داریوش اژدهاکش
شهید

داریوش اژدهاکش

نام پدر: خزعلی
دانشگاه: دانشگاه شیراز
مقطع: دکترا
رشته: پزشکی
تولد: روستای بوشیگان دیلمی-کازرون
تاریخ تولد: 1341/07/01
تاریخ شهادت: 1363/12/16
محل شهادت: سرپل ذهاب — سرپل ذهاب
عملیات:
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

داریوش اژدهاکش در یکم مهر سال 1341 در خانواده ای مذهبی در روستای بوشیگان دیلمی واقع در حومه غربی شهرستان کازرون پا به عرصه وجود گذاشت. ایشان دومین فرزند خانواده بود که در 6 سالگی راهی مدرسه شد و دوره ابتدائی را با موفقیت در دبستان عشایری اژهاکش در روستای خود به پایان رسانده و سپس برای ادامه تحصیل وارد دبیرستان شد و در سال 60 موفق به اخذ دیپلم در رشته علوم تجربی گردید در دوران تحصیل همیشه از شاگردان ممتاز به شمار می رفت و مربیان از اخلاق و رفتارش کمال رضایت را داشتند. وی در سال 61 به خدمت مقدس سربازی اعزام و مدت 3 ماه از خدمت خود را در منطقه جبهه کردستان به سر برده بود که بخاطر شیهد شدن برادر بزرگتر از خودش (شهید حسین اژدهاکش) جهت آسایش فکر پدر و مادرش او را جهت انجام باقیمانده خدمتش به کازرون انتقال دادند و در این شهرستان خدمت سربازی خود را به پایان رساند و بعد از آن بخاطر هوش سرشار او استعداد فوق العاده ای که داشت، در چند رشته کنکور دانشگاه شرکت کرده و در رشته مورد نظرش موفق گردید در کنکور اعزام بخارج نیز موفق شده بود اما برای آرامش فکری پدر و مادرش رفتن بخارج را صلاح ندانسته و در تاریخ 2/10/63 در دانشگاه شیراز ثبت نام می کند اما بعلت اینکه مدت زمانی به افتتاح کلاس ها مانده بود وقت را غنیمت شمرده عازم جبهه حق علیه باطل می شود در جبهه های جنوب و غرب با پذیرفتن مسئولیت رانندگی یک دستگاه آمبولانس جهت خدمت به مصدومین و مجروحین انقلاب و جنگ تحمیلی به تلاش و کوشش خود ادامه می دهد و مدتی در اهواز و آبادان و بعد به منطقه سومار در گیلان غرب منتقل می شود با وجود اینکه برادری شجاع و سلحشور تقدیم انقلاب کرده بود اما خود را پیوسته مدیون انقلاب می دانست و سعی داشت که دین خود را به انقلاب ادا نماید. وی فردی مؤمن و حق جوی و اهل منطق بود هیچ گاه که از یاد خدا غافل نبود به اندازه ای متواضع و فروتن بود که شاید خیلی ها بر آن حسادتشان می شد به پیرمردان و پیرزنان احترامی خاص قائل می شد کودکان را بی نهایت دوست می داشت و همواره می گفت: «با خدای خود عهد بسته ام که راه سرور شهیدان سید الشهداء و راهرو برادر شهیدم حسین را ادامه دهم و شیفته سپاه و بسیج هستم و تا آخرین حد توانایی برای خدمت به اسلام و انقلاب اسلامی در تمام زمینه ها از هیچ کوششی فروگذار نخواهم کرد.» ایشان در تبلیغات اسلامی سهم بسزائی داشت و همواره در دعاها و نماز جماعت حاضر می شد. او یکی از اعضای فعال پایگاه مقاومت شهید حسین اژدهاکش بود. پس از مدت ها فعالیت به آرزوی خود رسید و در تاریخ 63/12/16 در سر پل ذهاب- پادگان ابوذر هنگامی که برای نجات مجروحان جنگی جانفشانی می کرده با بمباران هوائی این سرباز رشید و فداکار اسلام به درجه رفیع شهادت نائل و به لقاء الله می پیوندد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید داریوش اژدهاکش

وصیت نامه شهید داریوش اژدهاکش "بسمه تعالی" به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام بر پیامبران خدا از حضرت آدم تا حضرت محمد(ص) و ائمه اطهار و بندگان خاص خداوند و سلام بر مهدی موعود(عج) منجی و نائب بر حقش و درود بر تمامی شهیدان اسلام و انقلاب اسلامی به خصوص سیدالشهداء حضرت اما حسین(ع) که چگونه مردن را به ما آموخت و با سلام به خانواده های معظم شهدا و مفقودین و اسراء و هم چنین با سلام به تمامی دوستان و آشنایان و پدرومادر عزیزم و خواهران و برادرانم اینجانب داریوش اژدهاکش با توجه به این که در منطقه ی عملیاتی به سر می برم و احتمال دارد همان طوری که خداوند توفیق آمدن به جبهه را نصیبم کرده، توفیق شهادت در راه حق را نیز نصیبم نماید بنابراین به عنوان وصیت نامه عباراتی چند را می نگارم. اینجانب بسیار خوشحال هستم که توانستم به ندای «هل من ناصر ینصرنی» حسین زمان را پاسخ گفته و خداوند این توفیق را عنایت فرمود که بتوانم به جبهه بیایم. از پدر و مادر گرامیم می خواهم که زینب وار صبر پیشه کنند و هم چنین من را ببخشند و حلال کید شما خیلی خیلی برای من زحمت کشیدید و من از حضور شما شرمنده ام که نتوانستم ذره ای از زحمات شما را جبران کنم. امّا سخنی با دوستان و جوانان و همکلاسی هایم در دانشگاه - ای برادران سعی کنید تقوی پیشه کنید و از جهاد با نفس خود و از جهاد در راه خدا غافل نباشید و همواره به یاد خدا باشید و به خدا توکل کنید . "فان الجهاد من ابواب الجنه فتحه الله الخاصه اولیاته " جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند این در برای اولیاء ویژه خویش باز کرده است. همه ی ما در مرحله ی امتحان هستیم، ای برادران مبادا در غفلت بمیرید که مولایمان علی(ع) در محراب عبادت شهید شدند و مبادا در حال بی تفاوتی بمیرید چرا که شما ملت ایران دیگر آگاه شدید. همواره با نفس خود مبارزه کنید که " اَفضَلَ الناس مَن جاهَدَ هَواهُ و اَقوی الناسِ مَن غَلَبَ هَواه " بهترین مردم کسی است که با هوای نفس مبارزه کند و نیرومندترین آن ها کسی است که بر آن پیروز شود در ضمن سخنی با خواهران: ای خواهران عزیز همواره در سنگر حجاب دوشادوش برادرانتان و به رهبری امام عزیزمان با آثار فرهنگی، سیاسی ابر قدرت های شیطانی مبارزه کنید و همواره در صحنه باشید که دشمن را بلرزانید امّا اگر من شهید شدم آرامگاهم همانا در کنار آرمگاه برادر شهید و عزیزم حسین خواهد بود و از پدر و مادر عزیزم خواهانم هنگامی رزمندگان کربلا را فتح نمودند مؤذنی زیبا کلام این خبر را بر سر قبر من به من برساند که من خیلی مشتاق زیارت کربلا بودم. در ضمن پدر جان اگر توانستید دیه آن پسر دشت ارژنی را بدهید و همچنین مبلغی 200 تومان به رحیم اژدری و به نظرم مقداری به علی بیک فرزند فلک بدهکارم که امیدوارم که بدهی ام را ادا کنید. در آخر از همه ی دوستان و قومان و خویشان و کلیه کسانی که حقی بر گردن من دارند طلب حلالیت می کنم اگر چنان چه از نظر مادی دارائی هم داشتم مقداری به صلاح پدرم صرف مسجد و سایر معنویات برای جوانان ده مان بشود. والسلام .

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.