قنبر زارع
شهید

قنبر زارع

نام پدر: رحیم
دانشگاه:
مقطع: دکترا
رشته: پزشکی
تولد: روستای بلیان-کازرون
تاریخ تولد: 1344/07/20
تاریخ شهادت: 1362/08/02
محل شهادت:
عملیات: والفجر 4
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید قنبر زارع در سال 1344 در روستای بلیان دیده به جهان گشود. از همان اوان کودکی از استعداد فوق العاده و اخلاق پسندیده ای برخوردار بود و شیرین زبانی های او زبان زد خاص و عام بود و حتی قبل از این که به کلاس اول ابتدایی راه یابد جدول ضرب را حفظ می دانست . تحصیلات ابتدایی خویش را در میان مشکلات و نارسائی های فراوان با موفقیت در روستای بلیان به اتمام رسانید و برای ادامه تحصیل راهی شهرستان کازرون گردید ، در مدرسه راهنمایی "مدرس" ثبت نام نمود و تحصیلات دوره راهنمایی خود را همچون ابتدایی در حالی که شاگرد ممتاز مدرسه بود به پایان رسانید. قنبر سال دوم راهنمایی را می گذراند که انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری امام شروع شد و فصلی نو در زندگی او بوجود آورد ؛ او همراه دیگر برادران جوان حزب الله این روستا دست به سازماندهی راهپیمائی در روستا و شهر زد که در این جریان راهپیمائی که به منزله وحدت در روستای بلیان و مشتان بود ، او با پاهای برهنه فواصل دور روستا را پیمود که کف پاهایش تاول زده بود و در مسجد به افشای رژیم سفاک پهلوی پرداخت و با نوشتن مقالات و سرود و شعار روی دیوار و تهیه پلاکارت و ... فعالیت گسترده ای را شروع نمود. با اوج گیری انقلاب اسلامی، تشکیلات مخفی با نام انجمن اسلامی النصر را با همکاری روحانیت مبارز بنیاد گذشت تا مردم را هر چه بیشتر برای پیشبرد انقلاب اسلامی در خط امام سازماندهی نمایند و با پیروزی انقلاب اسلامی تشکیلات انجمن اسلامی النصر را علنی و با تشکیل کلاس های قرآن و عقاید برای نونهالان و حتی بزرگسالان در سطع وسیع در این روستا پایه گذاری کرد که تاکنون این انجمن و کلاس ها به کار خود ادامه داده و نونهالان را برای اداره این انقلاب تربیت می کند. وی در دوران تحصیل در دبیرستان هم چون سدی در مقابل تمام خطوط انحرافی که در دبیرستان وجود داشت ایستاد و با شناخت صحیح که از اسلام و مطالعات دقیقی که از کتب شهید مطهری بدست آورده بود حتی برای یک بار هم در مقابل ایدئولوژی گروهک های منحرف در بحث با آنها محکوم نشد و همیشه از افراد فعال حزب الهی دبیرستان ابوالسحق بود. قنبر پا به پای تحصیلات خود با مطالعات زیاد خارج از درس و استعداد سرشاری که داشت شروع به نوشتن مقالات و سرودن شعر کرد که تمام مطلع شعر او "شهید"،"جنگ" و" امام" بود که بعضی از این اشعار در مجلات و روزنامه های رسمی کشور به چاپ رسیده است. و در زمینه های مذکور شهید جوایزی از نهادهای مختلف به مناسبت ها نیز دریافت کرد. او نطق ها و سخنرانی هایی در ماه رمضان و محرم شدن فرهنگ مردم واداشت. جنگ تحمیلی انقلاب بزرگی در وجود جوانان حزب اللهی بوجود آورد که اثرات آن هر خرمن آماده ای را شعله ور ساخت. شهید قنبر زارع نیز عاشقی بود که جرقه جهاد او را بسوی شعله ور شدن ساخت. با شروع جنگ تحمیلی بارها برای اعزام به جبهه ثبت نام نمود تا این که در پائیز سال 1360 موفق اعزام به جبهه شد و در جریان فتح بزرگ بستان(طریق القدس) به همراه دیگر برادران، شهرستان را از چنگ غاصبان بدر آورد و برای مدت کوتاه به خانه آمد و دگر بار راهی جبهه های جنگ شد تا این که در بهار سال 1361 در حماسه "فتح المبین" که با رمز یا زهرا شروع گشت شرکت نمود و همراه با تیپ امام سجاد حماسه های آزادی آفرید و گام های استوار خویش را نیز بر شن های روان آن دیار چون شیری به بلندی آزادی دیار اسلام کوبید و با پیروزی به نزد خانواده خویش برگشت. برای مدتی در روستا ماند و اقدام به تشکیل گروه های مقاومت و پایگاه مقاومت در مسجد صاحب الزمان روستای بلیان و سازماندهی نیروهای مردمی جهت اعزام به جبهه نمود و سپس در 14 شهریور سال 1361 بار دیگر راهی جبهه های ایثار شد. مدت سه ماه در تیپ المهدی در قسمت پدافندی پاسگاه زبیدیه، به حراست از مرزهای میهن اسلامی پرداخت. دگربار در تاریخ 4 دی سال 1361 همراه تیپ فاطمه زهرا(س) مدت سه ماه به انتظار حمله در جبهه دهلران و فکه بسر برد و سپس برای امتحانات خرداد ماه آخرین سال تحصیلی خود روانه کازرون شد و بعد از اتمام امتحانات دوباره رو به دیار عاشقان نهاد. مدت سه ماه در واحد تبلیغات لشکر 19 فجر مشغول خدمت بود و برادران رزمنده خود را ارشاد می نمود و بعد برای یک مرخصی پنج روزه به منزل بازگشت و دگربار بسوی دیارش شتافت. و به همراه یک تیپ از لشکر 19 فجر راهی جبهه های غرب شد؛ قنبر که تا آن لحظه به رزمنده ای استوار با تجربه تبدیل شده بود برای آزاد سازی مردم در بند عراق در عملیات والفجر 4 شرکت کرد و در سرانجام در 2 آبان سال 1362 پس از رشادت های فراوان و قهرمانی های بسیار در حالی که فرماندهی یک گروه از برادران رزمنده به عهده داشت در مرحله اول عملیات لحظه دیدار او با معشوقش فرا رسید . و شربت شهادت را از دست سرور شهیدان حسین بن علی(ع) در حالی که شهادتش را بر لب داشت در خاک عراق نوشید.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه دوم شهید قنبر زارع

وصیت نامه اول شهید قنبر زارع

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.