سعید آرام
شهید

سعید آرام

نام پدر: علی
دانشگاه: دانشگاه تبریز
مقطع: کارشناسی
رشته: مهندسی برق - قدرت
تولد: قزوین
تاریخ تولد: 1347/02/24
تاریخ شهادت: 1366/04/05
محل شهادت: کردستان — کردستان
عملیات: نصر 5
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید سعید آرام در روز 25 اردیبهشت ماه 1347 در شهر قزوین و در دامان خانواده مذهبی چشم به جهان گشود از دوران کودکی به مسائل دینی علاقه مند و از اخلاق و انضباط خوبی برخوردار بود دوران ابتدایی را در مدرسه خواجه نصیر با نمره ممتاز به پایان برده و دروه راهنمایی را هم در مدرسه امیر کبیر تحصیل کرده که این دوره هم جزء شاگردان ممتاز کلاس بوده و دوران متوسطه را در دبیرستان پاسداران در رشته ریاضی شروع و ادامه داد. سعید با توجه به اینکه دانش آموز بود همیشه با بسیج همکاری داشته و حدود چهار بار در جبهه های نبرد حق علیه باطل شرکت کرد که این نشانه عشق به خدا و شناخت این عزیز از اسلام محمدی و پیروی از اسلام فقاهتی می باشد. سعید بسیار باهوش و دارای پشتکاری عالی و درخور توجه بود ایشان با توجه به اینکه مدتی از سال تحصیلی چهارم را در جبهه بود. باز می بینیم که علاوه بر قبولی در این سال در دانشگاه در رشته مهندسی قدرت دانشگاه تبریز هم قبول می شود بعد از قبولی جهت تحصیل عازم تبریز می شود اما از آنجائی که وضعیت بحرانی و بسیار حساس جنگ را خوب درک کرد و از طرفی هم که امام بهتر از جانمان می فرمودند: هر کس می تواند باید به جبهه برود بنابراین باز با لبیک به ندای حسین زمان، فریادگر عصرمان به جبهه می شتابد اما این بار خداحافظی ایشان نشانگر چیز دیگری بود گویا به او الهام شده بود که بر نمی گردد. در این مأموریت که چند روزی به پایان آن نمانده بود در عملیات ظفرمند نصر 5 که در غرب کشور از خطه خون و مظلوم کردستان، کوه های سر به فلک شهرستان سردشت شروع شده در غروب روز 05/04/1366 بر اثر اصابت ترکش خمپاره و در حالی که بر لبانش یا زهرا جاری بود به دیدار معبود می شتابد آری سعید عزیزمان با نثار بزرگترین سرمایه اش یعنی جان، خود را با پیروی از آقایش حسین (ع) به بهشت می رساند و در حالی که مشغول تحصیل در دانشگاه بود رها ساخته و برای مبارزه با خصم ستمگر به دانشگاه جبهه می شتابد و وظیفه همه ما را سنگین تر می سازد.آری بدین صورت دفتر زندگی دانشجوی عزیزمان با زندگی کوتاه ولی سرشار از درس و انضباط و از طرفی حماسه و ایثار با بهترین صورت یعنی شهادت در راه خدا بسته می شود. «یادش گرامی و راهش پر رهرو باد»

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه ی شهید سعید آرام

وصیت نامه ی شهید سعید آرام وصیت نامه ربنا آمنا فغفرلنا و رحمنا و انت خیر الراحمین شهادت بالله و بالا سلام دینا و بمحمد "صلی الله علیه و آله نبیا" و بعلی اماما "و بالحسن و بالحسین" و بمحمد وجعفر و موسی و علی و محمد و علی و الحسن و الخلف الصالح علیهم و السلام ائمه و شاده و قاده و بهم اتولی سلام علیکم جمیعا" و رحمه الله و برکاته. با سلام حضور مقدس امام زمان (عج) یگانه قطب عالم هستی جانشین بر حق خداوند روی زمین و با درود بیکران به ولی فقیه بت شکن جهان امام خمینی و با تمجید به پیوندگان راه اسلام که لحظات آخر فتح و پیروزی را می گذرانند و با سلام و تهنیت به روان مقدس شهیدان راه خدا و ترسیم گران خط سرخ شهادت و به امید کسب لیاقت و رسیدن به این سعادت بزرگ. آری ما که در این محدوده مادی محبوس شده ایم و از درک حیات در جوار رب متعال محرومیم سخن از شهادت که دیدار یار و ملاقات رخ دلدار است و پرواز به سوی ملکوت اعلی است بسی مشکل و بیان مقام شهادت با این قلم و کلام امری محال است. بله باب شهادت بر روی هر کس مفتوح نیست و این مقام در شأن هر ناشایسته ای نمی باشد و این را هم بدانید که کالای مورد معامله شهدا جان است و بهایش بهشت و خداوند در مصحف شریفش قرآن کریم توصیف گر این منزلت والاست و شهادت را حیات جاوید و شهید را حی مرزوق می خواهد پس بیایید از فرصت های استثنایی که در زندگی با آن مواجه می شویم کمال استفاده را بکنیم که فرصت ها چون ابر درگذرند و انسان چون قاصدکی بر باد است و در لحظه هاست که انسان معنی را پیدا می کند از هیچ همه می سازد و از صفر به خدا می رسد. وصایا: اول از همه من از تمام کسانی که حقی برگردنم دارند می خواهم که اگر اشتباهی و لغزشی در کارم بوده مرا ببخشند که انسان جایز الخطا می باشد و اما از پدرم می خواهم که وصی من باشد و از شما پدر، من خیلی ممنون هستم که از اوایل کودکی مرا با حقایق و اصول اسلام آشنا کردی و فرزندی مذهبی تحویل جامعه دادی اما پدر نمی دانم در کل آن پسری که دل بخواه شما بود شدم یا نه انشاءالله که در نماز شب ها برایم دعا خواهی کرد. اما مادر جان از شما خجالت می کشم که چگونه از زحماتی که برایم کشیدی تا بزرگ شوم و به دانشگاه بروم. اما مادرم ناراحت مشو زیرا که این خواست خداوند متعال بوده که بعد از قبول شدن در دانشگاه دنیای فانی در کنکور دنیای آخرت شرکت کنم و با رتبه ای که مقام شهید را داراست به دانشگاه بروم پس مادرم از شما می خواهم که مبادا برای شهید شدنم گریه کنی زیرا روزی همه خواهیم رفت و این وعده خداوند تبارک و تعالی است که در قرآن کریمش می فرماید: " انا لله و انا الیه راجعون"و اما خواستی برای فراغ و دوریم گریه کنی در خفا گریه کن که نادان های بی خبر از دنیا زیادند و منتظر فرصت برای نیش زدن و ضربه زدن به انقلاب. و بعد از این از برادرم سپاسگزاری می کنم که یک بزرگ واقعی و به تمام معنی صبور و شکیبا بود و از شما می خواهم که تقوا را سرلوحه کارهایتان قرار بدهی همانطور که مسائل و مشکلات را قبلاً تحمل می کردی سعی کن هیچ وقت این امر الهی و مهم را فراموش نکنی که قرآن کریم می فرماید: اوصیکم بتقوالله و نظم امرکم. و از خواهرم می خواهم که زینب وار در مقابل مشکلات همچون کوهی استوار و با حفظ حجاب کامل اسلامی حافظ خون شهدا باشد زیرا که حجاب تو کوبنده تر از خون من است و فرزندانی برای آینده و انقلاب و اسلام تربیت کنی که نگهبان دستاوردهای اسلام و انقلاب باشند. اما در آخر همه را سفارش به تقوای الهی در همه امور می کنم و از همه می خواهیم که قرآن این کتاب آسمانی این نور هدایت و این منبع عظیم و غنی را مورد مطالعه قرار بدهند تا شاید توشه ای برای آخرت باشد و اما پیام من به امت حزب الله همان پیام امام است فقط یک تقاضای عاجزانه از تمام کسانی که این وصیت نامه را می خوانند دارم که امام را به هیچ وجه تنها نگذارند و از فرمایشاتشان کاملاً پیروی کنند و اگر کوتاهی در این امر مهم بکنند بدانند که شهدای اسلام از آنها راضی و خشنود نخواهند بود و از خانواده ام می خواهم که از این به بعد بیشتر مواظب حرکات و اعمالشان باشند زیرا به قول امام خانواده شهید چشم و چراغ ملتند پس کاملاً مراقب باشید که خدای ناکرده به هیچ وجه عملی خلاف اسلام از شما سر نزند که هم اکنون کارهای شما زیر ذره بین قرار گرفته است به امید دیدار شما در دنیای موعود. انشاءالله والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.