محسن غلامی مهرآبادی
شهید

محسن غلامی مهرآبادی

نام پدر: کریم
دانشگاه: علوم پزشکی ایران
مقطع: کارشناسی
رشته: اندام مصنوعی
تولد: اراک
تاریخ تولد: 1345/06/25
تاریخ شهادت: 1365/10/04
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 4
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید محسن غلامی در بیست و پنجم شهریور سال 1345 در شهرستان اراک در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود. وی در دوران تحصیلات خود از شاگردان ممتاز به شمار می رفت و در دوره دبیرستان مدت دو سال روزها در دبیرستان مشغول تحصیل و شب ها در کمیته به گشت زنی مشغول بود. پس از اخذ دیپلم مدت سه بار به جبهه رفت و با دشمنان دین جنگید تا این که در سال 62 از دبیرستان صمصامی اراک فارغ التحصیل شد و در برگشت از جبهه در دانشگاه شرکت نمود و در دانشکده علوم توانبخشی قبول شد و با گرفتن ترم های دانشگاهی به جبهه می رفت. هم با دشمن می جنگید و هم مشغول تحصیل بود و از دانشگاه هم دو بار به جبهه رفت که بار دوم در جزیره مجنون سخت زخمی شد و بدون اطلاع خانواده در یکی از بیمارستان های اهواز بستری بود که پس از مدتی به اراک اعزام و در درمانگاه شهر صنعتی اراک هم بستری شد که پس از بهبودی مجددا به جبهه رفت و در لشکر 17 علی بن ابیطالب شرکت کرد و در عملیات فتح مهران معاون فرمانده عملیات بود که فرمانده او آقای رحیم آقانجفی در این عملیات شهید می شوند. در اینجا دانشجوی شهید محسن غلامی به جای فرمانده عهده دار فرماندهی می شود که پس از فتح مهران چون کلیه لشکر 17 علی بن ابیطالب از بسیجیان اراک اعزام شده بودند برای مرخصی به اراک آمدند و مورد تشویق و تقدیر مردم اراک قرار گرفتند تا این که سرانجام دانشجوی شهید محسن غلامی در شب 65/10/4 در عملیات کربلای چهار (شلمچه) به درجه رفیع شهادت می رسد و به لقاء الله می پیوندد. که روحش شاد و یادش گرامی باد و مدت 28 روز جنازه او به دست خانواده ما نرسید تا این که عملیات کربلای پنج شروع شد و دلاوران ایران پیشروی کردند و از طرفی چون برادرانش به نام مجید و حسین هم که با او در جبهه بودند و با محل آشنایی داشتند به جبهه رفتند و با پیشروی نیروهای ایرانی داخل خاک عراق با عقب نشینی دشمن جنازه شهید محسن و دیگر برادران را یافته و به پشت جبهه آوردند که ما هم او را به خاک سپرده و از ناراحتی و چشم به راهی نجات یافتیم. شهید محسن از نظر اخلاق و رفتار در خانه، در مدرسه و دبیرستان، در محیط کار در تمام مراحل زندگی مودب، مطمئن و سر به زیر، با خدا، نماز خوان، روزه دار و در تمام اوقات با قرائت قرآن و به مطالعه کتاب های مذهبی، سرکشی به فامیل، صله رحم، احوال پرسی و دلجویی از زیر دستان دستگیری از ضعیفان، کمک به مستمندان، توجه فوق العاده به پدر و مادر و بزگ فامیل و همسایه ها و انجام دیگر کارها. دانشجوی شهید محسن غلامی عزت نفس عجیبی داشت که حتی من که پدر او بودم با زور به او پول تو جیبی می دادم. از طرفی با اطلاع می شدم که نامبرده آن وجه را در راه خدا به دیگران بخشیده است. در ضمن نامبرده علاقه زیادی به ورزش و شرکت در کلاس کاراته، جد و کشتی شرکت می کرد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید محسن غلامی مهرآبادی
تاریخ: 1365/09/28

وصیت نامه شهید محسن غلامی مهرآبادی تاریخ : 1365/09/28 لاحول ولا قوه الا باالله إلهى هَبْ لى کَمالَ الْانْقِطاعِ إلَیْکَ اللَّهُمَّ وَفِّقْنِی لِمَا تُحِبُّ وَتَرْضَى هستی طلبم، باده نابم بدهید/ تسکین دل پر اضطرابم بدهید چون ذهن کویر، در عطش سوزانم /با تیغ شهادت، آبم بدهید عاشقان را سر ژولیده به پیکر عجب است / دادن سر نه عجب، داشتن سر عجب است خداوند منان را شکر می کنم که منت نهاد و توفیق جهاد در راهش را به من ارزانی داشت و سپاس خاصه اوست که این دفاع مقدس را نعمت و وسیله ای برای زدودن رذائل و متعالی کردن روح قرار داده باشد تا ریزش قطرات خون کاهنده بار سنگین گناهانم شود و زجر و سختی کاهنده عذاب اخروی. خداوند این جنگی را که به ما تحمیل شد وسیله ای برای آبدیده شدنمان قرارداده بنابراین باید از این نعمت کمال استفاده را نمود. و این را باید بدانیم که اگر مسائل را در همین حال که در جنگ حل نکنیم بعدا به دشواری خواهیم توانست و همه مان باید در این دفاع سهمی داشته باشیم و هر کس هر اندازه که از جنگ به دور است به همان اندازه از خط خونین اسلام و شهدا فاصله گرفته. همه دنیا بدانند که ما هرگز اظهار خستگی نخواهیم کرد. زیرا نبی الله و علی (ع) کلمه ای در اعتراض از خستگی نگفتند. و حسین (ع) با تمام مشکلات اظهار کسالت و خستگی نکرد. و مولی و رهبران ما کسی جز محمد (ص) و علی (ع) و حسین ها نیستند و می بینیم که امام امت چون کوهی مقاوم و استوار در برابر تمام مشکلات قامت راست کرده، و این خود گواهی بر حقانیت اوست. الان زمان آن است که همه از اسلام دفاع کنیم و واژه های ایثار و جانفشانی (و فانی فی الله و فانی به الله) را به عین ببینیم. آری این مقوله ها را می توان در جبهه ها یافت. سفارشم به تمامی جوانان، پیران و همه این است که شمایی و تشنه این چشمه زلال وصال هستید آن را در جبهه می توان یافت. همگان را به اخلاق نیکو و خوشرویی سفارش می کنم؛ زیرا که خلق تجلی درون و مظهر روح است و رسول الله (ص) رسالتش را کامل کردن اخلاق دانست. شما را به دعا سفارش می کنم زیرا که همان توحید در استعانت و ربوبیت است و تعالی دهنده ی روح. خواهران دینیم را سفارش به حفظ عفت و حجاب می کنم همانطوری که حضرت فاطمه (س) بهتر و زودتر شما را فراخوانده است. بهتر و زودتر شما را فراخوانده ... چند کلام هم با پدر و مادرم صحبت دارم پدر و مادر عزیزم سلام. خداوند متعال اجرتان دهد که زحمات زیادی را متحمل شدید و از هر کوششی برایم فروگذار نبودید. می دانم از دست دادن فرزند چقدر برای پدر و مادر سخت است. ولی در راه اسلام و رضای حضرت حق جل جلاله بسی ناچیز و نامقدار. اجرتان بر عهده خدا ولی افسوس که شما هرگز از طرف من به حق خود نرسیدید و به آنچه از شما بر عهده من واجب بود آگاه نشدم. پس طلب حلالیت می کنم باشد که خداوند این قصور را در صورت رضای شما ببخشد. وصیتی به شما دارم که در درجه اول برای سلامتی امام دعا کنید و از لبیک گویان به ندای امام باشید و در شهادت من اگر خواستید گریه کنید، ولی بی تابی هرگز، چون که عبس و بیهوده مردن سینه دریدن را سزاوار است. و شما برادرانم مرا ببخشید و حق خود را بر من حلال کنید. همچنین از تمام کسانی که من را می شناسند و با هم آشنا بودیم طلب حلالیت دارم. دیگر چیزی ندارم فقط 16 روز روزه قضا و مقداری هم نماز قضا ( جمعا 4 ماه نماز صبح ) دارم که بدهید برایم بخوانند و تصمیم گیری برای چیزهایی که دارم (گر چه چیزی نیست) با پدرم است. والسلام، التماس دعا، محسن غلامی، 65/9/28

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.