جعفر فرجی
زندگینامه شهید
زندگینامه ثبت نشده است.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید جعفر فرجی
تاریخ: 1364/03/12
وصیت نامه شهید جعفر فرجی تاریخ : 1364/03/12 بسم الله الرحمن الرحیم «قُلْ إِنْ کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَهٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ» «ای رسول بگو امت را که ای مردم اگر شما پدران و برادران و زنان و خویشاوندان خود را و اموالی که جمع کرده اید و مال التجاره ای که از کساد آن بیمناکید و منازلی که به آن دل خوش داشته اید، بیش از خدا و رسول و جهاد در راه او دوست می دارید پس منتظر باشید تا امر نافذ و قضای حتمی خدا جاری شود و خدا بدکاران را به راه بهشت و سعادت هدایت نخواهد کرد.» «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علی ولی الله» شهادت می دهم که خدایی جز پروردگار یکتای جل و علا نیست و حاکم مطلق آسمان ها و زمین خدایی بی همتاست و شهادت می دهم که محمد(ص) رسول و فرستاده خداوند بر خلائق است و شهادت می دهم که علی(ع) جانشین و خلیفه بعد از رسول اکرم و حجت خدا بعد از پیامبر اکرم است. خدایا، تو خود شاهد باش که اکنون که راهی جبهه می شوم، فقط و فقط برای توست برای لقای دوست و پیوستن به معبود و نمیدانم که آیا لیاقت شهادت را دارم و این فیض عظیم نصیبم می گردد یا نه، ولی با یاد تو و نام تو ای هستی بخش عالمین به سویت هجرت می کنم که تا شاید مرا نیز در بین مجاهدان و رزمندگان و شهیدانت جایی باشد. خداوندا دوست دارم به این بدن فانی من آن گونه که صلاح می دانی رفتار کنی، دوست دارم اگر خواستی آن را مثله نمایی، دست و پایش را قطع کنی، آن را بسوزانی و سرش را از تنش جدا نمایی، ولی بارالها می ترسم از آن هنگام که با این بدن بی مقدار قهر کنی و از آن اعراض نمایی. دوست دارم همچون هزاران شهید گمنام که در جای جای جبهه ها خفته اند گمنام باشم، ولی بی تو و بی یاد تو نباشم. بارالها بار عظیم و طاقت فرسای گناه و عصیان و با پرده ای سیاه و با دلی مالامال از عشق و امید به سویت می آیم، کردگارا امید به بخشش تو دارم زیرا خود فرمودی: «إِنَّهُ لَا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ» خداوندا امیدوار به عفو و کرمت می باشم زیرا که خود را کافر نمی دانم و کافر نیستم زیرا امید به مهر و لطفت دارم. امیدوارم بدن بی ارزش و بی مقدارم را پذیرا باشی. و اما شما ای امت مسلمان: اکنون که فریاد هل من ناصر ینصرنی امام زمان و نایب برحق صاحب زمان(عج) در پهنه گیتی طنین افکن است، اکنون که استکبار و ایادیش با تمامی قوای نظامی، سیاسی و اقتصادی بر اسلام هجوم برده است، اکنون که خون ده ها عزیز از پاره تنمان بر زمین می ریزد وظیفه ام دانستم که به جبهه بروم و از اسلام و حریمش دفاع نمایم و به عنوان قطره ای از دریای بیکران این امت در حفظ دستاوردهای گرانقدر انقلاب سهیم باشم. ولی ابتدا خود را و سپس شما را به تقوای خدا دعوت می کنم و از خدا آن سان که شایسته است پروا گیرید و در همه کارهایتان او را به خاطر داشته باشید و همواره دنباله رو و رهرو راه شهیدان باشید. امام امت، بر افروزنده ی مشعل فروزان انقلاب پیر جماران، آیینه ی زمان، خمینی بت شکن را همچون کوفیان تنها مگذارید و همچنان که تاکنون همچون صفی مرصوص به پشتیبانی از امام و در نهایت از اسلام برخاسته بودید، این صف را همچنان حفظ نمایید که راه سعادت از این راه می گذرد. امت مسلمان: فریاد حسین همیشه زمان و در همه جای تاریخ طنین افکن است که: «إنی لا أَرَی المَوتَ إلَّا السَّعادَهَ وَ الحَیاه مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرما» پس پیوسته راه مبارزه با ظلم را کوتاه ترین راه قرب به خدا دانسته و برای پیمودن این طریق کوشا باشید. پدر و مادر عزیزم: نگاهی به طبیعت می افکنم با امید بی پایان و دیدگانی پر از اشک و در بوستان و گلستان و در قطعه ای شعر و یا در ژرفاترین کوهساران طبیعت و پاییزی که درختان به امید بهاری دیگر برگ هایشان بر زمین فرو می ریزد، اندیشه می کنم اما کلمه ای که قابلیت ستایش شما را داشته باشد نمی یابم، به ناچار به عادت دیرینه ام قلبم را می شکافم و از درون آن قطره خونی به نام سلام تقدیمتان می کنم. پدر و مادر گرانقدر: ای که از بدو تولد، عشق به اسلام و قرآن را به من تبیین نمودید، ای که همواره مرا در پیمودن راهی که رضای خدا در آن باشد سفارش می کردید، حال بنگرید که فرزندتان راهی جبهه شده و برای حفظ همان شعائری که شما به هنگام تولد بر گوش راست و چپش اقامه نمودید، به سوی خدا هجرت نموده است. اکنون بر خود ببالید که توانستید قسمتی از دین خود را به پیامبر اسلام و اسلام عزیز ادا کنید و بر خود ببالید که به صف عظیم و گرانقدر خانواده های شهدا پیوسته اید و این را نیز بدانید که بسیار دوستتان دارم اما عشق به جهاد در راه الله بیش تر از عشق به خانه و کاشانه است. مادرم: هنگامی که خبر شهادتم را شنیدی دو رکعت نماز گذار و به شکرانه این نعمت حمد خدای گوی و این را نیز بدان که فرزند امانتی است از سوی خدا و برای آزمایش انسان و چه بهتر که در راه خدا قربانی شود، پس این جمله را همیشه به یاد داشته باش که «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» از خدا برایم طلب مغفرت نمایید و از او بخواهید که مرا عفو نماید. از همه ی برادران و خویشاوندانی که حقی بر گردنم دارند و حقی از آنان به واسطه من ضایع گردیده است حلالیت می طلبم و از آنان تقاضا می کنم که مرا عفو نمایند تا در روز محشر و در پیشگاه پروردگار رو سیاه درگاهش نباشم. اگر لیاقت شهادت داشتم و جسدم ناپیدا شد افسوس مخورید که جسد هر کجا که باشد روز قیامت بر انگیخته خواهد شد، اگر تاسفی هست باید بر مظلومیت و ناپدید بودن تربت حضرت زهرا سلام الله علیها باشد. و اگر جنازه ام به دستتان افتاد و اگر امکان دارد، مرا در کنار شهید عزیز و نوجوان، دلاور قهرمان شهید حسن نژاد دفن نمایید، چرا که من عهد کرده ام هر روز بر مزارش حاضر باشم، حال که بدنم قرین با روحم قادر به حضور بر تربتش نیست بگذارید جسم بدون روحم در جوارش باشد چرا که او درس پیکار به من آموخت. اگر رضایت مرا می خواهید هزینه های یادبود را برای مدرسه سازی و یا کمیته امداد استفاده کنید. از همه دوستان و آشنایانم و همه کسانی که به نوعی با آنان برخورد داشته ام التماس دعا دارم چراکه بنده سرکش و طاغیم و روسیاه درگاه الهی. امام را تنها نگذارید، اسلام را فراموش ننمایید، جنگ را در راس همه امور بدانید، اتحاد و وحدت تان را حفظ نمایید و هیچ گونه عاملی باعث تفرقه بینتان نشود. والسلام خدایا، خدایا، رسان بقیه الله، در حیات روح ا... بسیجی داوطلب: جعفر فرجی 1364/3/12
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید