سعید معبودیان
شهید

سعید معبودیان

نام پدر: محمد
دانشگاه: مرکز تربیت معلم سمنان
مقطع: کارشناسی
رشته:
تولد: اراک
تاریخ تولد:
تاریخ شهادت: 1365/10/26
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات:
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

زندگینامه ثبت نشده است.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید سعید معبودیان
تاریخ: 1364/01/15

وصیت نامه شهید سعید معبودیان تاریخ : 1364/01/15 بسم الله الرحمن الرحیم "أُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلونَ بِأَنَّهُم ظُلِموا وَإِنَّ اللَّهَ عَلى نَصرِهِم لَقَدیرٌ" به الله پاسدار حرمت خون شهیدان با سلام بر منجی عالم بشریت مهدی موعود و یگانه برپا دارنده عدل و داد در سراسر جهان و با سلام بر امام خمینی نائب مهدی خورشید پر فروغ و تابنده اسلام در عصر حاضر و سلام بر امت شهید پرور غیور که به حق اگر این صبر و استقامتشان نبود اهداف الهی را نمی توانستید در این کشور و حتی دیگر بلاد اجرا نماییم و هرگز نمی توانستیم در این کشور آزادی زندگی کنیم و می بایست حق توحش بدهیم. الان ما در موقعیتی قرار گرفته ایم که کشورها امید به نابودی ما بسته اند و این ما هستیم که باید در مقابل این یاوه گویان قد علم کنیم و باید به آن ها نشان دهیم که با ملتی که شهادت را سعادت می داند نمی توانند در بیافتند. و الان این لحظه حساس دفاع از اسلام است و لبیک گفتن به پیام امام و شهیدان است. اکنون من حضور در جبهه را مسئولیت و وظیفه خود دانستم. پیامی برای شما عزیزان دارم البته من کوچکتر از آن هستم که به شما پیام بدهم ولی با احساس مسئولیتی چند نکته تذکر می دهم. عزیزانم دعا برای امام را فراموش نکنید و پیروزی رزمندگان را بخواهید. (دعای کمیل و توسل را با شکوه برگزار کنید و سعی کنید ترک نشود نمازهایتان را جماعت برگزار کنید و مساجد را پر نگهدارید) و در کمک به جبهه ها چه مالی و چه جانی دریغ ندارید. با منافقین و عوامل فساد چه در داخل و چه در خارج مبارزه کنید و ضربه محکمی بر پیکر عمال وارد نمایید. باقیمانده رژیم طاغوت وارد آورد. البته احترام و رعایت حقوق مردم را فراموش نشود. مصداق بارز " کُونُوا دُعَاهَ النَّاسِ‌ بِأَعْمَالِکُمْ‌ " و با مردم با روش انسانی و اسلامی رفتار کنید. و اما پدر عزیزم که در طول عمرم آنقدر برای من زحمت کشیده اید که به هیچ وجه نمی شود جبرانش کرد. نافرمانی شما را کرده ام و می دانم که فرزند خوبی برای شما نبوده ام و امیدوارم مرا ببخشید. من که نتوانستم در زندگی ام کسی را ارشاد نمایم امیدوارم با شهادت در راه خدا بتوانم افرادی را هدایت کنم. در مصیبت من مبادا اشک غم بریزید و اگر خواستید گریه کنید به مصیبت اباعبدالله که اعظم مصیبت ها است گریه کنید. از تجملات زیاد در مجلسم پرهیز کنید و مجلسم را با یاد شهدا و ساده برگزار کنید. و اما برادر عزیزم آقا مجید که به درستی من نتوانستم حق شما را ادا کنم امیدوارم مرا به بزرگی خود ببخشید و از این که نافرمانی شما را می کردم طلب عفو و حلالیت از شما دارم سعی کنید همواره ادامه دهنده راه سرخ شهدا و پیرو ولایت فقیه باشید همچون گذشته باشید و دعای برای امام را فراموش نکنید. و اما برادرم علیرضا جان تو هم امیدوارم که همواره ادامه دهنده راه شهیدان باشی و در خط امام باشی و تو هم مصداق کسانی هستی که در صحبتی می گویند "انا لله و انا الیه راجعون ... " و در مصیبتشان داشته باش. مادرم و خواهرانم سعی کنید حجاب را به طور کامل رعایت نمایید. در تربیت فرزندان خود جوانب اسلامی را در نظر بگیرید و در مصیبتم زینب گونه باشید. و اما دوستان در مرکز تربیت معلم و مسجد شمس و دیگر جاها می دانم که در حق شما کوتاهی کردم و آنطور که باید و شاید احترام ما را به جا نیاوردم و از شما طلب عفو دارم و شما را وصیت می کنم به این که فرامین حضرت امام را مو به مو اجرا نمایید. و در لحظه ای و حتی در امری کوچک از دستورات دین سرپیچی نکنید. در مورد دیون و بدهکاری ها از کسی پول و یا چیزی نمی خواهم و تمام بدهی های خود را پرداخت کرده و احیانا اگر کسی طلب داشت می تواند از پدر و یا برادرم مطالبه نماید و فقط برایم یک ماه نماز و روزه قضا بخوایند. در پایان وعده دیدار را به قیامت می دهم و امیدوارم در جوار شهدای کربلا باشم " اللهم ارزقنا توفیق الشهاده " از همگی دوستان و آشنایان طلب عفو و حلالیت می کنم.

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.