یونس اشتری گرگری
شهید

یونس اشتری گرگری

نام پدر: باباعلی
دانشگاه: مرکز تربیت معلم علامه امینی تبریز
مقطع: کاردانی
رشته: دینی و عربی
تولد: جلفا - روستای گرگر
تاریخ تولد:
تاریخ شهادت: 1365/10/25
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 5
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

یونس اشتری در سال 1341 در گرگرعلیا به دنیا آمد و سپس در هادی‌شهر سکونت گزید. خانواده‌اش در فقر و تنگدستی زندگی می‌کرد. پدرش باباعلی اشتری سواد خواندن و نوشتن داشت و کارمند راه‌آهن بود و اکنون (آغاز پاییز 80) که من حدیث خاطرات دوستی آن شهید را گشوده‌ام، این پدر شریف بازنشسته شده است. مادر شهید نیز خانم موثقی خانه‌دار بود و همگی در گرگرعلیا در منزل شخصی خویش زندگی می‌کردند. یونس بعد از بازی با کودکان محل هر روز چند ساعتی به امور کشاورزی و دامداری و خانه کمک می‌کرد. در محوطه‌ی خانه باغچه‌ی بسیار زیبایی داشتند که گل‌های سوسن و میخک و مریم و شب‌بو و بنفشه وسنبل و نیلوفر دورتا دور آن را فراپوشیده بود و عطرشان فضای خانه را به قدری معطر می‌ساخت که نسیم سحری دامن لطیف خویش را پر می‌کرد و به باغ‌های اطراف هدیه می‌برد. قمریان خوش‌الحان در شاخه‌های رقصان درختانش با شور نوا سرمی‌دادند و بلبلان ترانه‌خوان بر روی شاخه‌های لرزان گل‌ها به نغمه سرایی می‌پرداختند. یونس هرگاه دسته گلی از باغچه‌های حیاط می‌چید، بوی صنع خدا را در لابلای ‌آنها استشمام می‌کرد و باورش از عطرالهی بارور می‌شد. فرزندان همسایه و پسرعموهای یونس بهترین همبازی‌های او بودند و یونس فوتبال را بیش از هر بازی دیگر دوست می‌داشت. او در گرگر دوره‌ی ابتدایی را در سال 1347 شروع کرد و سال 1360 دیپلم گرفت. آن زمان هنوز تلویزیون به محیط زندگی آنان راه نیافته بود. اوقات فراغت خود را با خواندن کتاب‌های داستانی پر می‌کرد و گاه‌گاهی کتب علمی و مذهبی می‌خواند. سایه‌ی فقر همیشه همراه زندگی آنان پیش می‌آمد. او دوره‌ی راهنمایی را در سال 1353 در مدرسه‌ی شمس تبریزی هادی‌شهر آغاز کرد و سال 1356 آن را به انجام رساند و دوره متوسطه را در 1356 در دبیرستان فردوسی آغاز کرد و سال 1360 آن را به پایان برد. سال‌های بلوغ زندگی او با اوایل انقلاب اسلامی همراه بود و جزو تربیت‌یافتگان این دوره به شمار می‌آید که مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) در وصف جوانان این دوران فرموده است که: حاصل تلاش‌های تعلیماتی آن دوران خودسازی او را در آن پایه و مایه ترقی و تعالی داد که در کمال اخلاص و صفای باطنی پیوسته سعی می‌کرد که آنچه را که از مکتب قرآن آموخته است در کلاس درس به دانش‌آموزان خود بیاموزد و دسته گل‌های معنوی خود را به جوانان جامعه‌اش تقدیم بدارد اما پس از این که از تربیت معلم علامه امینی فراغت یافت باز برای چندمین بار راهی جبهه‌های جنگ شد و حتی یک روز هم فرصت آن را نیافت که در کلاس درس حضور یابد و تجربیات علم و دانش خویش را در طَبَق اخلاص نهد و همه را تقدیم دانش‌آموزان بکند. او عقیده داشت که جنگ را بیگانگان به میهن ما تحمیل کرده‌اند و وظیفه‌ی ایرانیان است که با تمام قوا در برابر آن ایستادگی کنند. بدین منظور او از بیست سالگی تا بیست و چهار سالگی که بیست و پنجم دی ماه 1365 به شهادت رسید حدود پنجاه ماه در جبهه‌ها حضور فعال داشت. او بارها می‌گفت که اکنون زمان توقف نیست و مردم در راه دفاع از میهن باید از همدیگر سبقت گیرند. او فرمانده گردان مخابرات بود. دوستان و آشنایانش همگی از اراده و ایمان استوارش به نیکی یاد می‌کنند و از تواضع و فروتنی آن شهید حکایت‌ها نقل می‌کنند. او یک بار از ناحیه‌ی پا مجروح شده بود ولی در نهایت تواضع و شکیبایی آن را تحمل می‌کرد او به درستی طالب شهادت بود و در نهایت در بیست و پنجم دی ماه 65 در کربلای پنج شهد شهادت نوشید. "شما تربیت شده‌ی اسلام هستید. شما آن نسلی هستید که وقتی آن مرد الهی و معنوی- که نظیر او را امت ما در تاریخ خود کم دیده است- به شما نگاه می‌کرد، دلش از امید موج می‌زد. نسل تربیت شده‌ی اسلام به برکت ایمان و توکل و اعتماد به خداوند و ارزش‌های الهی و اسلامی، توانست یکی از بزرگترین کارهای دنیا را انجام دهد. چه کسی می‌تواند این گونه استوار باشد؟ جز آن کسی که خدای بزرگ در دل او وعده‌ی نصرت الهی نهاده باشد؟" این جوان پاک‌نهاد در ایام تعطیلی به کارگری می‌پرداخت و بدان وسیله به مخارج خانه کمک می‌رساند. از دوره‌ی کودکی به افراد با ایمان علاقه نشان می‌داد و از روحانیان مبارز تمجید می‌کرد. در مقابل از افراد بی‌نماز و منافقان دوری می‌جست. در برابر ناحقان ایستادگی می‌کرد تا حق در مقام خود نشیند و حرمت کسی ضایع نشود با وجود متانتش بسیار ظریف و شوخ طبع بود. او بعد از دوره‌ی آموزش نظامی به صورت داوطلب در جبهه‌ها حضور یافت و خدمت دوره‌ی سربازی را در جبهه ادامه داد. در سال 1362 به مرکز تربیت معلم علامه امینی تبریز پذیرفته شد و سال 1364 آن را به پایان رساند. او در دوران تحصیل و ایام فراغت کتاب‌های گوناگونی مطالعه می‌کرد ولی به المیزان فی تفسیرالقرآن شادروان علامه طباطبائی (رضوان‌الله تعالی علیه) علاقه‌ی وافری داشت و همیشه یکی از مجلدات آن اثر ارزشمند قرآنی را به همراه داشت.

وصیت‌نامه شهید

فرازی از وصیت نامه شهید یونس اشتری گرگری

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.