حسین مقدم سلیمی
شهید

حسین مقدم سلیمی

نام پدر: ولی الله
دانشگاه: دانشگاه تبریز
مقطع: کارشناسی
رشته: جامعه شناسی
تولد: قزوین
تاریخ تولد: 1340/06/18
تاریخ شهادت: 1361/04/23
محل شهادت: پاسگاه زید — پاسگاه زید
عملیات:
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

زندگی نامه حسین مقدم سلیمی روز ۱۸ آخرین ماه تابستان سال ۱۳۴۰ در قزوین و در جمع خانواده ای زحمتکش و مهربان پا به عرصه وجود گذاشت. او که دارای ۶ برادر بود، مقاطع تحصیلی ابتدایی تا پایان متوسطه را به خوبی طی کرده و دیپلم خود را در قزوین گرفت. اگر چه حسین در دوران پیروزی انقلاب اسلامی فقط ۱۷ سال داشت اما جزء جوانان پرشوری بود که مبارزه با رژیم ستمشاهی را بر خود تکلیف دانسته و هم پای مردم مبارز و انقلابی در صحنه های مختلف حضور پیدا می کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کنکور سراسری شرکت کرده و در رشته ی علوم اجتماعی دانشگاه تبریز پذیرفته شد. ایشان با عضویت در بسیج دانشگاه به آموزش علوم و فنون نظامی پرداخت و در زمینه های فرهنگی و اجتماعی نیز با دانشجویان دانشگاه همراه بود. وی که از طریق بسیج مستضعفین به جبهه های جنگ تحمیلی در جنوب کشور اعزام شده بود، سرانجام در روز ۲۳ تیر ماه ۱۳۶۱ در عملیات رمضان همراه با جمعی از رزمندگان اسلام به خیل شهیدان پیوست.

وصیت‌نامه شهید

وصیتنامه ی شهید حسین مقدم سلیمی
تاریخ: 1361/03/22

وصیتنامه ی شهید حسین مقدم سلیمی تاریخ : 1361/03/22 وصیت نامه به نام خدای شهیدان و با درود به آن پیر میکده عشق، عارف بزرگ، مرد خدا، رهبر ملت عزیز ما آن مرد خود ساخته و تقواپیشه و آن مبارز بزرگ مصلح زمان، بت شکن عصر آن خشم مجسم ملت های دربند و مستضعفین به فغان آمده و آن کس که فریادگر انسان هاست و الگوی امت ها. سلام به شهیدان، سلام و درود به شهدای گمنام و گلگون کفن دشت خونین خوزستان. سلام به شهیدان انقلاب سترگ و کبیر اسلامی. سلام به شاهدان، سلام به کسانی که قلب تاریخ اند و پرندگان به سوی او. سلام به کسانی که با هدیه دادن خون خود از دنیای پست و فانی و قفس روح انسان ببریدند و به پرواز در آمدند و زمینه را برای رشد توده های مردم در بند فراهم کردند و به جان و روح جوامع استعمار شده و خودباخته خون حیات و آگاهی قیام و جهاد تزریق کردند تا این استعدادهای راکد یخ زده و پژمرده انسان ها را به حرکت و جوش و خروش وادارند. شهیدانی که اکثر آن ها طعم رنج و درد و گرسنگی را چشیده بودند، شهیدانی که اکثر آن ها از طبقه مستضعف و روستایی پاک طینت به پا خواسته اند و بر اساس فطرت خداجویی و حق طلبی و با ایمان به آن خدای بزرگ به مبارزه با کسانی که در همه اعصار و زمان ها، این ها و اجدادشان را به زیر سلطه و اسارت و بندگی خود نشانده بودند و مانع رشد و شکوفایی شخصیت و استعداد خدایی مردم بودند و حال به رهبری امام خمینی با شیاطین و جهانخواران در افتاده اند و با توکل به خدا و گذشتن از همه چیز خود به پیروزی های پی در پی دست می یابند. آری زمان وراثت و حکومت صالحین و مستضعفین زمین فرا رسیده است، زمان انحطاط و پوسیدگی و زوال سلطه گران و مستکبران و کافران است و صعود و رشد وراثت مستضعفین. من با بررسی مسائل ایدئولوژی سیاسی گروه ها و متفکران اسلامی و با بصیرت، بدون هرگونه تعقیب و پیش داوری و دیگر مسائل شرک آلود به این حقیقت دست یافتم که تنها راه رهایی ملت ها از یوغ لاشخوران و جهانخواران و خدایان زمینی و منفجر کردن استعدادهای خفته انسان، تداوم انقلاب اسلامی و صدور آن به کشورهای منطقه است. این حقیقتی است انکارناپذیر که شیاطین و امپریالیست های جهانی در برابر ملتی رزمنده و خداجوی و خواستار هویت انسانی و خدای حقی با همه تجهیزات و قوای اقتصادی - فرهنگی - نظامی - سیاسی ایستاده است در برابر انسان هایی که برای رهایی خود و دیگران از بند تعلقات زمینی به مبارزه با دشمنان انسانیت دست یافته اند. این مسئله ای است انکار نکردنی که جبهه کافران و فاسقان و کسانی که حقیقت پوشانی می کنند به خاطر منافع و موقعیت اقتصادی - اجتماعی خود با ضدخلق ها و مترفین وصلا رو در روی امام و این امت رزمنده و انقلاب با تمام قوای انسانی ایستاده اند بنابراین هر مسلمانی وظیفه دارد در حد خود در این مبارزات و درگیری بین جبهه حق و باطل شرکت نماید. عمل صالح در این زمان شرکت در جبهه های جنگ است و هر عمل و اطاعتی برای خدا بدون قرار دادن در کانال عمل صالحه و تأکید آن قابل قبول برای خدا نیست. عمل صالح عملی است جهت دار و هدفدار بر اساس آگاهی - بینش و تسلیم به ایمان و عشق و ایمان نسبت به هدفی که داریم(الله). عملی که در راستای سیر تکاملی می باشد و برای رسیدن به آن وجود مطلق و کمال مطلق باید با این بندها و زنجیرهای که استعدادهای الهی انسان و صفات خدایی او را اسیر و دربند خود می سازند و مانع ادامه حرکت انسان به طرف خدا و رشد و کمال او هستند مبارزه کرد. به غیر از مسئله دفاع از موجودیت انقلاب اسلامی که عینیت آن در مبارزه با دولت بعثی مرتجع عراق و دفع تجاوز آن مطرح است، مسئله دیگری به نام جهاد آزادی بخش و نجات مستضعفین از قیود طاغوت و حاکمان نوکرصفت و جلاد که مانع سیر و سلوک مردم به طرف الله هستند مطرح است. روز اوج گیری انقلابات توده ای بر پایه ایدئولوژی اسلامی و پیروزی توده ها و روز زوال مستکبرین و فرعونیان با قارونیان و بلعمیان فرا رسیده است بنابراین ما طبق آرمان های الهی و انسانی که داریم باید به نجات این رنجبران و صالحان که زیر فشار دستگاه های جبار هستند بشتابیم، معنی آیه چیست شما را که پیکار نمی کنید در راه خدا و ناتوانان از مردان و زنان و کودکانی که گویند پروردگارا برون کن ما را از این شهری که مردمشان ستمگرند، برای ما از نزد خود سرپرستی، و قرار ده برای ما از نزد خودیاوری. حین این مبارزات است که از یک طرف استعدادهای الهی انسان در مبارزه با دشمن های بیرونی رشد می کند و به زودن خصلت های ناپسند و هواهای شیطانی منجر می شود و راهی است برای خودسازی. هجرت از وطن، خانه و خانواده و جهاد در راه خداوند معیار اصلی درد داشتن است و ایمان در شخص است و در رسیدن برای یافتن خود انسانی و مبارزه با از خود بیگانگی دو راه برای رسیدن به الله در کوره رنج ها و سختی ها است که انسان می تواند استعدادهای الهی خود را شکوفا کند. انسان در این راه بر دشمنان خدا و انسانیت پیروز می شود و یا به اعلا درجه انسانیت یعنی شهادت نائل می شود. شهادت جهشی است از این دنیای پست و لجنزار به سوی آن مبداء و کمال مطلق، پروازی است از این کویر به آن جایی که انسان دائما عشق به آن جا در وجودش او را به آن جا فرا می خواند. خلاصه می کنم و چند کلمه ای هم با امت رزمنده و خداجو و خانواده ام صحبت می کنم. ای امتی که محمد الگوی توست و الگوی جهانیان! من کوچکتر از آن هستم که به شما پیامی بدهم، به شمایی که جوانان عاشق شهادت با ایمان و از خود گذشته در دامان شما پرورش داده شده اند که شما آموزگاران ما هستید ولیکن به عنوان فردی از شما و شهیدی از خانواده بزرگ شهیدان متذکر می شوم که تقوا را پیشه خود ساخته که تنها کلید رستگاری است. در راه مبارزه با نفس و هواهای شیطانی کوشا باشید با عبادت خدای بزرگ، روزه گرفتن، نماز شب خواندن. سعی کنید عشق به خدا را در وجودتان شعله ور کنید و دیگر این که به دنبال رهبریت فقیهی چون امام حرکت کنید که تنها و تنها راهی که در راستای مبارزات انبیاء و در جهت ساختن و اصلاح انسان ها و جوامع است، تزکیه نفس و برقراری قسط و دادن آگاهی است، در رهبریت امام خمینی عینیت پیدا کرده است. سلام به مادر عزیز و مهربانم، شمایی که یک عمر در جهت پرورش من و دیگر فرزندانت سخت کوش و مهربان و زحمتکش بودی. مادر عزیزم! هر چند ارزش مادریت را ندانستم و به قدر و منزلت تو پی نبردم اما به مادر بودنت قسم که هر چه بدی از جانب من دیدی ببخش و از تقصیراتم درگذر که من تاب تحمل آتش غضب خدا را ندارم. مادر عزیزم! یک نصیحتی از فرزند شهیدت بشنو و آن این که در هر کاری خدا را در نظر بگیرید که همه چیز من و شما و دیگران و کل هستی نابود می شود و تغییر می کند بنابراین تنها پناهگاه و تکیه گاه ما باید آن خدای بزرگ باشد بنابراین سعی کن که همیشه با خدا باشی و بدان که پسرت از جان ناقابل خود در راه او گذشت چون همه چیز ما از اوست. از مادرم می خواهم که در شهادتم زیاد ناراحت نشود و بتواند با توکل به خدا و تقاضای صبر از او بر اعصاب خود مسلط شود که خدا صابران را دوست دارد. امیدوارم تو هم هر قدر از من بدی و اذیت و آزار دیدی به بزرگواریت ببخشی هر چند من قدر تو را ندانسته ام چون انسان همیشه به کارهای که دیگران می توانند انجام بدهند ولی انجام نمی دهند بی توجه است. ما هم بی توجه بودیم و نتوانستیم تو را بشناسیم. برایم دعا کن و ناراحت نباش از این که جان ناقابل را در راه خدا فدا سازم. خداحافظ. پدر بزرگوارم! از زحماتی که در این ۲۰ سال کشیدید خیلی خیلی سپاسگذارم. به برادرانم هم یک نصیحت می کنم و آن این است که همیشه این سوال را پیش خود مطرح کنند که هدف از خلقت ما و جهان چیست؟ آیا جهان با همه ی نظم و برنامه ریزی های حساب شده بیهوده آفریده شده و یا برای هدف خاصی می باشد؟! و بدانند که هدف از زندگی و آفرینش انسان شکوفا کردن استعدادهای خام و خدایی است که در نهاد انسان قرار گرفته به وسیله مبارزه با شیطان های بیرونی و اجتماعی. از شما برادران می خواهم در مبارزات اجتماعی شرکت جویید و زمینه را برای رشد استعدادهای توده های مردم برای از بند رستن آن ها و به اطاعت و بندگی خدا کشاندن و راهنمایی کردن آن ها فراهم سازید و مواظب باشند که در این مسائل باید کلا متقی باشند هم از لحاظ معرفتی و هم از لحاظ خصلتی و به دور از هرگونه ذهنیت پیش ساخته به مسائل نفسانی و هواهای جانی سعی کنید مطالعه کنید، مطالعه برای درک حقیقت نه برای توجیه افکار خود و هیچ گاه تحت تأثیر تبلیغات قرار نگیرند برای هر کاری خدا و راه او را ملاک قرار دهند نه خود را و نه گروه و تشکیلات را و نه افراد و شخصیت ها. در پایان از برادر عزیزم محسن سپاسگذاری می کنم که تأثیر زیادی در کشیده شدن من به این راه گذاشت چه از نظر اخلاقی و چه از نظر کتاب هایی که داشت و دیگر مسائل. از ناصر، علی، اکبر، محمود، حمید، مهدی، مریم و فامیل هایم خداحافظی می کنم. در پایان از خدا می خواهم در حالی مرا شهید کند که از تمام گناهانم پاک شده باشم و آن خدای مهربان و غفور گناهانم را ببخشد و در حالی مرا شهید بگرداند که تمام وجودم در عشق و شور و شوق به وصالش می سوزد. خداحافظ همگی شما. 1361/03/22 حسین مقدم سلیمی - فرزند ولی الله مقدم سلیمی

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.