غلامرضا رضایی
زندگینامه شهید
شهید غلامرضا رضایی در چهاردهم مرداد سال ۱۳4۰ در اراک به دنیا آمد و در همان اوایل کودکی زرنگی و باهوشی خود را به خانواده نشان می داد و در برخوردهایش این را می رساند که در برابر زور طاقت نیاورده و به هر وسیله ای که می توانست جلو آن را گرفت و با قهر خود این موضوع را نشان می داد. در 6 سالگی راهی دبستان شد و از همان اوایل در کسب علم از دیگران سبقت می گرفت و سعی در به دست آوردن رتبه ی اول را در کلاس داشت. او وقتی از خیابان عبور می کرد اگر می دید که آن طرف خیابان بین افراد دعوا می شد، در مهلکه حاضر می شد و پشتیبانی خود را از مظلوم اعلام می کرد. در سن یازده سالگی دوران دبستان را به پایان رساند و به دوره راهنمایی رفت که در این دوره هم گوی سبقت را از دیگر هم شاگردان ربود. بعد از سه سال که این دوره را به پایان رسانید با شتاب خاصی به طی کردن دوران دبیرستان شتافت و با برگزیدن رشته ریاضی فیزیک علاقه خود را به علم نشان داد و در همین دوران بود که روبروی معبودش می ایستاد و با خدایش به راز و نیاز می پرداخت و نمازش را اقامه می کرد. او از همان اوایل جوانی از دورویی و حیله پرهیز می کرد و در هر مسئله ای راه راست را برمی گزید. چهار سال دوران دبیرستان را در رشته مذکور با به دست آوردن رتبه های خوب در هر سال طی کرد که سال چهارم این دوره مصادف با اوج گرفتن الله اکبرها بود که بر ضد رژیم نغمه سر می دادند. او هم در این هنگام با دیگر یاران دبیرستانی هم صدا با رهبرش پیروی از وی را تقبل کرد و به اصل ولایت فقیه گردن نهاد و به موج رسید تا بلکه توسط این موج به ساحل وجود برسد. پس از طی کردن دوران دبیرستان در کنکور سراسری شرکت و از این امتحان سرافراز بیرون آمد که دانشگاه زادگاهش مدرسه عالی علوم اراک(دانشگاه اراک) به ادامه ی تحصیل در رشته ی دبیری فیزیک همت گماشت. کم کم کفه ی ترازوی ایمانش بر کفه ی تخصص غلبه کرد و بدین جهت کلاس درس را رها کرده و به یاری رهبرش به افشای توطئه ها می پرداخت. پس از مدتی با طی کردن دوباره دوره ی چریکی و شروع شدن جنگ تحمیلی و حمله ور شدن صدام بعثی به نبرد با مزدوران و اشغالگران شتافت و پس از طی کردن ۱۵ الی ۲۰ روز مبارزه در 1359/8/2 در نوسود به لقاء الله پیوست.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید غلامرضا رضایی
وصیت نامه شهید غلامرضا رضایی الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ وقتى که پیشامد و مصیبتى به شما مى رسد بگویید ما از آن خداییم و بسوى او باز مى گردیم . حال که به همرا برادران براى مبارزه با کفار و منافقین بدستور امام زمانمان به جبهه جنگ عازم مى شویم، باید بدانیم چرا مبارزه مى کنیم و مبارزه چیست و از مکتب طریقه مبارزه را الهام بگیریم . از موانعى که بر سر راه مبارزه هست حب دنیا مى باشد . قرآن از دنیا تعبیر جالبى کرده است که انسان را از زندگى دنیا آگاه مى سازد و مانع دلبستگى بیش از حد بدان مى شود و تعبیر این است: انما الحیوه الدنیا لعب و لهو - زندگى دنیا چیزى جز بازى و هوسرانى نیست و اگر ایمان آورید تقوى داشته باشید مزدهاى شما براى شما بیاید و خواسته هاى شما را از ما نخواهد . در این آیه قرآن مى فرماید دنیا و زندگى دنیوى بازى مى باشد و حقیقت نیست و در دنیاى دیگرى زندگى حقیقى است . دلبستگى به دنیا یعنى به مانند بچکان و دخترکان که به عروسکان خود دل مى بندند عمل کردن و بدون اندیشه در مظاهر متعالى و اخلاقى، انسانى، حیات دنیا یا لهو ولعب را پیشه کردن . ولى چرا مبارزه مى کنیم؟ هدف ما الله، وظیفه ما در طول زندگى تکامل بسوى او مى باشد . قرآن در آیات فراوانى ما را به مبارزه با کفار و آن که راه خدا را سد مى کند فرا مى خواند و ما نیز براى اینکه در صراط مستقیم تکامل پیش بریم و با کفر مبارزه کنیم. ان الذین کفروا و سدوا عن سبیل الله ثم ماتوا و هم کافرون فلن یغفرالله لهم . آنهاییکه کفر مى ورزند و راه خدا را بازنشسته اند و سپس مردند در حالیکه کافر بودند خدا هرگز آتها را نمى آمرزد . از خصوصیات کافران این است که مانع هستند بر مؤمنان براى تکامل و آنهم بطور خصمانه و جنگ ما در حال حاضر جنگى است با کفر و نفاق با نوکر چپ و راست که خود را اسلام جلوه داده و مانند معاویه قرآن بر نیزه کرده و اماممان و ما را مجوسى مى خواند ولى چه باک که ما راویان قصه سرخ شهادتیم و براى تکامل مبارزه خواهیم کرد به هر نحو که لازم باشد . برادران و خواهران براى پیشبرد اسلام، این انقلاب اسلامى و رهبر بزرگ آن که امام خمینی است از طرف خدا به ما امت اسلامى، یارى نموده و دل به دنیا و مظاهر دنیوى نبسته و هم چنان که خدا مى فرماید در این راه بسوى او باز گردید که از شما خشنود شده و این بزرگترین اجر است که خدا از ما راضى باشد . یا ایتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربک راضیه مرضیه، اى روان آسوده شده، اى نفس رها شده باز گرد بسوى پروردگار خویش که خشنود خشنود بخشوده شده . ما براى دنیا و مظاهر آن مبارزه نمى کنیم ما براى رضاى پروردگار خویش مبارزه مى کنیم هر گاه رضاى خدا بدست آمد ما هم راضى شده ایم چه پیروز شویم و چه شکست بخوریم . زندگى در این دنیا زندگى حقیقى نیست، زندگى حقیقى در دنیایى است ماوراء این دنیا فهو فى عیش راضیه. فى جله عالیه . پس اوست در زندگانى خشنود و در بهشتى افراشته و بلند . رستگارى در رضاى خداست و در حزب خدا بودن و همه چیز را براى خواستن و هر کارى را فى سبیل الله انجام دادن، پس از شهادت در راه حق چه باک که فرزند شهادتیم و چنین مردنى زندگى است براى ما . رضى الله عنهم و رضوا عنه اولئک حزب الله الا ان حزب الله هم المفلحون . خشنود باشد خدا از آنها و خوشنود باشند از او آناننند حزب خدا ، همانا حزب خداوند رستگاران . اگر سعادت و شهامت داشتم در راه خدا شهید شدم یک بیک مى نمایم : 1-اگر کفن نصیبم شد آرم سپاه را روى کفنم بزنید و بروى سنگ قبرم نیز . 2-مقدارى بدهى به سپاه دارم آنان را پرداخت نمایید . 3-کتاب ها و بقیه لوازمات شخصى ام را به برادران و خواهرانم مى بخشم . 4-یک سال نماز قضا دارم برایم بدهید بخوانند . 5-مقدار سه ماه روزه برایم پول بدهید بگیرید . 6-طلبکاری هایى دارم که اگر دادند هیچ و اگر ندادند حلالشان مى کنم . 7- اگر کسى از من طلبى داشت از طلبکاری هایم بدهید و اگر کم آمد از فروش کتاب ها و لوازماتم بدهید .
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید