عسگر خیری قره قشلانی
زندگینامه شهید
شهید عسگر خیری در سال1346 در یک خانواده مذهبی و متدین روستای ثمر از توابع سلماس چشم به جهان گشود. وی پس از سپری نمودن دوران طفولیت دروه ابتدایی را در روستای مذکور خواند، ولی دوره راهنمایی و دبیرستان را به دلیل کمبود امکانات آموزشی در روستا در سلماس خواند. وی بعد از اتمام تحصیلات و موفق به اخذ دیپلم با تمام مشکلات شد و بعد در رشته فنی قالب سازی در دانشگاه شهید صدوقی یزد قبول شده و جهت ادامه تحصیل به دانشگاه رفت و حدود2 ماه از تحصیلش در دانشگاه نگذشته بود که عشق به انقلاب و پایدار بودن به نظام جمهوری اسلامی و همچنین لبیک گفتن به ندای امام خمینی که جبهه ها و سنگرها را خالی نگذارید وی را رهسپار جبهه های نبرد حق علیه باطل کرد و بعد از7 روز فعالیت در عملیات والفجر8 در تاریخ 65/2/5 به درجه رفیع شهادت نایل گردید. شهید گرامی، انسانی با گذشت و فداکار بود، مومن و متعهد به انقلاب بود علاقه وافری به انقلاب و میهن داشت و در بیش تر مراسمات عزاداری عاشورای حسینی شرکت فعالانه داشت. اخلاق و رفتار حسنه این شهید از جان گذشته زبانزد تمامی اهل روستاست، ایشان قلبی رئوف و مهربان داشتند و هرگز کسی را از خود نرنجانیده بود. در تمامی کارها به والدین خود کمک می کرد به دوستان خود در دانشگاه علاقه وافری داشت و چون آنان که قسم خورده بودند تا پیروزی انقلاب بجنگند و از پای نایستند. وی عاشق بود عاشق همه و دنبال مکتب عشق خود رفت و شهید شد. شهید همیشه می گفت: که مادر جان من به جبهه خواهم رفت اگر رفتم و شهید شدم هرگز برایم گریه نکنید و اشک نریزید چون من راهی را که در پیش گرفته ام، راه برگشتی ندارد، وی رفت و دیگر برنگشت.
وصیتنامه شهید
با تمام مشکلات در رشته فنی قالب سازی بر دانشگاه شهید صدیق یزد قبول شده و جهت ادامه تحصیل به دانشگاه رفت و حدود ۲ ماه از تحصیلش در دانشگاه نگذشته بود که عازم جبهه منطقه شوش شد وی در عملیات والفجر ۸ به شهادت نائل گردید
گالری تصاویر
تصویری در گالری ثبت نشده است.
خاطرات و روایات
در دانشگاه یزد دانشجو بود و از همانجا به طور داوطلب و بسیجی به خط مقدم اعزام شد و در اولین اعزامش به شهادت رسید. ما اصلا ایشان را ندیدم و این آرزو همیشه در دلم باقی ماند که برای یکبار هم که شده قبل از اینکه به جبهه برود، او را ببینم.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید