سید مهدی اسماعیلیان
شهید

سید مهدی اسماعیلیان

نام پدر: سید حسن
دانشگاه: امام صادق علیه السلام تهران
مقطع: کارشناسی ارشد
رشته: الهیات
تولد: قم
تاریخ تولد: 1341/03/03
تاریخ شهادت:
محل شهادت: فاو — فاو
عملیات: والفجر 8
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

در سال 1341 در شهر مقدس قم و در خانواده ای مذهبی، فرزندی از سلاله پاک حضرت زهرا(س)به دنیا آمد؛ نامش را مهدی نامیدند.آنچه عشق به خدا و خاندان نبوت در افراد خانواده وجود داشت در او متجلی بود.هرچه که بزرگتر می شد زیباییهای باطنی اش بیشتر جلوه می نمود.مرحله جوانی اش، همزمان با شروع انقلاب بود. هر چه که عشق و شور جوانی بودهمه را در عشق به خدا منعکس کرد، فرشته ای بود در لباس انسان، وارهیده از علایق و دلبستگی های دنیا، فعال و کوشا، دارای چهره ای مهربان و شاد. شور و عشق در چشمانش موج می زد، با اینهمه، دنیای درونش که هرگز ازآن سختی نگفت بسیار باشکوه تر و زیباتر بود. آنچنان با حجب و حیا رفتار می کرد که انسان را ناخودآگاه به احترام وامی داشت و شرایط زمانه، زمینه را برای تجلی صفات و روحیات ذاتی او بیشتر فراهم کرد. درمساجد و مجلس و عزاداری ها، در فعالیتهای سیاسی مربوط به دوران انقلاب و خلاصه، آنجا که خدا حضور داشت، حضور می یافت با وجود مشغله های بسیار از احوال دیگران غافل نبود. ازآنجا که اعتماد پدر و مادر را جلب کرده بود در کارهایش مورد تأیید و تشویق پدر و مادر قرار می گرفت. راه و هدفش را به خوبی پیدا کرده بود و باشور و علاقه مسیر زندگی پربارش را پیمود. در سن هفده، هجده سالگی بود که برای اولین بار به جبهه رفت و مدتی در سومار فرماندهی گروهی از رزمندگان بسیجی را به عهده داشت و همچنین به تدریس بسیجیان محصل می پرداخت. کارهایش بی تظاهر و بی ریا بود. بدین سبب اطلاع چندانی از فعالیت هایش در دست نبود. در سال 62 در دانشگاه امام صادق در رشته الهیات قبول شد. خود اهمیت بسیار به تحصیل می داد و خواهر و برادرهایش را نیز به این امر سفارش می کرد. او که همه فکر و ذکرش خدا بود، به صورت غیر منتظره ای به زیارت خانه خدا مشرف شد. سفری که بدون هیچ دغدغه و سروصدا، بسیار ساده و باشکوه و بالاخره آنچنان سعادت یافت که پس از چندی به زیارت خانه خدا هم توفیق یافت. آخرین دیدارمان بهمن ماه سال 64 بود، از دانشگاه به خانه آمده بود با روحیه ای متفاوت از قبل، غسل شهادت کرده، از زندگی و خانواده دل کنده، نظر به وجه الله نموده و به سوی او می رفت. و ما را یارای خداحافظی نبود. او در مدرسه عشق تعلیم یافته و مربی و الگوی ما بود. یاد خدا، یاد صبر زینب، یاد حماسه حسین بن علی(ع) به ما قوت بخشید، صبر پیشه کردیم و او را به خدا سپردیم در حالیکه دل همچنان او را می طلبید. سید مهدی در عملیات والفجر 8 در منطقه فاو شرکت کرد و درآنجا مفقودالاثر و جاویدان اثر شد. مدتی بعد وصیتنامه اش به دستمان رسید. آرزو کرده بود مفقودالاثر باشد، شاید برای تمسک جستن به جده اش حضرت زهرا(س) نخواست خاکش سرمه چشم خانواده باشد و یا که عشق به خدا این چنین ایجاب می کند که اگر جان از آن خداست، تن نیز از او باشد. حتی سید مهدی به ما اجازه نداد در فراقش اشک بریزیم و آن را نیز از برای حسین بن علی و یارانش می خواست.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید سید مهدی اسماعیلیان
تاریخ: 1364/11/19

وصیت نامه شهید سید مهدی اسماعیلیان تاریخ : 1364/11/19 بسمه تعالی به نام خداوند بخشنده مهربان که بر ما منت نهاد و به ما جان و عقل داد . شهادت می دهم بر وحدانیّت خداوند تبارک و تعالی و بر پیامبران و آخرین نبی او محمد (ص) و بر ائمه اطهار ( ع ) این رقعه وصیت نامه اینجانب سید مهدی اسماعیلیان نجف آبادی می باشد . شماره شناسنامه : 196 ـ تولد : 1341 ـ نام پدر : حاج سید حسن اختصاراً وصیت می کنم اگر چنانچه خداوند تبارک و تعالی بر حقیر منت نهاد و توفیق شهادت نصیبم شد و چنانچه جنازه ام به دستتان رسید در قم به خاک بسپارید ضمناً به مدت 2 ماه روزه برایم بگیرید و قریب یک ماه نماز قضا . از مالی که دارم به جز 15 – 10 هزار تومان آن مابقی خمسش را حساب کنید. از بعضی از برادران و رفیقانم مقداری پول طلب دارم که خودشان خواهند داد. ضمناً از پول هایم 10000 تومان آن را به کمیته ی امداد امام بدهید تا به فقرا برسانند. به کسی بدهی ندارم ولی اگر کسی ادعا کرد از او بپذیرید. سلام بسیار بر پدر و مادرم و نیز برادران عزیزم محمد، علی، روح الله و حسین و خواهرانم فاطمه و زهره و اکرم و تمامی اقوام و رفقا و اساتید محترم دانشگاه که جملگی بر ذمه ی حقیر حق بسیار دارند می رسانم . ضمناً اگر چنانچه جنازه ام به دستتان رسید (در حالی که آرزو می کنم مثل هزاران شهید دگر و رفقایم شهید گمنام باشم و نعشم به دستتان نرسد) اصلاً راضی نیستم برایم گریه وزاری کنید و یا ناراحت باشید بلکه برای حسین بن علی (ع) و هزاران یار باوفا و با اخلاص او که در جبهه ها مظلومانه شهید می شوند بگرئید. اگر شهید شدم افتخار کنید و سرتان را بالا بگیرید و چهره ای بشاش داشته باشید، نه حالتی که در روحیه ی برادران و خواهرانم اثر منفی داشته باشد و نیز اسمم را بر کوچکترین چیزی مگذارید و اگر مجلس ترحیم گرفتید بسیار بسیار ساده برپا کنید از همه ی شما التماس دعا دارم و امیدوارم از دستم راشی باشید. در پایان توصیه می کنم بر پدر و مادر بسیار احترام بگذارید و مبادا کلامی بگوئید که آن ها رنجیده بشوند، گر چه خودم حق آن ها را به جای نیاوردم و نیز به شما خواهران و برادران توصیه می کنم که به درس اهمیت بدهید و درس را برای خدا و خدمت به مردم و فراگرفتن دانش بخوانید ، نه برای معلم و نمره و ... و امیدوارم پدر بزرگوارم بیشتر جویای احوال شما بشود و به تربیت و پرورش ما بیش از پیش اهمیت قائل شوند . موفق و موئد باشید سید مهدی اسماعیلیان 1364/11/19

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.