بیاموزید که سختترین مصئب عالم را بر دوش کشید و پیام شهیدان را بمردم برسانید و شاید تمامی مظلومیّت و مشقّات این انقلاب به یک هزارم انقلاب ابی عبد الله هم نرسد پس شما هم صبر کنید و حجاب و عفّت خود را حفظ کنید و اگر حتّی شرکت در تشییع جنازهام و دیگر مجالسم کوچکترین ذرّهای به عفّت شما لطمهای بخورد من راضی نیستم که شما شرکت کنید و دیگر اینکه در تربیت فرزندانتان کوشا باشید تا فرزندانی مؤمن و فداکار تحویل جامعه بدهید و حال که جامعه در سوی حرکت الی الله است پس شما هم تلاش خود را بکنید و از زحمات تربیت کودکان خود دریغ نورزید و در سختیها به مادرتان بنگرید و همه شما به خاطر زهرای(س) بنگرید و ایثار و فداکاری و ایمان و عفّت را و صبر را و تعاون و تعهّد را و استقامت و عبادت را از او بیاموزید و به او متوسّل شوید و او را واسطه در پیشگاه خدا قرار دهید تا خداوند شما را یاری دهد و در آخر از تمامی اقوام و دوستان طلب مغفرت و بخشش میکنم و امیدوارم که مرا به بزرگی خویش ببخشایند و شما را به ایمان و توکّل و صبر و پیروی از دستورات الهی و کمک از ائمّه و پیروی از رهبر کبیر انقلاب دعوت میکنم. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی(عج) حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار. ستارگان برفتند خورشید را نگهدار. قلم را قدرت نگاشتن هر احساسی نیست و هر حساسی زا نیز قابل اظهار نیست چرا که احساس عاطفی است و عاطفه را نمیتوان با کلمات گفت و احساس را باید با احساس درک کرد. در آخرین کلماتم از شما و تمام مومنین بخصوص نایب بر حق امام عصر امام بزرگوارمان پیر جماران میخواهم که برایمان از خداوند متعال طلب بخشش نماید و گناهان این بندگان ضعیف و حقیر را ببخشاید. به امید پیروزی حق بر باطل. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته. (1363/12/17) حسین پور امینی
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید