علی اکبر اکراد چگینی
زندگینامه شهید
زندگی نامه علی اکبر اکراد چگینی روز اول مهرماه سال 1343 در بوئین زهرا در استان قزوین به دنیا آمد. دوران تحصیلی ابتدایی تا پایان متوسطه را در شهر بوئین زهرا سپری کرد و سپس با شرکت در آزمون سراسری دانشجوی دانشکده ی تربیت معلم شد. ضمن گذراندن دوره ی کاردانی دانشکده به شغل معلمی روی آورد و به تربیت نسل آینده ی انقلاب پرداخت. علی اکبر که هنگام جنگ تحمیلی و اعزام به جبهه های حق علیه باطل پدر بزرگوارش را از دست داده بود، با احساس تکلیفی که بر دوش داشت به ندای هل من ناصر ینصرنی امام بزرگوار لبیک گفته و روز سی ام مهرماه سال 1365 همراه با نیروهای بسیج مستضعفین عازم جبهه ها شد. او سرانجام در چهارمین روز دی ماه سال 1365 در عملیات ظفرمند کربلای 4 در منطقه ام الرصاص بدن مطهرش آماج کین دشمنان اسلام قرار گرفته و به شهادت رسید.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه ی شهید علی اکبر اکراد چگینی
وصیت نامه ی شهید علی اکبر اکراد چگینی وصیت نامه ی شهید علی اکبر اکراد چگینی در دانشگاه جبهه ها، همه ی دانشجویانش عاشقند! حمد و سپاس خدایی را که قادر متعال است و حی وعلیم و حکیم در آفرینندگی، و در بخشندگی همتایی ندارد.حیات همه موجودات عالم از بزرگترین تا کوچکترین آنها وابسته به اوست و نیستی آنها نیز در قدرت لایزال او. خدایا تو مولای من تویی سرور و سالار من، تویی نیرو دهنده و گیرنده در تواناییم. خدایا هر آنچه در هستی هست تویی و چیزی جز وجود مقدس تو در جهان هستی وجود ندارد. هرچه هست تویی، ای معبود من، تو از هر عیب و نقصی پاک ومنزهی و از هر لغزش و اشتباهی مبرایی، پس بار خدایا مرا به درگاهت بپذیر، چراکه من هم جلوه ایی از تو هستم اگرچه معصیت کارم و روسیاه. اگرچه خدایا هشدارم دادی که مبادا پیرو هوا و هوس های شیطانی باشم ولی پیروی کردم وشیطان فریبم داد و روح پاک و منزهم در زیر گناه ها و معصیت ها همچون دوده ای که بر روی سفیدی بنشیند و سفیدی آن را بپوشاند پوشانده مانده و همچون زندانی در قفس خواهش های مادی و نفسانی زندانی شد. خدایا حال به درگاهت استغفار می کنم "استغفرالله ربی و اتوب الیه". از کارهای زشتی که در گذشته کردم و به نفس خود ستم کردم پشیمانم " معتذرا نادما منکسرا مستغیلا". خدایا! علی (علیه السلام) با آن شکوه عظمت و پاکی زاهد شب بود و همچون شیر در روز می خروشید و به درگاهت استغفار و طلب عفو و بخشش می کرد. چه رسد به من که بنده ی گناهکار و معصیت کار توام، من که روی سیاه و شرمنده ام. خدایا ببخش مرا می دانم تو رحمان و رحیمی، ولی خودم خجالت می کشم و خیال می کنم که به خاطر سنگینی گناه و معصیتم و..... پروردگارا من جز تو کسی را ندارم ای غیاث المستغیثین، تو را به حق فاطمه زهرا (سلام الله علیها) تو را به حق سیدالشهدا (علیه السلام) قسمت می دهم که گناهانم را بیامرز. و اما چند کلمه ای هم با مادر عزیز و مهربانم مادر مهربانم می دانم که من جگرگوشه ی تو بو دم و بالاتر پاره قلبت بودم و تنها فرزند ذکورت بودم. ولی از تو جدا گردیدم و راهی دانشگاه عشق شدم، دانشگاهی که تمام دانشجویانش عاشق و تحصیل شان تقوی و ایمان و کلاس هایشان بیابان ها و کوه ها و سنگرهاست. قلمشان علم و کاغذشان تربت زمین های غرب و جنوب است و مدرک تحصیلی در این دانشگاه هم شهادت فی سبیل الله است. امید دارم اگر لیاقت داشته باشم این مدرک نصیب این بنده یعاصی نیز بشود. مادر عزیز، در فراق من ناراحت و نگران نباش. صبوری و شکیبایی پیشه کن و اگر ناراحت و غمناک شدی از حال زینب (سلام الله علیها) یاد کن که چه جورها و شکنجه ها و ناراحتی ها کشید. مادر عزیزم! نمی گویم گریه نکن ولی از یاد نبر که امام حسین (علیه السلام) را با لب تشنه سرش را از تن جدا کردند، به دختر ناز دانه اش سیلی زدند، خیمه هایش را آتش زدند، خانواده اش را به اسارت بردند و چه جنایت ها که یزیدیان نکردند. اگر خواستی در فراق من گریه کنی، برای مظلومیت امام حسین (علیه السلام) و تمامی ائمه اطهار گریه کن چرا که همه ی آنها مظلومانه و غریبانه به شهادت رسیدند. مادر مهربانم نسبت به انقلاب و اسلام و امام ثابت قدم باش و همیشه مشغول عبادت خداوند بخشنده و مهربان باش. مبادا در دلت لغزش و خطا باشد چرا که من این راه را آگاهانه انتخاب کردم. خواهر مهربان تو نیز همچون دیگر خواهران محجوب در حفظ حجاب کوشا باش تقوی را پیشه خود کن و صبور و مقاوم باش. اما در آخر نکته ایی هم به دانش آموزان عزیز، این امیدان آینده ی انقلاب اسلامی متذکر می شوم. عزیزان اگر چه حقیر نتوانستم در حضور شما باشم چرا که مسئله ی جنگ وجهاد مهمتر بوده، لذا از شما می خواهم در سنگر مدارس و کلاس مشغول تحصیل علم همراه با ایمان باشید و سعی کنید از راه علم به یقین برسید و گوش به گفته های معلمان و دبیران دلسوز و علاقه مند بدهید چرا که آنها مشفق و دلسوز شما هستند و امیدوارم که معلمین و دبیران گرامی و عزیز، سنگر دار و خدمتگزار بچه های عموم ملت مظلوم و مسلمان باشند. در آخر از همه ی کسانی که حقی بر گردن من دارند طلب حلالیت و بخشش می نمایم. والسلام و علیکم و رحمه الله و برکاته
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید