حسن هوشیاری
شهید

حسن هوشیاری

نام پدر: علی
دانشگاه: مرکز تربیت معلم تهران
مقطع: ------------------
رشته: جغرافیا
تولد: قائم شهر
تاریخ تولد:
تاریخ شهادت: 1365/10/19
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات:
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

زندگینامه ثبت نشده است.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید حسن هوشیاری
تاریخ: 1398/10/03

وصیت نامه شهید حسن هوشیاری تاریخ : 1398/10/03 بسم الله الرحمن الرحیم «الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»(سوره توبه آیه 20) «آنان که ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا با مال و جانشان جهاد کردند، آن ها را نزد خدا مقام بلندی است و آنان بالخصوص رستگاران و سعادتمندان دوعالمند.» «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و علی ولی الله» خداوندا شهادت می دهم به وحدانیت تو و شهادت می دهم که محمد رسول تو و علی و یازده فرزندش ولی و رحمت تو هستند بر ما. با سلام و درود فراوان بر یگانه منجی عالم بشریت امامم - مولایم - پیشوایم و راهبرم مهدی موعودی(عج) و با سلام و درود بر نائب بر حقش امام خمینی این یگانه ابرمرد تاریخ از بین برنده ی حکومت ظلم و جور و بر پا کننده عدل و عدالت و احکام مبین اسلام و با سلام و درود بر شهیدان همیشه زنده تاریخ و با سلام و درود فراوان بر خانواده های پر صبر استقامت شهدا که چون کوهی استوارند و به امید پیروزی هر چه سریع تر رزمندگان پر توان اسلام که به امید خدا طولی نخواهد کشید. «در راه خدا در خاک و خون قلتیدن و شهادت را عاشقانه پذیرا گشتن شیوه مسلمانی است.»(شهید نواب صفوی) «ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد.» (امام خمینی) خداوند مهربان را سپاس می گویم که مرا در میان چنین کشوری و چنین ملتی مومن به اسلام و متعهد به احکام الهی و مقید به دستورات و سنت های رسول الله و ائمه علیه السلام و با رهبری آگاه و در میان خانواده ای اسلام دوست و خدا شناس آفرید. خدایا دشمنان اسلام و انقلاب را اگر قابل هدایتند هدایت و اگر نه نابودشان بگردان. پروردگارا ما را از سربازان راستین امام زمان(عج) قرار بده و نیرویی ده که بیش از پیش در راه تو و برای احیاء دین تو گام برداریم و به اسلام و مسلمین خدمت کنیم. خدایا شهادت در راهت را اگر که لایقش هستم به من عطا بفرما. با آرزوی سلامتی برای امام وصیتم را با شما بازماندگان و مردم قهرمان و شهید پرور آغاز می کنم. البته من کسی نیستم که به شما مردم وصیت کنم ولی مطالبی را در باب تذکر برای شما می نوسم. امام این نور درخشنده اسلام و این یاری دهنده مردم مستضعف را یاری نمایید و هیچ وقت او را تنها نگذارید و از فرمان های او اطاعت کنید که سخن او سخن اسلام است و سخن امام زمان(عج) و سخن قرآن است. و اطاعت از اطاعت از قرآن و اسلام می باشد و در دعاهایتان و در نمازها و خلاصه در همه حال او را به یاد داشته باشید و به جان او دعا کنید باشد این دعاهای شما مردم قهرمان قبول درگاه خداوند قرار گیرد و پیر جماران را از هر گزندی محفوظ و سلامت بدارد. ان شاءالله ... جبهه ها را که نور خدائی در آن طنین انداز می باشد که به حق می توان گفت دانشگاه خداشناسیست مستحکم کنید و خدایی ناکرده از رفتن به جبهه منصرف نشوید و پدر و مادرها نیز جلوگیری از رفتن فرزندانشان به جبهه را نکنند که خدایی ناکرده دچار مزمت و عذاب خدایی نشوید زیرا فرزند امانتی است که خدا به دست شما سپرده تا از آن مواظبت کنید و راه را از چاه برای او معین کنید و او را دوباره به درگاه خداوند باید تحویل دهید پس چه بهتر که مانع از رفتن فرزندتان به جبهه نشوید و امانتتان را خیانت نکنید و آن را به دست صاحبش بسپارید و مسجدها را بفرموده امام خالی نکنید که مسجد سنگر است و باید این سنگر را حفظ کرد و مستحکم نگهدارید. و اما سخنی چند با شما پدر و مادرم: من از شما بسیار متشکرم که زحمت کشیدید و من را تا به این سن رساندید و درود بر چنین پدر و مادری که این گونه فرزندان خود را تربیت کرده و با عمل خود به او می فهمانید که باید چه کند تا بهتر و بیش تر به اسلام و مسلمین خدمت کند، امیدوارم مرا ببخشید از این که فرزندانتان در راه خدا و برای به ثمر رساندن احکام الهی کشته شد، ان شاءالله که خوشحال خواهید شد و به هیچ وجه احساس ناراحتی و غمگینی نخواهید کرد چرا که ناراحتی شما باعث خوشحالی دشمن و خوشحالی شما باعث ناراحتی دشمنان اسلام و انقلاب می باشد. و سخنی چند با شما خواهر و برادرانم. برادران عزیزم بسیار از شما متشکرم که در هنگام مشکلات چنان عصائی در دستم بودید و به من یاری می کردید و امیدوارم که اگر کار خطائی از من سرزده است مرا عفو کنید و از شما می خواهم که راهم را ادامه دهید و به سخنان امام امت گوش فرا دهید و فرامین او را اطاعت کنید و او را تنها نگذارید تا جائی که جان در بدن دارید و در راه اسلام و قرآن و به ثمر رساندن انقلاب اسلامی تلاش و جان فشانی کنید. و اما شما خواهر گرامیم از شما تقاضا دارم که همانند زینب(ع) که خون حسین(ع) را با شمشیر زبانش بارور کرد و دشمنان را از این طریق سرکوب نمود، رسالت زینبی خود را به نحو احسن انجام دهید و از شما و دیگر بانوان شهرمان و کشور اسلامیمان تقاضا دارم که با حفظ حجاب و اجرای فرامین اسلامی مشت محکمی بر دهان این یاوه گویان استکباری بزنید. و سخنی چند با شما دوستان و برادران مسجد، برادران، مسجد را خالی نکنید و از امر امام اطاعت نمائید و در نمازهایتان دعا به جان امام و رزمندگان اسلام را از یادتان نبرید. برادران امروز مسئولیت سنگینی بر دوش شما می باشد و آن این که باید پیام خون شهدا را به گوش مستضعفان جهان برسانید و این کار را نبرد بر علیه ظلم و ستم و استکبار میسر می باشد. ان شاءالله که در این راه پیروز و موفق خواهید بود. و مطلب دیگری که باید در این جا تذکر بدهم این است که امروز کشورمان نیاز مبرم به مغزهای متفکر دارد و این جاهای خالی را که قبلاً اجانب قرار داشته اند حال شما باید پر کنید. شمائید که باید کشور اسلامیمان را چونان الگو و اسوه ای برای دیگر ملل مسلمان قرار دهید. با تلاش و کوشش شما برادران عزیز است که کشور ما می تواند گامی در جهت آزادی و بی نیازی به اجانب بردارد. برادران گرامی همیشه و در همه حال خدا را ناظر اعمال خود بدانید و او را یاد کنید و هیچ گاه او را از یاد مبرید چرا که در قرآن آمده است: «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» ضمناً از این که جنازه ام را در کجا دفن می کنید تا آن جا که برایتان امکان دارد اگر بشود مرا در کنار قبر برادران مسجد دفن کنید بسیار خوشحال خواهم شد. دیگر سرتان را درد نمی آورم و شما را به خداوند بزرگ می سپارم. «والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته» 65/10/3 حسن هوشیاری

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.