علی رضا آیت الله زاده اردبیلی
شهید

علی رضا آیت الله زاده اردبیلی

نام پدر: علی
دانشگاه: علوم پزشکی ایران
مقطع: کارشناسی
رشته: پرستاری
تولد: تهران
تاریخ تولد:
تاریخ شهادت: 1365/10/27
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 5
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

این شهید مؤمن و متعهد و جانباز و ایثارگر در نهم تیر سال 1344 خورشیدی در تهران متولد شده. تحصیلات ابتدائی را در دبستان کوه نور و تحصیلات مرحله اول تعلیمات عمومی را در دبیرستان خرداد، و مرحله دوم تعلیمات عمومی را در خرداد ماه سال 1362-1361 رشته علوم تجربی، در دبیرستان دکتر هشترودی به پایان رسانید. نماینده ی کلاس بود. در سال تحصیلی1364-1363 در رشته پرستاری (مجتمع شهید رجائی) دانشگاه علوم پزشکی ایران قبول شد و آماده انجام وظیفه مقدس و ایثار و جانبازی به دین اسلام و حفظ میهن عزیز و کشور اسلامی ایران بود. قصد داشت برای ادامه تحصیل به آمریکا برود. این دانشجوی ممتاز بواسطه علاقه وافر به کسب علم و دانش و معارف اسلامی و پزشکی و شرکت در کلاس های خصوصی پزشکی و زبان های خارجی، با دید بلند و وسیع از نظر مکتب اسلام و هدف مقدس خود با مطالعات عمیق و تحقیقات دقیق تا سه بعد از نصف شب بیدار و بسیار مرتب اوقات عزیز را مغتنم می شمرد و حداکثر استفاده علمی و تحقیقاتی را می کرد. شعر خوب می گفت. انگلیسی هم خوب حرف می زد و با بهره مندی از تعلیمات عالیه اسلامی، در جهت توفیق بیش تر حیاتی و خدمات پر ارزش پزشکی به مردم و جامعه مسلمین در سطح جهان به خصوص به هم میهنان گرامی شب و روز کاملاً ساعی و کوشا بود. علی رضا روز 13دی ماه 1365 خورشیدی طبق ابلاغیه ای سرپرست ستاد رسیدگی به وضع مصدومین و مجروحین جنگ به عنوان پرستار همراه با دیگر همکلاسی هایش از دانشگاه به جبهه اعزام شد و برای برداشتن مدارک لازم (برابر دستور ستاد) به خانه آمد و نیمه شب (23/10/1365) وصیت نامه اش را هم نوشت.سرانجام او در تاریخ 1365/10/24 به جبهه اعزام شد و در تاریخ 1365/10/27 در شلمچه به شهادت رسید.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید علی رضا آیت الله زاده اردبیلی
تاریخ: 1365/10/23

وصیت نامه شهید علی رضا آیت الله زاده اردبیلی تاریخ : 1365/10/23 «بسم الله الرحمن الرحیم» بنام خداوند بخشنده مهربان. با عرض سلام به یکایک عزیزانم که همواره دوستشان دارم و آرزوی موفقیت روز افزون آنان را از خداوند متعال خواستارم. هیچ انسانی نمی داند که خداوند چه سرنوشتی را برایش تقدیر فرموده است ولی من بنابر احتیاط واجب خواسته ام که این نامه را بنویسم تا اگر زمانی در بین شما عزیزان نبودم به این مسائل که ذکر می کنم توجه نموده و اگر می خواهید واقعاً مرا خوشحال ببینید همواره این آرزوها را دارم که: پدر، مادر و برادرم که همواره به اندازه خود به تو دلبستگی داشته ام نمی خواهم بیش از آن که برای هر انسانی گریه می کنید، گریه کنید، چرا که با این کار قلب مرا خواهید لرزاند و بسیار مرا ناراحت خواهید کرد. تقاضا می کنم خوددار باشید تنها به خدا توکل کنید که خداوند مهربان روزگاری متاعی را می دهد و روز دیگر آن را پس می گیرد، دیگر راجع به این موضوع بحثی نمی کنم. در صورت نبودن من همواره پدرم مراقب مادرم باش و مادرم تو از پدرم مراقبت کن و برادرم تو مراقب هر دو باش. اما از هرچه بگذریم نوبت به کتاب هایم و غیره می رسد، دو عدد کتاب در خانه هست که متعلق به کتابخانه هست و چند تا دیگر هم به امانت گرفته شده، کتاب های دانشگاهی را به کتابخانه دانشگاه بدهند و کتاب های درس و کنکور و غیره را به برادرم می دهم. لباسهایم را به کسی که مستحق است بدهید. در مورد نماز و روزه ام لطفاً اگر امکان دارد و پول برای این کار فراهم است برایم مجدد خوانده شود و گرفته شود. در مورد ساعت و یک زنجیر طلایم آن را به برادرم می دهم و هر چه که برادرم از آن چه که دارم می خواهد می تواند برای خود نگاه دارند. خدایا به من شهامت بده که آن چه تو می خواهی قبول کنم. خدایا به والدین و برادرم شهامت بده که آن چه تو رضا هستی رضا باشند. خدایا من فقط تو را دارم و تنها تو باقی خواهی ماند و همه از این دنیا خواهیم رفت. علیرضا آیت الله زاده اردبیلی 1365/10/23 ساعت12/30نیمه شب

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.