یداله احمدی
شهید

یداله احمدی

نام پدر: حسین
دانشگاه: مرکز تربیت معلم شهید پاک نژاد یزد
مقطع: کاردانی
رشته: ریاضی
تولد: شیراز
تاریخ تولد: 1342/03/28
تاریخ شهادت: 1364/11/21
محل شهادت: اروند رود — اروند رود
عملیات:
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید یدااله احمدی در 28/3/42 هجری در خانواده ای متوسط در محله دروازه اصفهان واقع در شیراز فرزندی دیده به جهان گشود که نامش را یدالله نهادند. در سال 1348 در سن شش سالگی جهت فراگیری درس به دبستان ابتدایی امیر کبیر واقع در خیابان تیموری شیراز مشغول به تحصیل شدند و دوره ابتدایی را در همان دبستان با نمرات عالی به اتمام رساندند. در سال 1353 در سن 11 سالگی وارد دوره سه ساله راهنمایی شدند و با بهترین وجه ممکن و با موفقیت کامل این دوره را سپری نمودند و چون علاقه زیادی به رشته ریاضی داشتند غالبا در دروس ریاضی بهترین نمره را کسب می نمود و سال اول نظری را در رشته فیزیک در مدرسه ابوذر (شاپور سابق) سپری نموده و بقیه را تا اخذ مدرک دیپلم در دبیرستان مشکین فام واقع در جنب دانشکده مهندسی گذارندند. اوقات بیکاری بعد از تحصیل را در مغازه کانال کشی مشغول به کار بودند و تا آن جا که در آن شغل استاد شدند پس از گذارندن سه ماهه تابستان در آن شغل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مدت 2 سال خدمت خود را به عنوان پاسدار در جبهه های کردستان و غرب باختران و اواخر خدمت را در جزایر مجنون و جبهه آبادان سپری نمودند و در اواخر خدمت در امتحان گزینش دانشجو برای تربیت معلم شرکت کردند و با پایان گرفتن خدمت و قبول شدن در امتحان دانشجو جهت فراگیری شغل مقدس معلمی راهی شهرستان یزد شدند. در طی دوره معلمی بودند که نامه ای برای خانواده نوشتند و گفتند که من به فرمان امام بزرگوار و رئیس مجلس می خواهم داوطلبانه به جبهه بروم و از لحاظ درسی گفته اند که امکانات در اختیارتان می گذاریم. آن ها هنوز در جبهه مجنون مشغول خدمت بودند که با اعلام عملیات والفجر 8 ایشان و دو تن از یارانش به طور دواطلب به گردان امام علی(ع) که قرار بوده عملیات را انجام دهد می پیمودند و در بیست و یکم بهمن ماه 1364 به وسیله دژخیمان بعثی به درجه رفیع شهادت نائل می گردند . از نقطه نظر اخلاقی ایشان پیوسته با روی گشاده با مردم صحبت می کردند و همیشه خنده بر لبانشان نقش بسته بود و هیچ گاه با تندخویی به افراد خانواده حرف نمی زد و خیلی صبور بودند و در اوقاتی که مشکلی برایشان پیش می آمد با بردباری هر چه بیشتر با آن مشکل رو به رو می شدند و خودشان را در برابر مشکلات از پا نمی انداختند. در دوران تحصیلات همواره به برادر و خواهرش در آموختن دروس یاری می کرد و آن را کمک می نمود تا از لحاظ درس ضعیف نباشند. خیلی کم در انظار نمایان می شد و بیشتر اوقات خود را با مطالعه کتب درسی و مذهبی و گوش فرا دادن به نوارهای مذهبی و سخنان امام و آیت الله دستغیب و مرحوم می گذارند و هر وقت که کسی سراغشان را می گرفت و یا در خانه بودند و یا در کتاب خانه عمومی شهر. همواره ساده پوش بود و هیچ گاه دیده نشد که ایشان لباس های رنگارنگ بپوشاند . در دروان دبیرستان بیشتر اوقات بیکاری خود را مشغول یاد دادن دروس علمی به دیگر دوستانش بود و اوقات بیکاری تابستان را مشغول حرفه کانال کشی می شدند و نماز صبح و ظهر و مغرب را در مسجد توکلی که نزدیک محلمان می باشد می گذراندند و روزهای جمعه را با پیوستن به صفوف نماز گذاران سپری می نمودند و علاقه وافری به سخنرانی های امام خمینی و رئیس مجلس و امام جمعه داشتند گاهی اوقات با آن چنان شور و شوقی سخن می گفت که هر شنونده ای را به وجد می آرود.

وصیت‌نامه شهید

وصیت‌نامه ثبت نشده است.

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.