کرامت نگهبانی
شهید

کرامت نگهبانی

نام پدر:
دانشگاه: دانشگاه یزد
مقطع: ------------------
رشته: فیزیک
تولد: ارسنجان
تاریخ تولد:
تاریخ شهادت: 1365/02/05
محل شهادت: جزیره مجنون — جزیره مجنون
عملیات:
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

بسم الله الرحمن الرحیم معلم شهید کرامت نگهبانی در سال1337 در ارسنجان در خانواده ای مذهبی پا به عرصه حیات گذاشت واز همان دوران کودکی طعم فقر را چشید. چرخ روزگار مرتب می چرخید و به نظاره کرامت می نشست. دوران به سرعت سپری می گشت وکودکی معلم شهید رو به پایان می رفت او که هنوز زمزمه های محبت و نوازش های عطوفانه پدر را به درستی چشیده بود ناگهان در غروبی محبت را پرپر دید و در سن12سالگی بی پدر شد و مسئولیت سنگین رسالت وسرپرستی خانواده را بردوش گرفت. روزها را به مدرسه می رفت و روز جمعه که مدرسه تعطیل بود برای امرار معاش کارگری می پرداخت. او دوره دبستان را در مدرسه شهید منوچهری(عسکری سابق) به اتمام رساند و با کسب نمرات بالا وارد مدرسه راهنمایی گردید. این دوره بود که با بعضی از آموزگاران متدین آشنا گردید و با مسائل مذهبی آشنا شد وشروع به مطالعه کتاب های مذهبی نمود ومقید به مسجد و نمازجماعت گردید و با پیکره الفبای مبارزه کم کم آشنا شد او به مانند نهالی که روز به روز قوت می گرفت شکوفا می شد به غنچه می نشست گل می داد و دوستانش را به وجد می آورد یکی از ممتاز افرادی بود که به مطالعه علاقه داشت. هیچ گاه کتاب از او جدا نمی شد و باید گفت یکی از پرمطالعه ترین افراد در بین دوستانش بود و بیشتر اوقات فراغت خود را بعد از تعطیل شدن از مدرسه را در کتابخانه علی ابن ابی طالب وکتابخانه عمومی تشویق افراد به مطالعه مشغول بود او از آب زلالی که از سرچشمه معنویت دوستانش را سیراب می کرد و زمانی که قلب ها را تسکین می دادند و افکار را از معنویات فقط پر می کردند وتمام تبلیغات براین بود تا جوانان این مملکت را به فساد بکشاند او پرنده میزبانی بود که پر کشید تا در لجنزار نماند و به پایکوبی جشن های کذایی نپردازند وهورا هورایش سیلی تندی برگوش مظلومان نزند. شهید ابراهیمی روزبروز بالند می گشت رشد می کرد و به جریانات استعمار پی می برد و روحیه انتقاد گری در او زنده می شد. و روز به روز از درخت علم ودانش بهره می گرفت دوران راهنمایی را به موفقیت به پایان رساند وپا به دوره دبیرستان گذاشت. کتاب جدید معلم ها از همین جا آغاز شد او که با دژها آشنا شده بود او را بی تاب می نمود وچهره فعالی برای روشن کردن اطرافیان خود می گشت و پس او طی دو سال تحصیل در دبیرستان شهید اسکندری و بعلت نبودن رشته ریاضی وفیزیک به شیراز رفت و در دبیرستان کمال الملک شروع به تحصیل کرد و در این دوره برمشکلات او افزوده شد و به عمق درد بیشتر پی برد. دوران دبیرستان در شیراز مصادف با اوج گرفتن انقلاب در تبریز وقم بود و با تظاهراتی که جمعی از دانشجویان دانشگاه شیراز به راه انداخته بودند و به اماکن فساد حمله می بردند همکاری داشت واز فعال ترین و شجاع ترین افراد از جهت فعالیت برعلیه رژیم سفاک پهلوی به شمار می رفت و همگام با تحصیل از اولین افرادی بود که در شیراز و ارسنجان و سیدان و در جاده ها به نوشتن شعار بر روی دیوار ومعابر عمومی و پخش اعلامیه های امام برای افشای جنایات رژیم پهلوی نمود. گوشه ای زحمات طاقت فرسای معلم شهید کرامت ابراهیمی به شرح زیر است: البته برادر شهید هیچ گاه حاضر نبود که فعالیت های خود را به زبان آورد واین مسائل را از زبان یکی از دوستانش که در عملیات های با او بود نوشته شده است در ماه مبارک رمضان سال1357 بعد از نماز ظهر وعصر با چند تن از برادران در حالی که جهت تهیه بمب برای مقابله رژیم بیرون از شهر رفته بودند در حین عمل بمب منفجر می شود و برادر شهید از ناحیه دست وصورت وسینه به شدت می سوزد قریب یک ماه در بیمارستان سعدی شیراز تحت معالجه قرار می گیرد. سوختگی به حدی بود که هنوز آثار سوختگی در چهره ودست هایش نمایان بود از تقوای این برادر همین بس که در همان روز هم حاضر به خوردن روزه خود نشد وهیچ گاه از نقش خود در پیروزی انقلاب سخن به میان نیاورد دومین خاطره در سال 1357 با چند تن از برادران جهت انفجار دستگاه تلویزیون واقع در علی آباد که به مرکز پخش فحشاء ومنکرات تبدیل شده بود اقدام نمود و با انفجار این مرکز فساد وعملیات صددرصد موفقیت آمیز تا صبح به نوشتن شعار بردیوارها مشغول بود عشق به اسلام وامام حسین(ع)او را به چنین شور وشوقی در آورده بود برادر شهید ابراهیمی دیپلم ریاضی خود را در دبیرستان کمال الملک شیراز با موفقیت به پایان رساند او از روزهای اول پیروزی انقلاب اسلامی سهم خود را در حفظ تداوم آن به نیکی دریافته بود وچه زحمت هایی که در این راه کشید وچه تهمت ها وناسزائی که از غریبه وآشنا نشنید در پرتو همین جریان میدان بیشتری گرفتند به هر حال پس از پیروزی انقلاب در جهاد سازندگی وکمیته انقلاب که وظیفه پاسداری از انقلاب را برعهده داشت شروع به همکاری نمود و با تاسیس سپاه پاسداران در ارسنجان خدمت خود را در سپاه آغاز کرد وچون به تدریس وشغل معلمی علاقه وافری داشت به آموزش وپرورش راه یافت ودر سال1359 همراه با هیئت واگذاری زمین هماری و در دورترین روستاها مشغول به حل مشکلات کشاورزی شد. از آنجا که با درد و رنج پرورش یافته بود خود را در مشکلات مردم روستا مسئول می دانست ولذا در کمیته امداد امام خمینی نیز همکاری نزدیک داشت پس از شش ماه خدمت معلمی در روستاهای محروم منطقه ارسنجان به دانشگاه راه یافت او الحق معلمی با وفا ودلسوز بود ودر حین تعلیم وتربیت به رفع حل مشکلات دانش آموزان ومردم روستا محل خدمت خویش می پرداخت.پرتو وجودی او نه فقط در مدرسه بلکه مردم روستا را فرا می گرفت واوقات فراغت خود را در نزد همکارانش به سر می برد . او در دانشگاه یزد در رشته فیزیک مشغول به تحصیل شد وشخصی پرتلاش وکم ادعا بود وقدرت وجاذبه عجیبی داشت که همه اقشار به او علاقه داشتند همیشه اوقات تبسمی برلب داشت واخلاقش زبان زد عام وخاص بود. دانشجوی شهید به فرمان امام خمینی مبنی برلزوم مردم در جبهه لبیک گفت واز طریق بسیج دانشگاهی به جبهه حق علیه باطل اعزام شد ودر جمعه5/ 2/ 1365 در جزیره مجنون به شرف شهادت نائل آمد او با نثار خون خود درخت برومند اسلام را آبیاری کرد وبه آرزوی قلبی خود که همانا رسیدن به لقاءالله بود رسید.

وصیت‌نامه شهید

وصیت‌نامه ثبت نشده است.

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.