اسماعیل امام زاده ای
شهید

اسماعیل امام زاده ای

نام پدر: حاج بابا
دانشگاه: دانشگاه شیراز
مقطع: ------------------
رشته: علوم گیاهی
تولد: جهرم
تاریخ تولد: 1342/06/17
تاریخ شهادت: 1362/12/24
محل شهادت: طلائیه — طلائیه
عملیات:
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید اسماعیل امامزاده ای در روز هفدهم شهریور ماه سال 1342 در شهرستان مذهبی جهرم پا به عرصه حیات گذاشت، وی در محیط گرم مذهبی خانواده پرورش یافت، از همان کودکی مؤدب و خوش برخورد بود و در سن 6 سالگی جهت تحصیل وارد دبستان شاپور سابق گردید پس از دو سال به دبستان فرهنگیان منتقل شد و دوران دبستان را با موفقیت گذراند و در شروع دوره راهنمایی یعنی در سن 11 سالگی پدرش را از دست داد و مسئولیت مهم اداره خانواده همراه با برادرش به عهده گرفت و همزمان جهت ادامه تحصیل دوره راهنمائی به مدرسه فارابی رفته و با موفقیت این سه سال را طی کرد، شهید در حین ادامه تحصیل مشکلات خانواده را رسیدگی می کرد و علاقه زیادی به برادران و خواهرانش داشت، به هنگام اوج گیری انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی یکی از فعال ترین برادران شهرمان بود، لذا به طور مخفیانه اطلاعیه ها و نوارهای سخنرانی امام را در دسترس مردم قرار می داد و همیشه خود را وقف امت می دانست و انقلاب را به خوبی درک کرده بود و در راهپیمائی های علیه رژیم به طور فعال شرکت داشت و دیگران را تشویق به مخالفت با آن خاندان کثیف می نمود و از هیچ افشاگری و کوشش دریغ نمی نمود تا اینکه به فضل و یاری الله انقلاب اسلامی ایران به رهبری زعیم عالی قدر امام امت به پیروزی رسید. پس از پیروزی انقلاب جهت تحکیم اهداف انقلاب و لبیک به پیام امام امت در زمینه تشکیل بسیج شهید امامزاده ای از اولین کسانی بود که در تشکیل این نهاد مردمی کوشش بسیار کرد. پس از آن هیچ گاه از بسیج غافل نبود و سرپرستی چند گروه را بعهده گرفت و ضمن آموزش های رزمی و تسلیحاتی موارد عقیدتی و سیاسی را نیز به آنها می آموخت شب ها را به پاسداری از حریم شهرمان می پرداخت و به گشت زنی و مواظبت مشغول بود، دوره دبیرستان شهید مواجه بود با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و همچنین توطئه های دشمنان داخلی و خارجی، شاید در این دوره شهید از فعال ترین برادران بسیج بود زیرا انقلاب را بخوبی درک کرده بود و پاسداری از آن را یک وظیفه شرعی می دانست و در همه جا افشاگر توطئه های ضد انقلاب و دشمنان اسلام بود، خصوصا در جریان اعمال منافقانه بنی صدر خائن و جریان 14 اسفند تهران. دوره دبیرستان را با وجود شرکت فعال در جبهه ها با موفقیت در رشته علوم تجربی و با معدل عالی به اتمام رسانید، شهید برای مدتی عضو ذخیره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جهرم بود سپس در تاریخ 62/7/9 به عضویت رسمی این نهاد الهی درآمد و در قسمت های تبلیغات و بسیج فعال بود، ناگفته نماند شهید به سبب اخلاصی که داشتند هیچ گاه لباس سپاه بر تن نکردند. حتی بیشتر دوستان وی نمی دانستند که ایشان عضو سپاه می باشند ایشان یکی از کسانی بود که با برپایی مجالس دعای کمیل و توسل زیارت عاشورا مردم را دعوت به انقلاب می کردند و به مردم شور و حال می دانند در مراسم بزرگداشت شهدا شرکت می جست و با خواندن نوحه های سوزناک یاد آن عزیزان را گرامی می داشت و به خانواده های شهدا و رزمندگان و جانبازان سر می زد و همواره خود را خادم آنها می دانست، به هنگام تشکیل سازمان تبلیغات اسلامی یکی از فعال ترین برادران بود و همکاری های لازم بین سازمان تبلیغات سپاه را فراهم می کرد، شهید برای مدت 4 ماه در سپاه پاسداران بخش سیمکان فعالیت داشت و سپس در روابط عمومی سپاه جهرم به عنوان مسئول کتابخانه و مسئول مراسم دعای کمیل و توسل بودند، برای مدتی در اوایل، پاسدار منزل حجه الاسلام آیت الهی امام جمعه محترم شهر بودند، شهید پس از گذراندن کلید این مسائل تصمیم به ادامه گرفت و به این نتیجه رسید که انقلاب اسلامی ایران در آینده احتیاج به افراد متخصص مکتبی دارد لذا در آزمون سراسری شرکت کرد و در رشته علوم گیاهی دانشگاه شیراز قبول شد، وقتی قبولی ایشان را تبریک گفتیم سرشان را پائین انداختند و با حالت غم زده ای گفتند دوستان من در قطعه شهدا خوابیده اند و در دانشگاه مهدی قبول شده اند، شما قبولی مرا تبریک می گوئید؟ او عشق فراوانی به شهادت داشت و مرتب از شهید و شهادت سخن می گفت و اظهار می داشت من لایق شهادت نیستم، همچنین علاقه عجیبی به امام امت داشتند و بسیار مایل به دیدار ایشان بودند که متاسفانه موفق نشدند با امام خویش دیدار داشته باشند، شهید امام زاده ای یکی از عاشقان پاکباخت امام زمان(عج) بودند و در دعاهای توسل و غیره مرتبا به ایشان و فاطمه زهرا سلام الله علیها متوسل می شدند و با صوت زیبا و صدای دلنشینی که داشتند مجلس را روحانی و با صفا می کردند، ایشان به قرآن و ادعیه علاقه خاصی داشتند و هر 45 روز یکبار قرآن را دوره می کردند و بعد از هر نماز قرآن و دعا را با صدای بلند و زیبا قرائت می کردند، در منزل نسبت به برادران و خواهران کوچکتر خود مهربان و رئوف و همچون معلمی دلسوز و سرپرستی با محبت و نسبت به برادر بزرگتر خود با تواضع رفتار می نمودند. در سختی ها و مشکلات با نصیحت های خود دیگران را یاری می کردند، برادر شهید اسماعیل امام زاده ای دارای اخلاقی نیکو و رفتاری مؤدبانه، با وقار و متین بودند. در برخوردهای اجتماعی همواره خود را کوچکتر از دیگران می پنداشتند و از تواضع و خشوع بی نظیر برخوردار بودند، اکثر رفتارشان را بر طبق احادیث و آیات قرآنی انجام می دادند و هر گاه می خواستند دیگری را قانع کنند از آیات قرآن مجید و احادیث ائمه استفاده می کردند. در نماز جمعه ها و جماعات فعالانه شرکت داشتند و نزدیکان شان را به جماعات تشویق می نمودند همیشه از معنویات نماز و دعاها صبحت می کردند، لذا دعای کمیل و توسل و زیارت عاشورا و توسل به ائمه برادر شهید را دگرگون کرده بود. همیشه در زیر لب یا رب ارحم ضعف بدنی را زمزمه می کرد و طلب حاجت می نمود و در لباس پوشیدن بسیار ساده پوش و خاکی بود. پاسدار شهید اسماعیل امام زاده ای در مدت جنگ تحمیلی چهار بار توفیق جهاد نصیبش شد، بار اول در عملیات طریق القدس که موجب آزادی بستان گردید، در این عملیات در حال خواندن نماز همراه با برادر شهید روح الله اسماعیلی مجروح می گردد، شهید امام زاده ای از ناحیه سر 10 ترکش به سرش اصابت می کند و ایشان را به بیمارستان انتقال می دهند لذا چون شوق ادامه عملیات در سرشان بود شبانگاه از بیمارستان فرار می کند و با همان حالت مجروحی جهاد با کفار را ادامه می دهد، برای بار دوم در عملیات فتح المبین که منجر به آزاد سازی شوش و غرب دزفول گردید شرکت فعال داشت و پس از اتمام عملیات سالم به آغوش خانواده بازگشت. برای بار سوم به منطقه عملیاتی پنجوین عراق اعزام شد که پس از گذشت سه ماه و فعالیت در واحد تبلیغات تیپ المهدی و تشکیل جلسات دعا و نوحه سرائی در سنگرهای نورانی رزمندگان اسلام در حالی که به برادران همسنگرش صفای بیشتری می داد به وطن خویش بازگشت و تصمیم به ادامه تحصیل گرفت، شهید جهت ادامه تحصیل در رشته علوم گیاهی وارد دانشگاه شیراز شد، پس از گذشت حدودا یک ماه همزمان با مانور عملیاتی طرح لبیک یا امام و اعزام نیروهای رزمنده به جبهه در تاریخ 62/12/12 جهت لبیک به ندای امام امت را از طریق دانشگاه شیراز راهی جبهه های نور علیه ظلمت شد، در منطقه عملیاتی جفیر با وجود نیاز مبرم در واحد تبلیغات و اصرار فرماندهان ایشان قصد داشت بعنوان نیروی پیاده در یکی از گردان های تیپ انجام مسئول دسته مشغول خدمت می شوند و پس از گذشت 12 روز در منطقه جفیر در روز 25 اسفند ماه 62 عازم خط می شوند تا به خصم زبون یورش برده و اسلام عزیز را از چنگال بعثیون از خدا بی خبر نجات دند لکن پس از گذشت ساعاتی از شب با مسئولیت فرماندهی دسته در حالی که برادران زیردست خود را همچون افسران عالی رتبه زمان امام علی(ع) فرماندهی می کرد با صدور فرمان عملیات خیبر با رمز رسول الله(ص) در حین یورش به خصم زبون در حالی که از روحیه والایی برخوردار بود به معبود حقیقی خود پیوست و دعوت حق را لبیک گفت.

وصیت‌نامه شهید

وصیت‌نامه ثبت نشده است.

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.