محمدحسین شیخ حسینی
زندگینامه شهید
حسین در سال 1339 در اصفهان در خانوادهای مذهبی و علاقمند به روحانیت متولد شد. او از همان ابتدای کودکی رابطهای نزدیک با خدا و پیوندی عمیق با مذهب داشت. حسین در اواخر دوران دبیرستان که مصادف با حوادث انقلاب بود سر از پا نمیشناخت و در تعطیل کردن دبیرستان و تظاهرات دانشآموزان نقش عمدهای داشت. در محیط دبیرستان هرگز یک محصل عادی نبود و در عین حال که درس میخواند، به دیگران آگاهی میداد، آنها را منسجم میکرد، جهت میداد و به حرکت وا میداشت. سکون و سکوت، برایش بیمعنا بود و به تمام معنا شور بود و حرکت. یک روز قرار بود یکی از اساتید حوزه در سالن اداره آموزش و پرورش سخنرانی کند. لحظاتی قبل از شروع جلسه یکباره صدای بلندگو قطع شد و سخنگوی جلسه پشت میکروفون قرار گرفت و اعلام کرد که امروز مجلس ما به وجود استاندار محترم و روحانیون عالیقدر مزین شده است و ... که یکباره حسین از میان انبوه جمعیت حاضر به پاخاست و فریاد زد: ما وجود این انسانهای کثیف را تحمل نخواهیم کرد چه رسد به اینکه نام آنها قبل از نام روحانیون عزیزگفته شود. این ندا که از عمق جان وی برخاست، بلافاصله بر دلها نشست و همه جمعیت فریاد زدند: صحیح است. مجلس به یکباره متشنج شد و همه مهیا شدند که استاندار شاه را از جلسه بیرون کنند که در این لحظه سخنگوی جلسه خواست ضمن عذرخواهی، جمعیت را آرام کند ولی موفق نشد تا اینکه استاندار از درب دیگر سالن، فرار را بر قرار ترجیح داد و بدین ترتیب جمعیت آرام گرفت و این نمونهای از پیشتازی او در صحنههای مختلف انقلاب بود. او چه قبل و چه بعد از انقلاب قهرمانانه به عنوان یک حزباللهی تمام عیار برخصم شورید و معتقد بود حزب ا... چون در در لابلای صفحات تاریک و سیاه تاریخ میدرخشد و نوید بخش آینده روشن و حاکمیت قطعی و حتمی صالحان بر زمین است و زنده ماندن دین حق را منوط به تلاش، اسارت و شهادت افراد حزبالله می دانست. حسین بعد از پایان دبیرستان در سال 1358 در رشته مهندسی عمران دانشگاه صنعتی اصفهان پذیرفته شد. او از بیرنگی انقلاب و ارزشهای آن در دانشگاه برآشفت و یکه و تنها به پاخاست و علیه گروهک های به اصطلاح مسلمان التقاطی وابسته به شرق و غرب و منافق در محیط مسموم و خفقانی آن روز به دفاع از اسلام و انقلاب و امام پرداخت. بارها مورد آزار گروهک ها قرار گرفت و حتی یک شب او را تنها در خوابگاه دانشگاه یافته ناجوانمردانه به او حمله کرده، مورد ضرب و شتم قرار دادند. محمد حسین بعد از تعطیلی موقت دانشگاه ها، به منظور دفاع از کیان انقلاب اسلامی، به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست. مدتی نیز در سنگر معلمی، وقتش را به تربیت امیدهای انقلاب سپری نمود و بخشی از وقت خود را در حوزه علمیه جهت کسب علم مصروف داشت. علاقه عجیب او به امام و روحانیت علت اصلی همه حرکت هایش بود و همانند یک مبلغ اسلام، از ارزشهای الهی دفاع مینمود و چه بسا تهدید بهمرگ میشد. حسین در سال 60 به جبهه رفت و در دارخوین در کنار دوستانش از سنگر اسلام دفاع نمود. بار دوم و در عملیات محرم سبکبال و عاشق به سوی میدان نبرد حق علیه باطل شتافت و همچون مولایش حسین (ع) و یاران فداکارش به دیدار حق شتافت.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محمد حسین شیخ حسینی
تاریخ: 1361/08/04
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید