محمدکاظم اکرمی
زندگینامه شهید
زندگینامه: درخشندگی خون شهید آفتاب را شرمنده می سازد. (امام خمینی) در اولین روز فروردین سال 1345 روز شکفتن غنچه ها و حیات باغستان ها در خانواده ای کشاورز و مذهبی از پدری مهربان و صمیمی و از مادری باتقوا و پرتلاش نوزادی عزیز چشم به جهن گشود. والدینش به خاطر عشق و علاقه ای که به خاندان نبوت داشتند نامش را محمد کاظم نهادند. آری کاظم یعنی فرو برنده خشم و حقیقتا برازنده چنین نامی بود چرا که در طول زندگی کوتاهش هیچ گاه ناراحت و خشمگین نگردید. چهره معصوم و مظلومش حماسه صبر و پایداری و تفسیر یک انسان متقی بود. این طور که والدینش دوران طفولیتش را تعریف می کنند منزلت حقیقی او را در نزد خدای رحمان بیشتر در می یابیم آن ها می گویند او تا مدت ها طعم تلخ رنج و بیماری ها، درد و گرفتاری رهایش نمی کردند. چند بار تا دم مرگ پیش رفته ولی باز بهبودی برایش پیش آمد و برای عزیزی چون کاظم مرگ در بستر ایده آل نبود چرا که کاظم عاشق شهادت بود و می بایست در ردیف شهدا و صدیقین جایگاه اصلی خود را بیاید و روح پرفتوحش به ملاء اعلی سوق پیدا کند. کاظم دوران ابتدایی را در دبستان شهید فلحزاده (خواجه نصیر سابق) به سرعت پشت سر گذاشت. از همان زمان کودکی با برنامه های مذهبی مانوس گردید وی وارد مرحله راهنمایی شد و در مدرسه امام شروع به درس خواندن کرد. معارفی را کسب کرده بود که او را آرام نمی گذاشت. منطقه جزیره مجنون آخرین انتخاب او بود. او برای لقاء معبودش جزیره را انتخاب کرده بود و با همه سختی ها و مشقاتش چند روز قبل از اعزامش به والدینش گفته بود چون حجم درس ها زیاد است نمی توانم هر هفته به ابرکوه بیایم بعد از اصرار مادرش قبول می کند که هر دو هفته یکبار به ابرکوه بیایند هنوز یک هفته نگذشته بود که شبی به خانه برگشت و این بازگشت بامفهوم ترین بازگشت کاظم بود. وقتی والدینش از او می پرسند که مگر شما نگفتید که حجم درس هایتان زیاد است و این گفته کاظم خیال آن ها را از هر سوالی خالی می کند؛ "پدر عزیز حضور در سنگرهای حیثیت و شرف یک ملت فعلا بر حضور در دانشسرا ارزش بیشتری دارد و احساس می کنم که مادر عزیز باید به جبهه بروم خصوصا که فرمان اخیر امام در این رابطه ..." عقربه ساعت دیواری ساعت 4 را نشان می داد و کاظم در حال خداحافظی بود. کاظم نگاهی پرمعنا به خانواده اش انداخت و حدیث شاهد بودن و حاضر بودن را زیر لب تکرار کرد چرا که کاظم سراپا عشق به جبهه داشت و چون دانشجو بود دانشگاه را انتخاب کرد که از جغرافیای نظری به جغرافیای عملی کربلای حسینی همراه با کاروان راهیان کربلای 2 و حرکتی به جبهه های جنوب و آن هم حضوری فعال در جزیره مجنون پا به پای دیگر رزمندگان مصمم و استوار، قدم در سنگرها نهاد و سند افتخار یک امت را با خون مطهر خویش امضا نمود. او آخرین بار فقط 6 روز در جبهه ماند که در تاریخ 65/2/6 در زیر بمباران وحشی صفتان در جزیره مجنون به لقاء الله شتافت و با آقا و مولایش حسین (ع) محشور گردید. روحش شاد و راهش پر رهرو باد
وصیتنامه شهید
وصیتنامه ی شهید محمکاظم اکرمی
وصیتنامه ی شهید محمکاظم اکرمی شهید محمد کاظم اکرمی وصیت نامه: وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ وصیت نامه اینجانب محمدکاظم اکرمی فرزند علی اکبر متولد 1345 به شماره شناسنامه 5 صادره از از ابرکوه (ابرقو) به این شرح است: در ابتدا باید مذکر شوم که من کوچک تر از آنم که بخواهم برای شما مردم عزیز نصیحتی داشته باشم لذا بنا بر وظیفه ام نکاتی را متذکر می گردم. از آنجایی که هدف اصلی استکبار جهانی نابودی انقلاب عظیم اسلامی می باشد و در دنبال کردن این هدف از طرق مختلفی وارد شده است که یکی از این طرق به راه انداختن جنگ میان دو کشور ایران و عراق است لذا برای خنثی کردن این توطئه باید با قدرت در برابر آن ایستاد و از مهم ترین وظایفی که ما در قبال نابودی توطئه های دشمن داریم ادامه دادن این جنگ تا پیروزی نهایی می باشد. جنگی که تاکنون هزاران فرزند پاک این امت را در کام خود فرو برده است و خسارت های زیادی را بر جای نهاده و خلاصه جنگی که تاکنون مستضعفین جامعه بار آن را بر دوش کشیده اند ما در برابر دفاع از خون این عزیزانی که در این جنگ از دست داده ایم وظیفه داریم که این جنگ را تا پیروزی نهایی ادامه داده و ان شاالله با رسیدن به پیروزی نهایی سنگر دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی هر چه بیشتر محکم تر خواهد شد. از دیگر نکاتی که ما باید به آن توجه داشته باشیم ارج نهادن به نعماتی است که خداوند به ما داده است از جمله این نعمت ها می توان به پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین رهبری امام عزیز اشاره کرد. از آن جهت باید انقلاب اسلامی و همچنین رهبری امام عزیز اشاره کرد. از آن جهت باید انقلاب اسلامی را گرامی دانیم چون این انقلاب بود که جامعه ای را که در منجلاب فساد و تباهی غرق شده بود به خط اسلام و ایثار و شهادت و بقاء کشانید و از این جهت باید قدر این رهبری انقلاب را بدانیم چون که این رهبری انقلاب بود که با رهنمودهای خود انقلاب را در مسیر صحیح هدایت نمود. از دیگر نکاتی که باید به آن توجه داشت دفاع از دستاوردهای گهرباری که به وسیله خون شهیدان عزیز به دست ما رسیده است و باید هر چه محکم تر و مقاوم تر از این دستاوردهای دفاع نمود و در برابر توطئه های مزدوران داخلی فریب خورده است. از نکات دیگر که باید به آن توجه داشت پر کردن سنگرهایی است که منجر به پیروزی و دوام انقلاب اسلامی شده اند، مخصوصا سنگرهای مساجد که با پرکردن این سنگرها هم در تداوم یافتن این انقلاب موثرند و هم در خنثی کردن توطئه ها علیه انقلاب موثر می باشد. در اینجا از پدر و مادرم می خواهم که از اینکه مرا از دست داده اید نگران نباشید چون همانطور که خداوند مرا به شما عطا کرد حالا هم مرا گرفت. نباید نگران باشید و با صبر و تحمل خویش یارای این انقلاب باشید و اگر در دوران زندگی خود عملی از خود سر زده ام که منجر به دلخوری و رنجش خاطر شما شده است مرا حلالم کنید. در اینجا از امت عزیز می خواهم که با ادامه دادن این جنگ تا پیروزی نهایی و فتح کربلا و قدس و مقاومت در قبال این سخن ها مجددا پس از 1400 سال برای بار دیگر به اسلام عزیز عزت و عظمت تازه دهند. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته تاریخ شهادت: 65/2/6 مکان شهادت: جزیره مجنون
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید