رضا هوشیار
شهید

رضا هوشیار

نام پدر: حسین
دانشگاه: مرکز تربیت معلم ساوه
مقطع: کاردانی
رشته:
تولد: ساوه
تاریخ تولد:
تاریخ شهادت: 1365/10/19
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات:
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

زندگینامه ثبت نشده است.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید رضا هوشیار
تاریخ: 1365/09/30

وصیت نامه شهید رضا هوشیار تاریخ : 1365/09/30 " إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ * آنان که به دین اسلام گرویدند و از وطن خود هجرت نموده و در راه خدا جهاد کردند اینان امیدوار و منتظر رحمت خدا باشند که خدا بر آن ها بخشاینده و مهربان است ( آیه 218 سوره بقره )" بسمه تعالی السلام علیک یا عبدالله الحسین (ع) شهادت برای ما آخرین تکامل است که با روی باز به سویش شتافته و خود را تسلیم آن نموده ایم. اینجانب رضا هوشیار دارای شماره شناسنامه 1308 در تاریخ 13/8/65 به امید قبول شدن در درگاه حق تعالی و به حکم وظیفه شرعی و انسانی وصیت خود را با درود و سلام بر یگانه منجی عالم بشریت و نائب بر حقش رهبر کبیر انقلاب اسلامی جهان امام خمینی آغاز می کنم. پدر و مادر عزیزم، ما چه کشته بشویم و چه بکشیم پیروز هستیم شهادت چون میوه ای است که نمی توان آن را کال از درخت چید. شهادت آگاهی است که برای وصول به این آگاهی باید سرمایه گذاری عظیمی کرد. باید خدا و قرآن را شناخت و با پوست و گوشت خود آن را لمس کرد و یا به عبارت دیگر از مرحله ایمان و جهاد گذشت و تا مرز شهادت رسید. پدر و مادر مهربانم این وصیت نامه من پیش از شهادت است. قبل از این که شهادت نصیبم شود من شروع کردم و امیدوارم به یک پیروزی کامل برای خدا و اسلام و قرآن جان بی ارزشم را به آفریننده خودت تسلیم نمایم. امیدوارم که برای شما فرزندی نیکو و صلیح بوده باشم و از شما می خواهم بعد از شهادتم هیچگونه ناراحتی به خود راه ندهید و بگویید که رضا شهید شده و من امانتی بودم از طرف خداوند پیش شما و او گرفت زیرا به آرزوی خودم رسیدم و امیدوارم برادران و دیگر همرزمانم بتوانند با بیداری از این کشور اسلامی دفاع کنند شما را به نماز و دوری از گناه دعوت می کنم و پیام مرا به عنوان یک برادر به شما توصیه می کنم که به خدا قسم این امام را تنها نگذارید و تو ای پدر و مادر عزیزم هر موقع که به یادم افتادید یا سر قبرم آمدید و یا خواستید گریه کنید برای طفل شش ماه حسین (ع) گریه کنید که آن طفل آن روز مورد هدف تیر دشمن اسلام قرار گرفت و ما پیرو همان مکتب هستیم. و شما ای برادر و خواهر عزیز نماز را اول وقت بخوانید و برایم سیاه نپوشید و برایم گریه نکنید و پیرو خط امام باشید و پدر و مادرم برای من چهل و سالگرد نگیرید چون اگر چهلم و سالگرد بگیرید دشمن خوشحال می شود. و شما ای جوانان مبادا در غفلت بمیرید که علی در محراب عبادت شهید شد و مبادا در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین در راه حسین (ع) و با هدف شهید شد و نکند در رختخواب ذلت بمیرید که امام حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد. ای مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمی توانید جواب زینب را بدهید که تحمل 72 شهید را نمود. پدر و مادرم امیدوارم که مرا حلال کنید و برایم از تمام دوستان وآشنایان حلالیت بطلبید بالاخص از همکلاسی ها که زیاد با آن ها سر و کار داشتیم و امیدوارم که هر چند بدی از من دیدند به بزرگی و خوبی های خودشان بخشند. والسلام، به امید پیروزی خون بر شمشیر، دیدارها در بهشت تازه می گردد. 65/9/30

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.