محمدحسین فیض آبادی
زندگینامه شهید
شهید محمد حسن فیض آبادی در روز 25 خرداد 1345 در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود. دوران کودکی را در دامان پر مهر خانواده سپری کرد و در سن 6 سالگی وارد دبستان شد او در دوران ابتدایی شاگرد ممتاز بود. پس از به پایان رساندن دوره ابتدایی برای ادامه تحصیل وارد مدرسه شد و با گذراندن دوره راهنمایی وارد دبیرستان امام خمینی گردید و پس از فراغت از تحصیل در رشته ی آموزش ابتدایی وارد مرکز تربیت معلم شهید منتظری لارستان شد. بعد از یکسال به کلاس رفتن چون به جبهه رفتن را بر خود فرض می دانست درس را رها نمود و پا به صحنه نبرد گذاشت. بعد از سه ماه اقامت در جبهه در حمله پیروزمند الی بیت المقدس شرکت نمود و همگام با دیگر همرزمانش حماسه آفرید و آزادی خرمشهر را به ارمغان آورد. او بعد از این عملیات به خانه برگشت و بعد از چندی دوباره عازم جبهه گردید و این بار در عملیات محرم همراه دیگر سلحشوران حماسه ای دیگر آفرید و خصم زبون را به ذلت کشاندند. بعد از بازگشت از جبهه برای بار سوم به ندای امام لبیک گفت به صحنه پیکار قدم نهاد اما این بار که برای عملیات والفجر 1 خود را آماده کرد. بعد از این او برای آموزش و به تیپ المهدی انتقال می یابد و بعد از آموزش، شرکت در عملیات والفجر 1 را به دست آورده بود و پیروزمندانه به سنگر کلاس و درس باز می گردد و اما روح او را چیزی بجز بودن در جبهه و نبرد در راه خدا آرامش نمی بخشید و این بود که سرانجام برای چهارمین بار به سوی جبهه او می کند و بعد از دیدن تخصص های لازم نظامی از منطقه آموزشی یک راست به دیار خون بار خوزستان شتافت و در عملیات ظفرمند و غرور آفرین والفجر هشت شرکت نمود و در تاریخ 64/11/21 در فاو سرافرازانه به معبودش پیوست.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محمدحسین فیض آبادی
وصیت نامه شهید محمدحسین فیض آبادی "بسم الله الرحمن الرحیم" « وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاءٌ وَلَکِنْ لَا تَشْعُرُونَ» کسانی که در راه خداوند کشته می شوند، مرده نپندارید بلکه زنده هستند و لیکن همه شما نمی دانید.(سوره بقره آیه 154) با سلام و درود برنبی خاتم(ص) و با سلام و درود بر سرور آزاد مردان امام حسین(ع) و با سلام و درود بر منجی عالم بشریت امام زمان(عج) و با سلام و درود بر نائب بر حق آن خمینی روح الله و با سلام و درود خالصانه به روان پر فتوح و طیبه شهدای راه حق و آزادی. ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد. امام خمینی «انا لله وانا الیه راجعون» همه ما از خداوندیم و بازگشت همه ما بسوی اوست. ای پدر و مادر این امانتی است که خداوند چند روزی بدست شما سپرده و خواهی نخواهی باید آن را به صاحبش تحویل دهید و خداوند هم روح را تحویل می گیرد و جسم باید نابود گردد هرکجا که می خواهد باشد لزومی ندارد که حتماً زیر خاک باشد. شما پدران و مادران باید خوشحال از این باشید که توانسته اید امانت را صحیح و سالم به صاحب اصلیش تقدیم کنید و این منتی است که خداوند بر شما نهاده و لطفش را شامل حالتان کرده تا سرافراز و سربلند زندگی کنید و در فردای قیامت هم در پیش فاطمه زهرا(ع) وزینب کبری(ع) شرمنده نباشید. پروردگارا تو می دانی که جز یاری کردن دین تو و دفاع از حیثیت و آبروی اسلام و خون شهیدان هدف دیگری ندارم تو خودت ما را یاری و هدایت کن و به بازماندگان ما صبری عطا فرما تا بتوانند ادامه دهنده راهم باشند. ای پدران و مادران و مربیان عزیز از شما تقاضامندم آن طوری که هدف انبیاء و ائمه اطهار(ع) بوده به تعلیم و تربیت فرزندان خود بپردازید بسا در این راه مسئولیت سنگین و خطیری برگردن شما نهاده شده است شاید در هیچ زمان دیگری چنین موقعیتی برای شما حاصل نشود قدر این موقعیت را بدانید که خداوند نظر لطفی کرده و چنین رهبری را برای هدایت و راهنمائی شما آفریده قدرش را بدانید و گوش به فرامین و مطیع اوامرش باشید که راه او ادامه راه امام حسین(ع) وهدفش هدف انبیاء است. در پایان از تمامی افرادی که به نحوی حتی برگردن من دارند می خواهم که مرا حلال کنند و از دوستان هم می خواهم تا برایم حلال بودی بطلبند. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی(عج) کنار مهدی خمینی را نگهدار
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید