عباسعلی عباسی
شهید

عباسعلی عباسی

نام پدر: محسن
دانشگاه: علوم پزشکی ایران
مقطع: دکترا
رشته: پزشکی
تولد: ساوه
تاریخ تولد: 1344/01/05
تاریخ شهادت: 1364/11/22
محل شهادت: اروند رود — اروند رود
عملیات:
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید عباسی در پنجم فروردین سال 1344 در شهر ساوه و در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. از همان کودکی به همراه خانواده پس از عزیمت به قم در مراسم مذهبی و عزاداری ها شرکت کرده و پس از آن به کمک پدرش به فراگیری قرآن کریم و نماز و مسائل دینی پرداخت. راستی و درستی، متانت و ادب و احترام به بزرگ تر و رعایت احوال کوچک تر از ویژگی های بارز وی بود. خانواده ی وی تابستان ها را در ده و زمستان ها را در شهر قم بودند. او در قم به دبستان رفت و این دوره را با هوش سرشار و علاقه خاص و نمرات عالی به پایان برد و وارد دوره راهنمایی شد. با توجه به بلوغ فکری بلوغ شرعی او آغاز شد که در آن تحولات شگرفی ایجاد کرد. علاقه به روحانیت معظم در همان دوران او را علاوه بر تحصیل به علوم حوزوی نیز علاقه مند کرد اما به علت اشتغال به تحصیل به پای درس عموی بزرگوارشان روانه شد و در منزل ساعتی را استفاده کرد. عطش سیری ناپذیر او را به فراگیری کتاب های مذهبی سوق داد که بعد از جمع آوری تعدادی کتاب در منزل پدر کتاب خانه ی کوچکی را راه اندازی کرد که با صدور کارت عضویت از بچه های محل ثبت نام کرده و کتاب هایی را که خود تهیه کرده بود در اختیار آنان قرار می داد. در نماز جماعت مسجد محل شرکت فعال داشت به طوری که به عنوان تکبیرگوی نماز انتخاب شد. او حتی در نماز صبح که معمولا هم سن و سالان او در خواب بودند و استراحت می کردند حضور پیدا کرده و این فریضه را با عشق به جای می آورد که باعث تعجب امام جماعت مسجد و بزرگ ترها شده بود. دوران جوانی و رشد شهید سرشار از خاطرات متفاوتی است. از طرف جهاد سازندگی برای ساخت حمام آمده بودند، با توجه به اشتغال به تحصیل در کمک و یاری بدون چشم داشت و توقع مادی حضور داشت و در فعالیت عمرانی آن شرکت کرد. به هنگام مرمت مسجد روستا با جدیت در بازسازی آن شرکت داشت و در حالی که دیگران در مقابل دستمزد کار می کردند او بدون هیچ توقعی کار می کرد. هنگامی که روستا دارای برق شد خانه ی افرادی که بضاعت نداشتند را برق کشی کرده و به آن ها کمک می کرد. به مسائل اعتقادی به شدت پایبند بود. معنا و مفهوم عبادت را از عمق جان می چشید و عمل می کرد. گرفتن روزه و خواندن نماز را از اهم واجبات و رعایت مسائل شرعی و دینی را به جان و دل خریده بود. پس از اخد دیپلم در سال 1363 در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران پذیرفته شد. معمولا روزهای تعطیل که به قم می آمد می گفت: جسم و روح من در قم می ماند و نمی توانم در تهران بمانم. لذا در نماز جمعه ی قم شرکت می کرد و بعد از نماز به گلزار شهدا می رفت و می گفت: من مدیون شهدا هستم چون این ها از جان خود گذشته اند تا من به راحتی و آسایش در تهران درس بخوانم. نمازهایش را با متانت و وقار خاصی برگزار می کرد. می گفت: اگر من فقط شکر یک نعمت بینایی و شنوایی و.. را بخواهم به جا بیاورم باید تا آخر عمر فقط نماز شکر بخوانم. ایشان در تاریخ 64/10/25 به همراه اکیپ پزشکی به جبهه اعزام و سرانجام با شرکت در عملیات والفجر 8 در منطقه فاو ساعت 12 ظهر روز 22 بهمن سال 64 در حین کمک به مجروحین بر اثر اصابت ترکش راکت به درجه ی رفیع شهادت رسید.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید عباسعلی عباسی

وصیت نامه شهید عباسعلی عباسی بسم الله الرّحمن الرّحیم «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» «قُلْ إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» حمد و سپاس خدای را که ما را آفرید و نعمت جمهوری اسلامی را برای ما قرار داد. خدایا ما را آفریدی اما بدون شک ما را رها نساختی بلکه خیر و شر را به ما نشان دادی و بس مشکل انتخاب راه بین این دو. شکر حضرت احدیت را که به من، بنده ی حقیر این افتخار را قرار داد که در سرزمینی پای بگذارم که هزاران شهید خون پاکشان ریخته شد و خون بی ارزش من هم در این راه ریخته شود. خدایا ترا به حق خون بناحق ریخته شده ی سرور و سالار شهیدان حسین ابن علی (ع) این جمهوری اسلامی عزیز و رهبرش را از گزند روزگار محفوظ فرما – خدایا آمدم اما با باری سنگین از گناهان، آمدم به سویت ولی با سرافکندگی، خداوندا من در عمرم بنده خالص نبودم خودت فرموده ای اگر بنده ی من با حالت زار به پیش من آید او را می بخشم. خداوندا، خودت فرمودی که از هر مادری مهربانتری، خدایا لطف و کرم تو را نمی شود با مقیاس های دنیائی اندازه گرفت چرا که بنده ای هستم رو سیاه، بارالها قدم در این راه گذاشتم که اگر خون من ریخته شد آن را هدیه تان کنم تا بلکه این بار سنگین از دوش من کاهش یابد. ای معبود من، ای خدائی که دیر تو را یافتم این بنده گناهکار را بپذیر. خداوندا، رزمندگان را در سرتاسر جبهه های اسلام پیروزشان بگردان و بعث کافر را به سرکردگی آمریکای جهانخوار ذلیل بگردان. خدایا، خودت وعده پیروزی و وارث بودن مستضعفین را در زمین داده ای، خدایا این حکومت اسلامی را که طلیعه ی حکومت مستضعفین در زمین است محافظت بفرما. به خدمت خانواده معظم شهداء و مفقودین و اسراء درود بیکران می فرستم که با گذشت از فرزندان خود اسلام را یاری می دهند. اما بعد: خدمت پدر و مادرم سلامٌ علیکم، امیدوارم که خداوند زحمات شما را در آخرت پاداش نیک قرار دهد. برای من زحمت بسیار کشیدید لیکن نتوانستم تا این لحظه ذره ای از این همه لطف و مهربانی شما را به جای آورم. از شما دو موجود که در نظر من از بهترین سرمایه های دنیائی هستید بسیار معذرت می خواهم و اگر کوتاهی و بی احترامی شد جداً حلالیت می طلبم. پدر عزیزم، می دانم که نبود من در بین شما سنگین است اما راضی باشید به رضای خدا، خداوند چنین مقرر فرمود که این بنده ی بی ارزش قربانی اسلام گردد و من بسیار بسیار از خدا ممنونم که اگر این جان بی ارزش مرا قبول قربانی درگه ذاتش کند. مرگ همه را فرا می گیرد و هیچ کس نیست که مزه ی مرگ را نچشد چون خداوند فرموده که «کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَهُ الْمَوْتِ» مادرم، با تو سخن دارم، این را فهمیدم که آرزو داشتی من با درس خواندن به جامعه خدمت کنم ولی اکنون لباس مقدس بسیجی را ترجیح بر آن می دهم – دوست دارم اگر من کشته شدم برای من دعای خیر کنی که خدا مرا بیامرزد، مادرم با این که نتوانستم در پیش شما زیاد باشم لیکن علاقه زیادی به تو و پدرم دارم از شما می خواهم که شب های جمعه مرا یاد کنید با حضور خودتان بر سر مزارم. از خداوند برای من طلب مغفرت کنید و از عوض من از یکایک فامیل ها از همگی آن ها چه بچه هایشان و چه بزرگترهایشان حلالیت بطلبید. از یگانه خواهرم و همچنین شما پدر و مادر معذرت می خواهم که نتوانستم برای خداحافظی پیشتان بیایم خواهر عزیزم، صبور باش و هیچ گونه اضطرابی به دل راه نده. پدر، مادر، برادران و دوستان از همگی شما می خواهم اگر اشکی می ریزید برای شهید کربلا فرزند فاطمه (س) باشد. عوض من از صورت بچه های خواهرم و برادرانم دیده بوسی نمائید. از برادران ارجمندم بسیار متشکرم و حلالیت می طلبم و امیدوارم که همگی سلامت باشید و سفارش اکید من این است که حتماً پدر و مادرم را تنها نگذارید همچنان که تا به حال تنها نگذاشته و بدانید که اجر این کار را در آخرت چندین برابر خواهید داشت. از زن داداش ها نیز تشکر می کنم مخصوصاً زن داداش بزرگم، در آن مدت که در منزلشان بودم بسیار زحمت کشید. سخنی چند با شما هم کلاسی های بزرگوارم، دوستان من، عزیزان من، سروران من چند صباحی در این دنیا نیستیم قدر این مدت کوتاه را بدانید. می دانم که شماها همگی پاکید و بهتر از بنده مطلع هستید لیکن محض تذکر برای خودم بازگو می کنم. به شدت به رهبری انقلاب و این حکومت و احکام شریعت اسلام پایبند باشید، همیشه خدای را ناظر بر اعمال خود بدانید، سعی کنید کارتان فقط و فقط برای الله باشد و بس. سعی در آموختن علم همراه با تقوا، علم همراه با ایمان را بیاموزید زیرا به فرموده امام عزیزمان، این دو، دو بال لازم و ملزوم یکدیگرند. مردم از شما توقع بسیار دارند، سعی کنید خدمت به مردم کنید، بعد از این که فارغ التحصیل شدید پشت پا به این مردم نزنید، مردم شهید دادند، مجروح دادند، اسیر دادند و جان و مال را در طبق اخلاص گزاردند و بر شماست که خدمتگزار این مردم باشید که هستید. اسیر هوی و هوس نباشید چون همگی ظاهری اند و جز حرص و جوش و حقارت چیزی برای انسان فراهم نمی آورد در دعای کمیل حتی المقدور در نماز جمعه حتماً، حتماً شرکت کنید، سعی کنید در مسیر و جهت مردم باشید. خواهران محترمه کلاس به حجاب خود سخت پایبند باشید، این حرف مرا نمی خواهم که یک دستور بدانید بلکه یک برادر خیلی کوچک به شما تذکر می دهد و نه از باب این که شما حجاب را رعایت نمی کنید خیر، منظور من این است که کارتان و حجابتان و درستان در جهت خداوند باشد، ببینید خدا با این وضع شما راضی است یا خیر. شما خودتان درک بین خیر و شر را دارید و سعی کنید که خیر را به جای آورید. در انتها از خانواده ام (پدر و مادرم) می خواهم کتاب هائی را که ناچیزند وقف در کتابخانه دانشکده بنمائید تا مورد استفاده طالبین علم قرار گیرد. مبلغ ناچیزی که در بانک دارم، پانصد تومانش را به خواهرم (م) بدهید چون به او مقروض هستم، بقیه اش را هم در راه جبهه صرف کنید دیگر فکر نمی کنم که از مال دنیا چیزی داشته باشم. الحمد الله نماز و روزه ها را تکمیل به جای آورده ام لیکن جهت اطمینان بیش تر دو سال نماز و روزه برای من بجای آورید. تنها تقاضای من در انتها این است که برای من طلب مغفرت کنید و همیشه دعا کنید که خداوند این امام عزیز را حفظ کند و به خانواده های شهدا اجر آخرت و صبر جمیل عنایت فرماید. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته عباسعلی عباسی منطقه عملیاتی والفجر هشت

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.