سیدمحمد صمدی
زندگینامه شهید
شهید سید محمد صمدی در سال ۱۳4۲ در خانواده ای مذهبی و زحمتکش در یکی از مناطق فقر نشین شهرستان خمین به دنیا آمد. دوران کودکی را در نزد خانواده پرورش یافت و سپس وارد مدرسه شد و تحصیل را تا اخذ دیپلم با موفقیت پشت سر نهاد و همزمان با تحصیل به کار کشاورزی نیز می پرداخت. در سال ۱۳۵۶ در حالی که در دبیرستان تحصیل می کرد با پخش اعلامیه و نوارهای امام خمینی در بین دانش آموزان مبارزه خود را شروع نمود پس از پیروزی انقلاب در سنگر جمهوری اسلامی فعالیت خود را ادامه داد و تا زمان شهادت یکی از یاران با وفای شهید مظلوم بهشتی بود و از او به عنوان یک الگوی ارزنده یاد می نمود. شهید در کنکور سراسری شرکت نمود و در مرکز تربیت معلم شهید موسوی قبول و در رشته دینی و عربی مشغول به تحصیل شد. سال اول تربیت معلم را با موفقیت پشت سر گذاشت ولی شور و اشتیاق به دفاع از انقلاب اسلامی او را به جبهه های نبرد حق علیه باطل کشاند. او چندین بار در جبهه حضور یافت و یک بار نیز زخمی شد و سرانجام در تاریخ 63/12/22 در عملیات بدر در منطقه شرق دجله به درجه رفیع شهادت نائل آمد
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید سیدمحمد صمدی
سیدمحمد صمدی دانشگاه : مرکز تربیت معلم شهید سیدکاظم موسوی کرج مقطع تحصیلی : کارشناسی رشته تحصیلی : دینی و عربی مکان تولد : خمین (مرکزی) تاریخ تولد : 1342/11/20 تاریخ شهادت : 1363/12/22 مکان شهادت : شرق دجله عملیات : بدر زندگی نامه خاطرات وصیت نامه آثار نامه اسناد شهید عکس صوت و فیلم وصیت نامه شهید سیدمحمد صمدی الحمدلله رب العالمین شکر و حمد و سپاس بی پایان بر خداوندی که بر بندگان حقیری عنایت فرمود تا به سبب این عنایت آن ها را از عذاب دردناکش برهاند و با درود و سلام به روان پاک همه انبیاء و بالخصوص محمد مصطفی که آمدند تا بیم از عذاب و بشارت بر رحمت الهی ما را به راه هدایت و صراط مستقیم رهنمون گردانند و با سلام و درود بی پایان بر اولاد اطهارش که همه ما به سبب وجود مقدس و پاک اینان زنده ایم و از عنایت و نعمات الهی بهرمندیم که اگر آن زمین از خلیفه خدا و امام مسلمین خالی شود زمین و اهلش را در خود فرو خواهر برد و با سلام و درود به روان پاک همه شهیدان تاریخ از هابیل که از پی مظلومیت و اقامه عدلش به دست قابیل به شهادت رسید و شهیدانی که بعد از او تا کربلای خونین حسین و از کربلای خونین حسین تا امروز که همه شهیدان از پس اقامه دین خدا و عدل الهی و براندازی ظلم گرانمایه ترین بهره وجود و حیات خود را یعنی جان بر سر پیمان خود می نهند و آن همچنان عاشقانه، همه صالحان که امر خدا را می طلبند و از نهی خدا و رسول رو گردان و سردار و سرور این صالحان در این زمان یعنی خمینی عزیز و بر ادامه دهندگان خط سرخ شهادت و آل رسول و که ایشان در غالب قامت افراشته رزمندگان بیداد ستیر تجلی یافته و در آخر سلام بر آنان که در مصائب و مشکلات و سختی ها استقامت می ورزند و بر این فرموده قرآن گوش جان را فرا داده که می فرماید "الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ" و خدای تعالی بر اینان بشارت جنت و رضوان خویش را می دهد آری اینک پس از این مقدمه کوتاه سخنی از خویش در این آغازین نقطه نگارش بر این صفحه کاغذ بنگارم و آن سخن این است که خدایا همانگونه که تو در قرآنت که بهترین بندگان محمد (ص) نازل فرموده ای چنین فرموده ای که می خواهد شما را ای مومنان دلالت و راهنمایی کمک بر تجارتی که به واسطه آن تجارت از عذاب دردناکم در امان باشید و در عوض بعد از آن معامله بشارتی دهم بر شما بهشتی که در آن بندگان خاص من راه می یابند که باز می فرماید "فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی" و من در اینجا این سخن با تو دارم که مگر قرار نیست که در هر معامله ایی هر کس مال و هستی شخصی و ملکی خویش با مال و هستی طرف مقابل معامله کند تا صدق در این معامله بشمار آید و من این را می گویم که ای خدای من مگر این ارزنده ترین مطاع هستی ما یعنی جان نیز که به ظاهر در مکتب ماست به واقعیت از آن تو نیست بس من چه چیز را بیاورم تا با تو معامله کنم آیا این جان به حقیقت از عنایت و هستی تو نیست که به امانت چند روزی در قید حیات این دنیای دون بر ما سپرده ای و هر آن خواهی و اراده کنی آن را توانی گرفت پس اینجا من کدام کالا را میدان معامله با تو آورم من که از خود چیزی ندارم پس با تو چگونه معامله کنم، آیا این باز عین عنایت و رحمت و احسان تو نیست پس بنده بی قابلی که آنچه را خود سپرده ای به او از او می گیری و در عون آن نعمت عظمای خویش را یعنی لقاء و رضوان و جنت خود بر این بنده می سپاری و عنایت می فرمایی، آری ای خدای من اگر به واقعیت قرار باشد میان من و وجود مقدس و بی پایان تو و رحمت بی شائبه تو معامله ای صورت گیرد، آیا من چیزی جز هستی عصیان و سرکشی و گناه و شرمساری و خجالت دارم که به نزد تو آورم و آیا حقیقت امر چیز جز این است و این را همانا نهایت احسان تو بر این بندگان حقیر و بی مقدار تو می دانیم که چنان نام معامله بر آن نهاده ای که تو منتهای الرحمن الراحمینی و باز چنان با کمال و نهایت معرفت و عظمت فرموده ای "إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ" عظمت این انسان را آن مقدار به او آورده ای که آن به ظاهر لایق معامله کننده با خود دانسته ای و فرموده ای که می خرم از مومنان جان ها و مال هایشان را و در عوض بدان بهشت و جنت را می دهم، خدایا این بنده عصیان گر و حقیر و مسکین اینک در این مقوله کوتاه با تو این سخن را دارم که ای خدای من کجا من لایق این امر بودم و باز این عنایت محض تو بود تو خود می دانستی که من گه گاه در خلوت هنگام سجده به او از ترس سکرات مرگ، لحظات برین و تنگی های گور و عظمت یوم التغابن، یوم الحسرات و یوم الحساب، به تو پناه می آوردم و تو را به عزت و جلال بی منتهایت و به فضل رحمت و به رسول و آل رسولت قسمت می دادم که مرا در آن روز ها و آن لحظات فریادرس باشی که تنها تو فریاد رسی و تنها به تو پناه برد که من لی غیرک پس خدا اینک که به من عنایت فرموده ای به یاری حسین زمانم شتافتم و در جهاد مقدس شریکم کردی و مرا به نور عظیمی از بی نهایت شهادت واصل گردانیدی من باز از همه آن ها به تو پناه می آورم و تو را تنها مظهر رحمت و عنایت و شفاعت مطلق می دانم که هر چه باشد با اذن الله است و اما ای خدای بزرگ تو خود شاهد بودی که من ان شاء الله تنها برای تو و در راه تو و از فضل و عنایت تو گام در این راه مقدس با نهایت آگاهی و اطلاع کامل از عواقب آن نهادم و همواره بر این راه فخر می کنم و تو را بی نهایت سپاسگزارم و از تو عذر می خواهم که توانایی و شکر حتی کوچکترین نعمت تو را ندارم تا چه رسد این نعمت عظیم پس باز به فضل و احسان بی منتهای تو و دامن رحمت تو متوسل هستم باری خدایا تو خود شاهدی، صادق و گواهی راستین بودی به سر این ها تنها خود اراده بر این امر مقدس کردم و همین یک از امور دست و پا گیر دنیایی در این را مستوجب این عمل نگردید تنها و تنها از ترس تو و برای تو و در راه تو ان شاء الله و از اینجا این را می گویم که راضی نیستم از دست کسی که چیزی جز این را برای من بیان کند و پناه می برم بر تو از شر شیطان رجیم از این که خود نیز چیزی جز آن مد نظر داشته باشم و اما سخن دیگرم این که همان ای عزیزان من ای نزدیکان من پدر، مادر، برادر، خواهر، دوستان، آشنایان محترم، اقوام، بزرگان، استادان و همه کسانی که به نحوی با آن ها در رابطه بودم بدانید و هشیار باشید که هر روزی که از عمر شما می گذرد به فرموده علی (ع) گامی است که به سوی مرگ بر می دارید و بدانید هنگامی که فریاد لااله الا الله از گوشه ای طنین می افکند و حکایت از بردن جسدی به گورستان را دارد، ناقوسی است که به صد در می آید تا که گوش جانمان را به نجوا وا دارد که همان بیدار باشید که روزی مرگ شما را در خواهد برد که شاعر گفت: گرگ اجل بین که دمارم از این گله می برد / وین گله نگه که چه آسوده می برد و می گویم نه گرگ اجل که ملکه بشارت دهنده مرگ را بین که دمارم از این خیل می برد وین مردمان بین که چه آسوده می چرخند، آری مبادا بر شما که به یاد مرگ نباشید، و اما سخن دیگرم این که من این مسئله را غلط می دانم که بر شهید نباید گریست. خیر بر شهید باید گریه کنید چرا که گریه بر شهیدان نیز خود هم اجر فراوان دارد و شهیدپرور و شهید آفرین است و هم سرکوب کننده دشمنان دین ولی این را نیز بر باز ماندگانم می گویم که مبادا بر شما از حد گذرانیدن گریه و مبادا که خدای ناکرده بر این مصیبت ها صبرپیشه نکنید که همانا اجر شما پایمال خواهد شد و مرا و شهیدان دیگر را نیز خواهد آزد و من بر آن راضی نیستم و این را نیز بگویم که خدای ناکرده فخر بر بنده ای از بندگان خدا چه خوب و چه بد مفروشید که این عین ذلالت و بی اجری است که شما اندکی از وظیفه خود را نسبت به انقلاب و اسلام و رهبری انجام داده اید وظیفه دیگر شما همان صبر جمیل است که مورد عنایت اجر جزیل خداوندی قرار گیرد و دیگر کلام آن که بر شما باد بر عمل بدین آیه مبارکه قرآن کریم "أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ" که اینک در غیاب وجود مقدس مهدی موعود اولی الامر زمانه شما ذریه پاک حسین (ع) امام خمینی عزیز است بدانید مردم که این نعمت عظمای الهی است و سپاس گویید این نعمت را تا بر شما مادام سایه گستر باشد و اطاعت او (خمینی) که "لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ" و بدانید آنچه او می فرماید همانا با واسطه همان فرمایش خدای تعالی است و هرگز کام از کامش برنخواهد خواست مگر امر خدا بیان کند و نهی خدا را نهی بدانید. ای مردم که در فردای محشر از شما سوال خواهد شد که با این فرزند رسول الله چه کردید و آیا جواب هل من ناصر ینصرنی حسین را که در آن روز از حلقوم این پیر مقدس بیرون می آمد جواب لبیک و اجابت را دید یا نه همان گونه که در زیارت عاشورا می خوانیم "یا ابا عبدالله لیتنی کنت معکم"، ای کاش می بودم در آن صحرای سوزان کربلا و تو را یاری می دادم، که اینک همان خمینی نوا را دارد و ما نیز باید یاریش کنیم پس هان ای مردم بر شما باد به شکر این نعمت عظمای الهی یعنی (خمینی) و اما کلام دیگر این که ای مردم خمین هوشیار و آگاه باشید و بشناسید خادمان به خود را، آنان که سراپای وجودشان جامه ایثار و گذشت و فعالیت برای انقلاب، اسلام و امام و شماست و خائنان به خود را، آنان که سراپای وجود و همشان همانا یافتن فرصتی برای رسیدن به مسندی و چپاول اموال شما محرومان و درماندگان است. و روحانیون خمین بدانید که اینک سخت مورد آزمایش خداوند قرار گرفته اند و از ذره ذره این امکانات وسیعی که در اختیارشان است از لحظه لحظه این موقعیت که در آن واقع شده اند از آنان سوال خواهد شد و مبادا کاری کنند که جوابی در فردای قیامت نداشته باشد. اینک شما باید به الگویتان امام عزیز تانی کنید که او چگونه تمامی خویش را در همه مسائل تنها با امر خدا تصدیق داده است و این سخن من بود به تمام کسانی که با این حقیر به نحوی در ارتباط بوده اند به خصوص دوستان و استادان من در هر کجا و هر کس دیگر کلام آن که بر شما باد بر عمل بدین آیه مبارکه قرآن کریم که "أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ" که اینک در غیاب وجود مقدس مهدی موعود (عج) اولى الامر زمانه ی شما ذریه پاک حسین (ع)، امام خمینی (ره) عزیز است. بدانید که این نعمت عظمای الهی است و سپاس گویید این نعمت را تا بر شما مادام سایه گستر باشد. همان گونه که در زیارت عاشورا می خوانیم "یا ابا عبدالله لیتنی کنت معکم"، ای کاش می بودم در آن صحرای سوزان کربلا و تو را یاری می دادم، اینک خمینی همان نوا را دارد و ما نیز باید یاریش کنیم پس بشناسید خادمان به خود را، آنان که سراپای وجودشان جامه ایثار و گذشت و فعالیت برای انقلاب اسلامی و امام و شماست و خائنان به خود را، آنان که سراپای وجود و همشان همانا یافتن فرصتی برای رسیدن به مسندی و چپاول اموال شما محرومان و درماندگان است. و اما مسائل عبادی من من مقداری روزه و نماز بدهکارم و در نزد خدای تعالی شرمنده امیدورام او از حقش از من بگذرد. دقیقا نمی دانم که چقد باشد ولی احتمالا دو ماه روزه است یا شاید کمتر و مقداری هم نماز که از ماه شاید تجاوز کند روی هم رفته شما با دادن مقداری از اموال شخصی من که ظاهرا از آن من است و بعد در ذیل همین وصیت نامه بیان خواهم کرد و آن ها را مدیون پدرم می باشم. کسی را اجیر نمایید تا این کار را انجام دهد ان شاء الله. و اما از اموال دنیا یک موتور هوندا 125 یک یخچال، تلویزیون، اجاق گاز و کسپول و رادیوی دستی کوچک و تعدادی کتاب و تعدادی لباس و یک عدد دوربین عکاسی دارم که پس دادن مزد کسی که اجیر می شود برای انجام اعمال عبادی من و همچنین دادن مبلغ 12610 تومان (دوازده هزار و ششصد و ده تومان) می باشد که به تربیت معلم اراک بدهکارم. اگر که گرفتند آن را بدهید و مابقی را نیز هر طور خود می دانید عمل کنید در این عمل اولی پدر و مادرم می باشند والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته به امید پیروزی اسلام و مسلمین بر کفر جهانی. نام نام خانوادگی نشانی پست الکترونیکی متن
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید