نوروزعلی جلیل پور
زندگینامه شهید
بسم الله الرحمن الرحیم در روز اول فروردین سال 1339 متولد شد. تحصیلات ابتدائی را در مسجد سلیمان گذراند. نبوغ سرشار باعث گردید که در کلاس سوم و چهارم را در یکسال سپری کرد. و سالهای دبیرستان را در مدرسه دکتر شریعتی گچساران به پایان رساند و بعد بعنوان سپاهی دانش و شهرک فریدون اصفهان به خدمت مشغول گردید. سپس بعنوان معلم دروه کامل ابتدائی در مدرسه چهار بیشه گچساران به تدریس مشغول شد. ضمن تدریس در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته بیمه های اجتماعی در مدرسه مالی دانشگاهی تهران قبول شد و همان جا بعنوان معلم کلاس سوم و پنجم استخدام گردید در سال 58 ازدواج کرد که با مراسمی ساده برگزار شد و ثمره این ازدواج و فرزند پسر و دختر است. ایشان در دوران کودکی به مسائل دینی و مذهبی علاقه داشتند و همواره در جهت انجام دادن آنها میکوشیدند و معتقد بودند که انسان علاوه بر درون سازی و آگاهی یافتن و تحول فکری به رهبری انسانها چون خود که از نظر جسمی همگام با او هستند میباشند و مرارت های فکری با یک چرخش غلط و یک دخالت نابجا سیر نزولی را طی خواهد کرد. که مساوی و با فنا و مرگ اوست و همیشه یادآور سند بود که ما باید در جهتی گام برداریم و عمل کنیم و متوجه باشیم که جهت عمل ماهست و ارزش های اجتماعی و انسانی ما را طاهر می کند به عمل واکنش ما پس باید هجرتی از درون کرد و انسان از دیدگاه از کسی است که آگاه باشد و درک کند و بعد خلاقیت ایجاد کند و ضمن خود سازی آگاهی لازم را بدست آورد و در پی آگاهی درک و شعور او بیدار شده و حس کند و در پی او خلاقیت را پیشه کند. که این انسان خدا گونه با امت است. انسانی که آگاهی میدهد و درک دارد و خلق میکند. گاهی در سنگر مدرسه و گاهی در سنگر جبهه و آن چنان عشقی به امام داشت که ظریف ترین کارهای او را در نظر داشت و همیشه سعی میکرد زندگی امام را الگوی زندگی خود قرار دهد. نماز شب را با شعور به پا می داشت و امامت نمازهای جماعت به عهده وی محول شد در برخورد با ضد انقلاب و گروهک های از رفتاری منطقی برخوردار بود تا آنجا که می توانست به ارشاد آنها می پرداخت. شهید جلیل پور در سال 60 به مدت 4 ماه داوطلبانه در جبهه غرب در شهر مهاباد تابستان سوزان در نبرد حق علیه باطل شرکت داشت و به علت شروع کلاس ها و تعهدی که نسبت به تدریس در خود احساس میکرد به تهران برگشت و در سال 1361 بلافاصله پس از اتمام سال تحصیلی از طریق سپاه تهران به جبهه سومار اعزام شد و این بار قبل از رفتن به جبهه آن چنان حالی داشت که هر کس آثار شهادت را در چهره اش میدهد. مدت 2ماه در جبهه بود که در نبرد ایمان علیه کفر به داوطلب ها برای خلق کردن مین احتیاج پیدا شد که شهید جلیل پور به همراه همرزمش یوسف مهدی کیان که هم اکنون شهید می باشد و سه برادر دیگر که پشتیبان از این عملیات شدند و در حین خنثی کردن به مین تله برخوردند و منفجر شد شهید جلیل پور و برادر مهدی کیان بر اثر این انفجار به عروج انسانیت تجسم غیبی بخشیدند و با زندگی سراپا شور و حماسه و ایمان خویش جان تازه در کالبد فرسوده اصرافیان و جامعه شان دمیدند و درس آزادگی و وارستگی از بند هواهای نفسانی را به شاگردانش آموخت و خود به ندای آوای حسین (ع) (هل من ناصر ینصرنی) لبیک گفت و در یازدهمین سپیده دم سوزان ماه مبارک رمضان مصادف با 12 تیرماه 61 در حالیکه روزه بود شربت شهادت نوشید و به لقاءالله یوست و جان در راه معبود دین خویش نهاده یادشان گرامی و راهش پر رهرو باد. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار از عمر بکاه و بر عمر او بیفزای به امید انقلاب مهدی موعود (عج) و حاکمیت مستضعفان جهان بر روی زمین. آمین
وصیتنامه شهید
وصیتنامه ثبت نشده است.
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید