محمدهادی خوش نیت
شهید

محمدهادی خوش نیت

نام پدر: عطاءالله
دانشگاه: علوم پزشکی اصفهان
مقطع: دکترا
رشته: پزشکی
تولد: شیراز
تاریخ تولد: 1346/05/28
تاریخ شهادت: 1365/10/19
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 5
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

او در سحر گاه 28 مرداد 1346در محله دروازه کازرون چشم به جهان گشود که این روز دقیقاً روز شهادت حضرت فاطمه زهرا بود. شهید کودکی خود را در محله شاهچراغ سپری کرد. دوران ابتدایی را در مدرسه فرصت و راهنمایی را در مدرسه ایگار و دبیرستان در مدرسه شهید شرافتیان در رشته تجربی به پایان رساند و در کلاس های بسیج شرکت می کرد. مرتباً به مسجد می رفت. در مسجد امیرالمومنین و هیئت های امام حسین شرکت فعال داشتند. پس از گذشت دوران کودکی و قبل از پیروزی انقلاب در تمام این دوران مدرسه را رها می کرد و به خیابان ها می رفت و برای تظاهرات و شعارنویسی همراه با دوستان خود و دیگر هموطنان عزیز شرکتی گسترده داشت. شهید محمد هادی خوش نیت خیلی با اخلاق و مردم دار بودند. با اقوام و همسایگان بسیار مهربان و آرام رفتار می کردند. با شروع جنگ تحمیلی در سال 1361 در حالی که نوجوانی بود که فقط 14 سال داشت پا به میدان جنگ و جهاد گذاشت و در همان سال از ناحیه ریه، سینه و دست مجروح گشت و به بیمارستان اندیمشک منتقل شد و پس از التیام بخشیدن ناحیه ریه به بیمارستان اصفهان فرستاده شد و بعد از بهبودی نه چندان کامل در یکی از بیمارستان های شیراز بستری شد. عصب دست او کاملاً قطع شده بود و دکترش (دکتر اعرابی) اعلام کرده بود که عصب از کار افتاده و باید عمل شود تا شاید بتوان کاری برایش انجام داد. در شب قبل از عمل در حالی که در بیمارستان بستری بود آقا امام زمان را در خواب می بیند و ایشان می فرمایند چرا در جبهه ها نیستی و او می گوید که برای مداوای دستم بستری شده ام آقا پیشانی بند خود را از روی پیشانی مبارکشان باز می کنند و به دست شهید هادی می بندند وقت نماز صبح هادی پیشانی بند را بر روی بازوی خود می بیند و این جریان را برای هیچ کس جز یکی از دوستان صمیمی خود تعریف نمی کند. در ساعت 8 صبح قبل از عمل دکتر برای معاینه بر بالین او حاضر می شود و می گوید این دستی نیست که من دیشب معاینه کردم عصب کاملاً جوش خورده و در واقع معجزه ای رخ داده چون عصب قطع شده یک شبه به بهبودی کامل رسیده و بیمار را همین الان می توانید مرخص کنید. شهید پس از شفا یافتن از دست مولایش حجه بن الحسن دوباره به میدان جنگ با خصمیان رفت. او همزمان با حضور در جبهه درس می خواند و دیپلم خود را گرفت و در کنکور شرکت کرد. در دلش نذر کرده بود که اگر در رشته پزشکی موفقیت بدست آورد ترم اول را به جای دانشگاه در جبهه بگذراند و به دوستش قول داده بود به جای شیرینی دانشگاه او را به زیارت امام رضا دعوت می کند. هنوز اسامی قبول شدگان کنکور اعلام نشده بود که شهید هادی در کنکور بزرگ و معنوی جبهه قبول شد و با تیری در قلب مبارکش لبیک گو پرواز کرد. او دل شیدای خود را تا حدی از عشق پر کرده بود که دیگر توان ماندن را نداشت. ایشان در عملیات کربلای 5 در تاریخ 65/10/19 روز جمعه به درجه رفیع شهادت نائل گردید و در تاریخ 65/10/20 از طرف بنیاد به خانواده ایشان خبر شهادتش را رساندند و در تاریخ 65/10/25 پیکر مطهر ایشان در شیراز قطعه شهدا به خاک سپرده شد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت‌نامه ثبت نشده است.

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.