لهراسب خالقی
شهید

لهراسب خالقی

نام پدر: کاکاخان
دانشگاه: مرکز تربیت معلم فسا
مقطع: ------------------
رشته: ادبیات
تولد: فسا
تاریخ تولد: 1342/01/01
تاریخ شهادت: 1366/08/19
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات:
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

در روز اول فروردین ماه سال 1342 هجری شمسی در روستای خورنگان از توابع شهرستان فسا متولد شد. او که تنها فرزند پسر خانواده به شمار می رفت و در خانه ای بود که عطر و طراوات کودکی اش همه جا را فرا می گرفت. اعضای خانواده وی را عزیز و گرامی می داشتند لهراسب به همت پدر و مادر نیک کردارش رشد و پرورش می یابد و زمانی که به سن تحصیل می رسد در روستای خورنگان گام به دبستان می گذارد و به تحصیل می پردازد. وی که از هوش و ذکاوت خدادادی بهره مند بود، دروس دوره ی ابتدائی را با اشتیاق فراوان فرا می گیرد به طوری که اولین سال ورودی به مکان تعلیم و تربیت دو کلاس را همزمان می گذراند و به زودی به عنوان یکی از دانش آموزان نخبه و نمونه توجه معلمان را به خود جلب می کند. لهراسب، از همان دوران تحصیلات ابتدائی ذهن روشن و جستجو گرش را فعال می کند و در کلاس های دینی و قرآن، شرکت می نماید و سوره های قرآنی را بر لوح پاک سینه ی خود جای می دهد و با حفظ آیه های روح بخش الهی، نهال سبز وجود خود را، از چشمه ی زلال معنویت سیراب می کند. وی تحصیلات دوره ی راهنمائی را نیز در زادگاهش به پایان می رساند، سپس به عنوان یکی از دانش آموزان ممتاز و موفق در شهرستان فسا، تحصیلات دبیرستانی خود را آغاز می کند و در کنار درس تلاش، کار و کوششی از ورزش و بدنسازی غافل نبود و بنا به علاقه ای که به فوتبال داشت در تیم فوتبال قدس توپ می زد. او هر چند در دوران باشکوه انقلاب به سبب سن کمش به گونه ای شایسته و بایسته، شهدا انقلاب جام جانش را فرا نمی گیرد اما آن هنگام که آتش جنگ تحمیلی خاک عطر آگین وطن اسلامی را در می نورد، به عنوان یکی از اعضای انجمن اسلامی در آموزش نظامی بسیج شرکت می کند و کار با لسلحه را می آموزد تا با آمادگی و توانائی بیشتر در میدان های جنگ حاضر شود و بر خصم متجاوز بشورد، اما سن و سال او، اجازه نمی دهد که به جبهه برود و به گذشت زمان دل می سپرد تا آن که در سال سوم دبیرستان بارقه ی امید بر چشمان منتظرش می تابد و او، در حالی که سیمای بانشاطش با گریه های شوق پر فروغ می شد، از مدیر مدرسه اش می خواهد که نامش را در فهرست اعزام شوندگان به جبهه ثبت نام کنند. لهراسب، پس از آن که اطمینان می یابد در کاروان جان بر کفان جبهه جای می گیرد، چنان سینه ی صاف و با صفایش از شوق و شیدایی سرشار می شود که مدیر خود را در آغوش می گیرد و گونه هایش را بوسه باران می کند، اما شادی و شعف لهراسب، دیری نمی یابد و با آمدن پدر، به حزن و اندوهی گران بار تبدیل می شود، چرا که وقتی مدیر مدرسه از سخنان پدرش آگاهی می یابد که او تنها پسر خانواده است و با اعزامش به جبهه، آنان هجران و فراقش را تحمل نخواهند کرد، از رفتنش ممانعت به عمل می آورد و دیگر بار لهراسب از فراق جبهه، آزرده خاطر می شود و به مدت 3 روز از خوردن غذا خودداری می کند. او همچنان یاد جبهه را فراموش نمی کند و با مسئولان دفاع مقدس دیارش و آنانی که به نحوی با جنگ پیوند داشتند، همکاری می کند و در این راه، مخلصانه به فعالیت می پردازد. وی، پس از اخذ گواهینامه ی تحصیلات دوره ی متوسطه، برای یاری رساندن به نوبندگان هم وطن خود به لامرد لارستان رفته و به مدت دو سال در مدارس آن دیار، به عنوان حق التدریس در سنگر علم درخدمت محرومین بود. سپس در آزمون ورودی مرکز تربیت معلم شرکت می کند و در مرکز تربیت معلم فسا پذیرفته می شود و در آن شهرستان به عنوان دانشجو به کسب علم و دانش روی می آورد و در سال دوم تحصیل تصمیم به ازدواج می نماید، هنوز سه ماه از ازدواجش نگذشته بود که بار دیگر، در دل عاشقش، شکوفه ی شوق جبهه شکفته می شود و برای نخستین بار به سوی عرصه های دفاع مقدس می شتابد و لهراسب جوان جان بر کف جبهه ، جهاد صادقانه اش را در موج آتش و گلوله ادامه دمی دهد و حصار سخت شب ستم را می شکند او که سرا از پا نمی شناخت و دلش از شوق در صحنه های پیکار می لرزید، ثمره مجاهدت و خلوص و جانبازی و عشق به معبودش را در روز نوزدهم آبان ماه سال 1366 شمسی دریافت کرد و به دیار جاودان می شتابد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید لهراسب خالقی

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.